دو بار قصاص نفس براي متهم به قتل مسافر‌كش‌ها

 

خبرگزاري حکومتی  فارس: مردي كه در اصفهان با كرايه دربست خودروهاي مسافركش ، راننده‌هاي آنها را مي كشت و خودروها را به سرقت مي‌برد در آستانه حكم اعدام در ملاء عام مقابل ترمنيال جي اصفهان قرار گرفت

سيد حميدرضا طباطبائي دادستان عمومي و انقلاب اصفهان روز گذشته با اعلام اين خبر به خبرنگار ما گفت: پرونده اين مرد كه عليرضا نام دارد از آذر‌ماه سال 1380 ابتدا در شعبه نهم دادگستري اصفهان و پس از احياي دادسراها در اين استان در شعبه 106 عمومي جزايي بعنوان شعبه جايگزين شعبه نهم مطرح شد كه ديماه سال 83 راي بر دوبار قصاص نفس وي در ملاء عام صادر و راي مذكور در تاريخ 25/4/84 در شعبه 39 ديوانعالي كشور تائيد و همچنين اسيتذان آن در مورخه 8/8/85 به تائيد رياست محترم قوه قضائيه رسيد.


طباطبايي افزود: راي مذكور روز پنجشنبه ساعت 7 صبح مقابل ترمينال جي اصفهان به اجرا درخواهد آمد.


*اولين قتل

 

هفدهمين روز تيرماه سال 1380 عليرضا ك 30 ساله بهمراه يكي از هم محله‌اي‌هايش بنام عبدالله از يكي از شهرهاي اطراف اصفهان يكدستگاه پيكان استيشن را به رانندگي پيرمردي 65 ساله بنام رجبعلي كمالي دربست كرايه مي كند تا به روستاي هوره كه در محدوده شرقي اصفهان قرار دارد حركت كند.


در ميان راه و نرسيده به روستاي مذكور عبدالله از ماشين مقتول پياده شده و راننده خودرو و عليرضا با تفاق هم به سمت روستاي هوره حركت مي كنند.


در اطراف روستا عليرضا مقتول را به يكي از باغ‌هاي ميوه دعوت كرده و از او خواست تا با هم كمي ميوه بخورند. مقداري كه با هم ميوه مي‌خورند مقتول به خواست عليرضا به گوشه‌اي از باغ مي رود و در بين راه هنگاميكه به يك سطح شيب دار مي‌رسند عيلرضا راننده خودرو را هل داده و در حين زمين خوردن سر وي به تكه سنگي برخورد كرده و بيهوش مي‌شود.
سپس عليرضا كمربند شلوار مقتول را باز كرده و دور گردنش بسته و او را در همان محل رها نموده و همراه با خودرو متواري مي‌گردد.
*قتل دوم


عليرضا حدود چهار ماه بعد در حوالي دليجان در حاليكه با خوردو مقتول در حال حركت بوده است توسط پليس راه متوقف و در آنجا موفق مي‌شود خودرو را رها كرده و به اصفهان فرار نمايد.


وي در هشتمين روز از آذر ماه سال هشتاد ساعت 10 صبح از ميدان طوقچي اصفهان يكدستگاه پيكان سواري به مبلغ سه هزار و 500 تومان دربست كرايه مي كند و از راننده آن به نام نياز علي رئيسي مي خواهد تا او را به زفره ببرد.
در بين راه بعد از روستاي علي آباد لاستيك خودرو مقتول پنجر مي‌شود و او در كنار جاده مشغول تعويض لاستيك بوده كه عليرضا از پشت سر به نياز علي نزديك شده و با زاپاس به سر وي مي‌كوبد.


نيازعلي بر اثر ضربه بيهوش مي شود و در اين هنگام عليرضا دست و پاي وي را بسته و پشت يكي از تپه ها روستاي علي‌آباد رها مي كند كه منجر به فوت وي مي‌شود.


عليرضا سه روز بعد در حاليكه تصوير بازسازي شده آن توسط عوامل انتظامي دليجان در دست كليه اكيپهاي انتظامي در جاده اصفهان چادگان بود، دستگير گرديد و در اولين بازجوئيها به جنايات خود اعتراف نمود.