مردی به اتهام تجاوز به یک زن و تهدید خانواده او به مرگ، به دار آویخته خواهد شد

 

روزنامه حکومتی ایران- مورخه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵‌:  يك مرد كه با تهديد به قتل عام خانوادگى زنى جوان، وى را تحت سلطه خودگرفته و تسليم خواسته شيطانى اش كرده بود، به دار مجازات آويخته خواهد شد. پنج قاضى دادگاه كيفرى استان تهران وقتى اين مرد را گناهكار دانستند وى را به اعدام محكوم كردند كه قضات ديوانعالى كشور نيز اين مجازات سنگين را تأييد و قابل اجرا دانستند.

بنا به اين گزارش ؛ در سال ۸۳ زن جوانى با مراجعه به پليس درحاليكه به شدت ترسيده و هراسان بود با ادعاهاى تكان دهنده اى پرده از سرنوشت تلخى برداشت كه در آن گرفتار توطئه شيطانى يك مرد شده بود.

اين زن كه ادعا مى كرد جان همسر بيمار و بچه هايش در خطر است، گفت: «از مدتى پيش مردى مزاحم تلفنى خانه ما مى شد، وقتى گوشى را برمى داشتم به من ابراز محبت مى كرد و مدام مى گفت كه دوستت دارم و مى خواهم از شوهرت طلاق بگيرى و با من ازدواج كنى...

وى افزود: نمى دانستم مزاحم تلفنى چه كسى است، وقتى خواستم دست از سرم بردارد ، لحن گفتارش تغيير كرد و با خونسردى گفت كه اگر با او رابطه دوستى برقرار نكنم شوهرم و بچه هايم را خواهد كشت.

وحشت همه وجودم راگرفت، در سال ۷۶ ، جارى ام و دو بچه برادر شوهرم به قتل رسيده بودند و هميشه ترس در وجودم بود، احساس كردم در دام خطرناكى افتاده ام، آن مرد طورى تهديد مى كرد كه هر لحظه صحنه قتل جارى و دوبچه اش را به يادم مى آورد تا اينكه خواست من را ببيند.

زن جوان ادامه داد: «بين دو راهى گرفتار شده بودم از ترس پذيرفتم و سر قرار رفتم. وقتى رسول را ديدم باور نمى كردم او باشد، مردى با ظاهرى فريب دهنده كه در محله مان از احترام خاصى برخوردار بود و هيچ كس تصور نمى كرد «رسول» چنين خصوصياتى داشته باشد.

با التماس خواستم دست از زندگى ام بكشد، او كه با همسرم آشنا بود و حتى بارها به شوهرم برنج فروخته بود نه تنها اعتنايى به گريه هايم نكرد بلكه وقتى ديد من از چهره قابل نفوذ و شخصيت اجتماعى او ترسيده ام تهديد كرد اگر تن به خواسته اش ندهم در خودروى شوهرم مواد مخدر مى گذارد تا او را بازداشت كنند سپس سراغ من و بچه هايم آمده و ما را به قتل خواهد رساند»

وى گفت: از ترس ، خاله ام را در جريان قرار دادم و او نزد رسول رفت و خواست از من چشم پوشى كند، اين مرد با گستاخى تمام به تهديداتش ادامه داد، مستأصل شده بودم. شوهرم اگر بيمار قلبى نبود به او مى گفتم، زندگيم را دوست داشتم اما در برابر خطر بزرگى قرار گرفته بودم و نمى خواستم بچه هايم سرنوشتى مشابه برادرزاده هاى شوهرم داشته باشند تا اينكه از رسول خواستم خانه يكى از بستگانم بيايد ودر آنجا با او حرف بزنم، مى خواستم در خانه اى باشد كه اين مرد هراس داشته باشد، وقتى او آمد با گريه خواستم ديگر با من كارى نداشته باشد او نه تنها به گريه هايم توجهى نكرد بلكه وقتى احساس كرد در خانه تنها هستيم به سمت من حمله برد، فقط گريه مى كردم همين...

زن جوان، سرش را به زير انداخت و ادامه داد: «او با تهديداتش كاملاً به من سلطه پيدا كرده بود، هر وقت به من زنگ مى زد ترس وجودم را مى گرفت، سعى مى كردم با حرف زدن او را خام خود كنم تا اينكه يكبار در خيابان وقتى با بچه هايم بودم من را با تهديد سوار خودرو اش كرد . او به سمت شمال راه افتاد بارها گفتم كه همسرم چشم به راه است اما گوشش بدهكار نبود، مثل هميشه از نفوذهايش حرف هايى زد و اينكه كارى نكنم كه او من و بچه ها را به قتل برساند. چند روزى در شمال اسير اين مرد بودم، بچه هايم هم جرأت حرف زدن نداشتند، درآنجا بود كه تصميم گرفتم وقتى به تهران برگشتم نزد پليس بيايم وديگر كارى به تهديداتش نداشته باشم، احساس كردم بميرم بهتر از اين است كه تسليم خواسته ها و هوسرانى هاى اين مرد باشم.

وقتى پليس با طرح شكايت خود را برابر يك تراژدى تلخ ديد، پرونده با صدور رأى عدم صلاحيت در دادسرا، براى رسيدگى تخصصى به شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع داده شده و قاضى ساعى - رئيس دادگاه - به همراه چهار قاضى مستشار - رحيمى ، شهرابى، فراهانى و شريفى به بررسى ويژه اين پرونده هولناك پرداختند. در تحقيق ۵ قاضى از زن جوان مشخص شد كه وى از نخستين تهديدهاى مرد هوسران، مستأصل بوده است وچون در نزديكان خود شاهد قتل عام خانواده برادر همسرش و مرگ جارى و دو كودك خردسال وى بود مى ترسد با سرنوشت مشابهى روبرو شود و با وجود ترس از عملى شدن تهديدات اين مرد كه چهره فريبنده اى داشته و به مكان هاى خاص رفت و آمد مى كرد، و توانسته بود يك شخصيت اجتماعى براى خود دست و پا كند، همه تلاش خود را جهت منصرف كردن رسول از خواسته شيطانى اش كرده است و حتى در زمان حمله اين مرد او در برابرش مقاومت داشته است.

بدين ترتيب ، مرد هوسران روبروى هيأت قضايى، پشت تريبون دفاع ايستاد و با صراحت تمام ادعا كرد كه همه سرگذشت زن جوان همانطورى كه وى گفته است واقعيت دارد و وى با علاقه بسيارى كه به اين زن داشته است با مزاحمت هاى تلفنى و تهديد به قتل عام خانوادگى، وقتى زن جوان براى نجات اعضاى خانواده اش با او قرار ملاقات گذاشته و التماس مى كرد در برابر وسوسه شيطانى نتوانسته مقاومت كند و با حمله به اين زن، به او تعرض كرده است.


حكم اعدام مرد هوسران


قضات شعبه
۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران پس از بررسى اعترافات تكان دهنده مرد هوسران و ادعاى دردناك و تلخ زن جوان،

رسول را گناهكار شناختند و وى را به مجازات اعدام محكوم كردند.

بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، اين حكم سنگين با اعتراض مرد هوسران در اختيار شعبه ۳۳ ديوانعالى كشور قرار گرفت و قضات ديوان با تأييد حكم اعدام رسول آن را قابل اجرا دانستند و اين مرد بزودى به دار مجازات آويخته خواهد شد.