«زندگی آن چه زیسته ایم نیست بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آن گونه است که به یادش می آوریم تا روایت اش کنیم»
هرچه به روزهای پایانی تابستان وروزهای اول پاییز نزدیکتر می شویم، یاد و خاطره دوستان و رفقای عزیز جانباختهمان، در ذهن و جان مان بیشتر زنده می شود.
بعد از آن که اسلامگرایان حکومت را به دست گرفتند، تنها چند ماه بعد از انقلاب، کمر به شکست انقلاب و نابودی دستاوردهای آن بستند. با کشتار مردم در کردستان، خوزستان و ترکمن صحرا آغاز کردند. هرکسی را که در انقلاب حضور فعال داشت، دستگیر، شکنجه و اعدام کردند. سازمانهای سیاسی را از دم تیغ گذراندند. دهه ی شصت را با کشتار وسیع هواداران و اعضای سازمان های سیاسی، به سیاه ترین دهه در تاریخ معاصر ایران تبدیل کردند. هر آنکس را که از کشتارهای دههی شصت جان به در برده بود، طی ماه های مرداد و شهریور شصت و هفت، با حکم روحالله خمینی، به جوخهی مرگ سپردند.
بهمن و اسفند ١٣۶۶، هزاران زندانی سیاسی را که دوران محکومیت خود را می گذارندند و یا گذرانده بودند و آن ها را همچنان در زندان نگه داشته بودند، دوباره بازجوئی کردند. برایشان پرونده درست کردند، آنها را طبقه بندی و بندهای شان را جدا کردند. چند ماهی بود که جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره با رژیم عراق رفته بود و میدانست به زودی ناچار است صلح را به پذیرد. میدانست که بعد از اعلام صلح با عراق، زندانیان سیاسی که در زندان هایاش در سراسر ایران اسیرش بودند، برایاش دردسر آفرین خواهند بود. جمهوری اسلامی میدانست که خواست آزادی زندانیان سیاسی بعد از جنگ، به یک مطالبه اجتماعی تبدیل خواهد شد. آزادی آن همه زندانی بعد از شکست فاجعه بارش در جنگ هشت ساله با عراق، و بازگشتشان به درون مردم، جامعه را غیرقابل کنترل و با طلاطم های سیاسی و اجتماعی مواجه میکرد. از این رو، برای کشتن آن ها از حدود یک سال پیش از کشتن شان، برنامه ریزی کرده بود. کشتار را در تابستان شصت و هفت به فرمان خمینی، بزرگ جلاد جمهوری اسلامی به اجرا در آوردند.
بنابر آمارهای موجود، جمهوری اسلامی در سه سال اول دهه ی شصت، هر هشت دقیقه یک نفر را اعدام کرده است. اسامی اعدامشدگان را اوایل برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه منتشر میکرد. بعد از آن و در جریان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت، در پنهان به کشتار زندانیان سیاسی ادامه داد. از آن به بعد و بویژه کشتار زندانیان در سال شصت و هفت، به خط قرمز حکومت تبدیل شد و کسی از میان خودی ها اجازه نداشت که در باره ی آن صحبت کند. جمهوری اسلامی تا این حد از اعلام عمومی این کشتار وحشت داشته و دارد که حتی برخی از اعضای کمیسیون مرگ، که زندانیان را در تابستان شصت و هفت کشتار کردند، از جمله پورمحمدی، دخالت در کشتار وعضویت اش در کمیسیون مرگ را انکار کرد. به دنبال برگزاری مرحله ی اول دادگاه مردمی ایران تریبونال در ژوئن ٢٠١٢، که در سطح وسیعی در ایران بازتاب پیدا کرد و کشتار زندانیان سیاسی را وارد افکار عمومی کرد، برخی از آیت الله ها، نظیر دستغیب، صانعی و خزعلی خواهان توضیح در بارهی کشتار شدند. سید محمد مهدی پیامبری، مقام امنیتی جمهوری اسلامی، طی انتشار مقالهای تحت عنوان«پشت پرده دادگاه نمایشی ایران تریبونال» که در تمامی مطبوعات و رسانههای جمهوری اسلامی به چاپ رسید، ضمن اقرار به کشتار زندانیان سیاسی، از آن دفاع کرد. سایت بازتاب، متعلق به محسن رضائی نیز همان سال، با درج مطلبی در این سایت تلاش کرد که خامنهای را از کشتار زندانیان سیاسی مبرا کند. بازتاب نوشته بود، بعد از آن که خمینی، حکم کشتار زندانیان چپ و کمونیست را برای تعیین تکلیف نهائی به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داد، خامنهای که در آن زمان رئیس جمهور بود، با این حکم مخالفت کرد و هزاران زندانی چپ و کمونیست را از اعدام نجات داد.
