مردم،
آکاه باشید!!
رضا
طرح
کشتار جمعی –
این بار
در مقیاس
بسیار وسیع .
شرایط
جامعه به
مرحله ای
رسیده که
جمهوری اسلامی،
خود را در
آستانه "شکست –
پیروزی" می
بیند و این
چیزی فراتر از
مسئله اصلاح
طلبی و... است.
تمام
شواهد نشان از
طرح کشتار
سراسری میدهد.
آنان که از
وقایع کشتار
دسته جمعی
زندانیان
سیاسی در سال
۶۷ کم و بیش
اطلاع دارند با
"شیوه قتل
عام" جمهوری
اسلامی آشنا
هستند. این
بار همان شیوه
ولی با مقیاس
وسیعتر و در سطح
کشور طرحریزی
شده است. قصد
از این هشدار،
نه ترساندن
مردم ، بلکه
آگاه کردن
آنها از
روشهای سرکوب
جمهوری
اسلامی و
آمادگی مردم
داشتن برای
وقایع پیش رو
است. طرح، کم
و بیش به این
صورت خواهد
بود:
مرحله
اول : مقدمه
سازی. بستن
درهای کشور
برای مدتی .
قطع تمام
ارتباطات خبر
رسانی .
مرحله
دوم : دستگیری
و کشتار وسیع
مردم .
مرحله
سوم : شستن خونها
و باز کردن
درها، گویی
هیچ اتفاقی
نیفتاده است.
و "خط قرمز"
دانستن صحبت
در باره
کشتار.
بدون
آنکه وارد بحث
های تئوریک
شده و یا
بخواهم به
بررسی علل
شرایط ایجاد
شده بپردازم،
فقط در یک
جمله بگویم که
مسئله ی
جمهوری
اسلامی فقط
اصلاح طلبی
نیست، بلکه
نارضایتی عمیق
مردم از کل
سیستم جمهوری
اسلامی است
که فعلا در
قالب حمایت از
اصلاح طلبان
بروز کرده و
در صورت
پیروزی ،
میرود که دیگر
اثری از "اسلامی"
آن باقی
نماند. به این
علت، جمهوری
اسلامی، بعلت
ناتوانی اش در
حل مشکلات
کشور و توانایی
اش در سرکوب،
پس از موفق
دیدن خود در
طرح کشتار
سراسری
زندانیان
سیاسی در سال
۶۷ ، تصمیم به
"حل ریشه ای"
به شکل کشتار
وسیع و ایجاد
وحشتی عظیم در
دل مردم
گرفته است.
مشخص
است که پیش
مقدمه ی این
کشتار ، یافتن
بهانه است، که
این خود، ساده
ترین کار برای
حکومتهای
استبدادی است.
در رابطه با
مسدله "جهان
خارج"، حکومت
جمهوری
اسلامی،
بدلیل شل کردن
سر کیسه منابع
طبیعی ایران
برای کشورهای
دیگر و دادن
"حق سکوت" های
گزاف به اکثر
رسانه ها ی
بین المللی،
مشکل جدی یی
نداشته و نخواهد
داشت.
اولین
قدم، قطع هر
گونه ارتباط
است: اخراج
خبرنگاران خارجی
از کشور(در حال
انجام است).
فرستادن
ماهواره به
فضا برای ایجاد
اختلال در
امواج
فرستنده های
تلویزیونی(انجام
شده و در حال
آزمایش است).
قطع ارتباطات داخلی
بطور کامل (
قرار است مدتی
قبل از فاجعه
صورت پذیرد).
قدم
بعدی، کشتار
بسیار وسیع
مردم در
ابعادی فاجعه
آمیز که
بتواند به تعبیر
آنها آنچنان
رعبی ایجاد
کند که تا
سالیان سال
جرات ابراز
مخالفت از
مردم سلب شود.
انجام این
مرحله برای
جمهوری
اسلامی ، با
توجه به تجربه
ی سی ساله شان
در سرکوب و
کشتار ساده ترین
قسمت طرح است.
مرحله
آخر، مرحله ی
"پس از طوفان"
است. آرامش
وحشتزای پس از
طوفان، که
مرحله فعال
شدن
"کارشناسان
روانشناسی"
وزارت
اطلاعات
بمنظور
اغتشاش در
صورت مسئله –
ونه پاک کردن
صورت مسئله
است. ایجاد
پارازیت در
انتشار
خبرهای
پراکنده و نا
مستند مردم بشکل
اخبار دروغ و
اغراق آمیز از
طرف عناصر اطلاعاتی
حکومت.
"خط
قرمز"، حکم نا
نوشته ایست که
همه
سیاستمداران
خود را موظف
به رعایت آن
میدانند. کدام
"اصلاح طلب" و
سیاستمدار
داخلی و خارجی
را میشناسید
که کشتار وسیع
زندانیان
سیاسی ایران
در سال ۶۷ را
بطور موثر
محکوم کرده
باشد. مگر
چنین کشتاری
رخ نداده
است؟ مگر
مسئله ی کم
اهمیتی ست
کشتار هزاران
نفر فقط بخاطر
عقیده ای
دیگر؟ محکوم
کردن این کشتار
خط قرمزی است
که هر کس از آن
بگذرد دشمن آشتی
ناپذیر
جمهوری
اسلامی
قلمداد میشود.
چه
باید کرد؟
مردم
باید بدانند
زمانی که
سیستم اطلاع
رسانی
مخدوش(غیر
قابل اعتماد)
ویا قطع شده
است از حرکت
های کور
خودداری کنند.
حکومت ممکن
است برای مدت
کوتاهی تمام
سیستمهای
اطلاع رسانی
(اخراج
خبرنگاران
خارجی – قطع کلیه
خطوط تلفنها و
اینترنت –
ممنوعیت تجمع
و تردد و...) را
قطع کند، اما
نمیتواند
آنرا به درازا
بکشاند. مردم
باید در شرایط
بحرانی،
خویشتن دار
بوده و به محض
باز شدن
سیستمهای
اطلاع رسانی،
فعالیت های
اعتراضی خود
را از سر
گیرند. این
روش بهترین
راه مقابله با
حکومتی ست که
هیچ حدی برای
سرکوب مردم
برای خود قائل
نیست.
۲۷/۳/۱۳۸۸