ماشین اعدام جمهوری اسلامی، بی وقفه جان میگیرد
رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، در اقدام جنایتکارانه دیگری، جوان انقلابخواه محمد قبادلو را با عجله و در سکوت به انتقام از جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، سحرگاه سوم بهمن به قتل رساند (به دار آویخت). او را مانند میلاد زهرهوند در سکوت به قتل رساندند تا نفس جامعه را بگیرند و دیگر کسی جرئت اعتراض نکند و برای برانداختن این حکومت تبهکار به خیابان نرود.
جمهوری اسلامی همان روز در زندان قزل حصار، روحانی کُرد فرهاد سلیمی را همزمان با محمد قبادلو به قتل رساند (به دار آویخت). او یکی از هفت زندانی کُردی بود که در سال ١٣٨٨ به اتهام انتسابی «محاربه»، «افساد فیالارض»، «هواداری از گروههای سلفی» و «قتل امام جماعت مسجد خلفای راشدین مهاباد») دستگیر و در سال ١٣٩٧ به اعدام محکوم شدند. از این هفت نفر، تاکنون ایوب کریمی، قاسم آبسته، داود عبدالهی و فرهاد سلیمی را به دار آویختهاند و خطر اجرای حکم اعدام سه نفر باقیمانده؛ انور خضری، کامران شیخه و خسرو بشارت به شدت افزایش یافته است.
تبهکاران جمهوری اسلامی، دو تن از جوانان قیام کننده در آبان ١٣٩٨؛ کامران رضایی را به اتهام انتسابی قتل یک بسیجی در زندان عادل آباد شیراز و هانی شهبازی را به اتهام انتسابی قتل یک پاسدار و یک مامور انتظامی، در آذر ماه سال جاری در زندان اهواز در سکوت اعدام کردند.
جمهوری تبهکار اسلامی، هنوز میخواهد از مردم ایران برای جنبش انقلابی زن زندگی آزادی انتقام بگیرد. مجاهد کورکور را به اتهام کشتن ۷ نفر – از جمله کیان پیرفلک، و رضا رسائی را به اتهام کشتن رئیس سپاه شهرستان صحنه به اعدام محکوم کرده و این دو جوان انقلابخواه را در معرض اعدام قرار داده است.
در پروند موسوم به اکباتان، هشت جوان انقلابخواه را به اتهام واهی کشتن یک طلبه بسیجی عضو سپاه پاسداران دستگیر کردند. میلاد آرمون، محمدمهدی حسینی و مهدی ایمانی به «محاربه» و «مشارکت در قتل» و علیرضا کفایی، امیر محمد خوشاقبال، علیرضا برمز پورناک و حسین نعمتی به اتهاماتی از جمله «مشارکت در قتل عمد» و «اخلال در نظم و آرامش عمومی» متهم شدهاند .بر اساس قوانین رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، مجازات «محاربه» و «مشارکت در قتل» مرگ است.
تبهکاران حاکم، چهار زندانی سیاسی کُرد، محسن مظلوم، محمد (هژیر) فرامرزی، وفا آذربار و پژمان فاتحی، چهار عضو حزب کومهله کردستان ایران را به اتهام انتسابی همکاری با اسرائیل به اعدام محکوم کردهاند و جان آنان در خطر جدی است.
تمام این زندانیان اتهامات انتسابی را رد کرده و آنرا نپذیرفتند و چنانچه اگر هم در دوران بازجوئی و شکنجه، مجبور به اعتراف به انجام عمل نکرده شدند، اتهامات منتسب به خود را در دادگاه نپذیرفتند.
در پرونده دیگری، جمهوری اسلامی اخیرا، علی عبیداوی (بترائی) را که همراه با برادرش در جریان قیام آبان نودوهشت به اتهام انتسابی “حمله به پایگاه بسیج” در ماهشهر دستگیر شده بودند، به اعدام محکوم کرد.
جمهوری اسلامی همچنین، یوسف احمدی، زندانی سیاسی اهل سنندج را اخیرا بعد از چهار سال به اتهام «بغی» و «همکاری با یکی از احزاب کُرد» به اعدام محکوم کرد.
در پرونده دیگری، جمهوری اسلامی، محمد زینالدینی را که به هنگام دستگیری در مهر ماه ۱۳۹۹هجده ساله بوده و ادهم نارویی را که به هنگام دستگیری در خرداد ۱۴۰۰بیست ساله بوده، به اتهام کشتن چند پاسدار به اعدام محکوم کرده است. این حکم در حالی صادر شده است که گفته میشود این دو نفر در صحنه درگیری حضور نداشتهاند و بارها در دفاعیات خود بر بیگناهی و عدم مداخله در این درگیری تاکید کردهاند.
جمهوری اسلامی از اعدام به عنوان ابزاری برای سرکوب، ایجاد ارعاب در جامعه و با هدف سیاسی و مقابله با بحرانهای داخلی و خارجیاش و انحراف افکار عمومی استفاده میکند. در بیشتر موارد اعتراضات اجتماعی، در موارد بسیاری پیش آمده است که جمهوری اسلامی ماموران خود را بویژه در جریان جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، برای پیشبرد اهداف کثیف و تبهکارانهاش، طعمه مرگ کرده و خود موجبات مرگ آنان را فراهم کرده است. در هیچ یک از این موارد، قاتل واقعی یافت نشد و از اعترافات اجباری برای اثبات جرم استفاده کردند. اعترافات اجباری در جمهوری اسلامی، سابقهای طولانی به درازای عمر نکبتبار آن دارد. شعار «نه به اعدام» برای رژیمهای تبهکاری همچون جمهوری اسلامی که پایههای خود را بر اجساد هزاران انقلابی در دهه شصت و دریایی از خون آنان برپا کرد و در دهههای بعد برای بقایش همان سیاست را پی گرفته، معنی و مفهومی ندارد.
اعدام و قتل و کشتار با جمهوری اسلامی اجین است. اگر آنها را از آن بگیری، چیزی به نام جمهوری اسلامی باقی نمیماند. شعار مناسب برای پایان دادن به هرنوع خشونت حکومتی، از جمله اعدام و قتل و کشتار، «سرنگونی» است. تا زمانی که رژیم تبهکار جمهوری اسلامی به حیات نکبتبارش ادامه دهد، اعدام و قتل و کشتار و شکنجه و سرکوب نیز ادامه خواهد داشت.
یاد تمام رزمندگان و انقلابیون و جوانانی که جان و حق حیاتشان را تبهکاران جمهوری اسلامی از آنان ربودند، ماندگار باد.
کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)
٢٤ ژانویه ٢٠٢٤ برابر با ٥ بهمن ١٤٠٢