اخیرا، خانوادهی منتظری، فایل صوتی صحبتهای منتظری با اعضای کمیسیون مرگ را انتشار دادند. این فایل صوتی موجب شد که برخی از دستاندرکاران رژیم از هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب، و همچنین اعضای هیئت مرگ، نظیر پورمحمدی که همواره دخالت در کشتار و عضویت در کمیسیون مرگ را انکار میکرد، در رابطه با آن موضعگیری و اقرار به کشتن زندانیان کنند. منتظری بدون آن که به کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال های نخستین دههی شصت، اشاره کند، از کشتار زندانیان سیاسی در سال شصت و هفت به عنوان «بزرگترین جنایت در جمهوری اسلامی» نام میبرد.
جمهوری اسلامی انتظار داشت که با گذشت زمان، کشتار وحشیانهی زندانیان سیاسی در دههی شصت به فراموشی سپرده شود.
اما، سیاست ضدفراموشی همگانی و اقدامات ستُرگی همچون دادگاه ایران تریبونال، که در سطح وسیعی در ایران و در سطح بینالمللی بازتاب پیدا کرد، کشتار زندانیان سیاسی را وارد افکار عمومی در ایران کرد. با وارد شدن این واقعه به جامعه و افکار عمومی، مقولهی سی سال انکار واقعه نیز با آن وارد جامعه شده و زمینه را برای کیفرخواست عمومی علیه جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داده است. اکنون، تنها زندانیان سیاسی دهه ی شصت و خانواده های جانباختههای این دهه و اعضای سازمان ها و احزاب سیاسی مخالف نیستند که خواهان گشایش پرونده ی این جنایت و روشن شدن آن هستند. خواست رسیدگی به پرونده ی این جنایت، به یک مطالبه اجتماعی تبدیل شده است و از این به بعد، با سرعت بیشتری یقه ی جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.
دوستان، یاران و همراهان عزیز، سلام
به بیست و سومین گردهمائی در باره کشتار زندانیان سیاسی و بیست و هشتمین سالگرد بزرگداشت هزاران زن و مرد مبارزی که در زندانهای جمهوری اسلامی جان سپردند، خوش آمدید. امسال، بیست و سومین سال گردهمایی ما در بارهی کشتار زندانیان سیاسی در دهه ی شصت است. گردهمائیها در استکهلم، میعادگاه ما دادخواهانی است که باور داریم تنها راه جلوگیری از تکرار فحایعی که در سی و شش سال اخیر به ویژه در دهه ی شصت در ایران رخ داده است، اجرای عدالت و ایجاد جامعه ای نوین و انسانی مبتنی برعدالت اجتماعی و برابری است.
برنامه را با یک دقیقه کف زدن به یاد و در بزرگداشت هزاران زن و مردی که در زندانهای جمهوری اسلامی و در مواجه با این رژیم جان باختند، آغاز میکنیم. سپس رفیق عزیز هنرمندمان، فریبرز فخاری قطعه ی زیبایی با ساکسیفون سوپرانو بیاد جانباختهگان اجرا میکند. بعد از وی، رفیق عزیزم پیوند، مطلب کوتاهی در باره ی کتاب ایران تریبونال، نوشته ی بابک عماد، که اخیر توسط انتشارات باران منتشر شده است، خدمتتان ارایه می دهد.
در بخش اول برنامه، خانم فاطمه جوکار، زندانیان سیاسی سابق و از خانواده های جانباختهگان زندان در دهه ی شصت، به مدت چهل و پنج دقیقه، سخنرانی خواهد کرد. موضوع سخنرانی ایشان«کودکان زندان» است.
در بخش بعدی برنامه، دوست عزیزمان گلرخ جهانگیری، با صدای دلنشین اش چند ترانه و آهنگ اجرا خواهد کرد.
در بخش دوم برنامه، خانم نجمه موسوی، شاعر، نویسنده و مترجم تبعیدی و دبیر نشریه آرش، به مدت چهل و پنج دقیقه سخنرانی خواهد کرد. موضوع سخنرانی ایشان «مقایسهای میان خاطرات زندان زنان و مردان در دههی ١٣۶٠» است.
آقای علی نگهبان، نویسنده، پژوهشگر ادبی و مترجم، سخنران بعدی خواهد بود که به مدت چهل و پنج دقیقه با موضوع «مقایسهای میان زنان و مردان زندانی در ادبیات داستانی خارج از کشور» ، سخنرانی خواهد کرد.
در بخش دوم برنامه، به فاصله ی دو سخنرانی، فریبزز فخاری، قطعه ای دیگری اجرا خواهد کرد.