مقدمه برنامه بیست و ششمین گردهمایی

.

من فریاد سرخ رهایی‏ ام

بخوان مادر نامم را بر آسمان خاوران

من پرچم خونین آزادی ام

بخوان همسرم نامم را بر آسمان خاوران

من سپیده سرخ رهای ام

من زندانی ام در زیر خاک جاوید خاوران

بخوان این خلق قهرمان، نامم را بر آسمان خاوران

یک سال دیگر هم از دهه‌ای که جمهوری اسلامی جامه‌ای پر از خون به تن مردم و جامعه ایران کرد، گذشت. دوباره گرد‏هم آمدیم. دوباره با صدای بلند فریاد می‏زنیم؛ نه گذر زمان و نه گذر عمر، و تا روزی که مانیم، نگذاریم غبار زندگی بر حافظه‏ی تاریخی‏مان سایه افکند. نگذاریم که یاد و خاطره‏ی یاران‏مان که به دست تپه‏کاران جمهوری اسلامی در خون خود درغلطیدند، از یادها برود. 

آنان که هزاران زن و مرد را در زندان‏ها به دار آویخته و تیرباران کردند، آنان که هزاران دختر و پسر جوان را به جوخه‏های مرگ سپردند، آنان که سرکوب و آزار مردم را ضامن بقای حکومت نکبت بار خود می‏دانند، آنان که می‏خواهند کشتار هزاران زن و مرد به فراموشی سپرده شود، باید بدانند مادران، پدران، همسران، فرزندان، خواهران، برادران و توده مردمی که فرزندان‏شان در زندان‏های حاکمان جنایت‏کار جمهوری اسلامی به جوخه مرگ سپرده شدند، هرگز این جنایت وحشیانه را فراموش نخواهند کرد و عاملان و مسببان آن را نخواهند بخشید. آنان که امید دارند با گذشت زمان، این جنایان هولناک و این زخم عمیق اجتماعی به فراموشی سپرده شود، باید بدانند که ما این جنایات را نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم

مقدم شما دوستان، یاران و رفقای عزیز را به بیست‌وششمین گردهمایی استکهلم در باره کشتار زندانیان سیاسی در دهه‏ی شصت، گرامی می‏داریم. بیست‏و‏شش سال پیش، زمانی که برای نخستین‏بار کانون زندانیان سیاسی ایران در تبعید در استکهلم گرده‏همایی برگزار کرد، شمار زیادی از چهره‏هایی که امروز در این سالن نشسته‏اند، آن سال و همه‏ی این سال‏ها با اعتقاد راسخ به حق حیات برای انسان‏ها، همراه و همگام با ما، نگذاشتند که کشتار زندانیان سیاسی، این جنایت هولناک ضد بشری به دست فراموشی سپرده شود. ما با هم تاریخی ساختیم که پر از روشنگری است. ما به اتفاق موفق شدیم بسیاری از زوایای تاریک زندان‏های جمهوری اسلامی و کشتار زندانیان سیاسی در دهه‏ی شصت و تاثیرات آن بر مسائل اجتماعی را با حضور شاهدان عینی و کارشناسان عرصه‏های سیاسی، اجتماعی، ادبیات، هنر و روانشناسی مورد بحث و گفت‏وگو قرار دهیم.   

در این بیست‏وشش سال، جامعه‏ی ایران حوادث بسیار تلخی را پشت سر گذاشته است و جنبش دادخواهی نیز، شمار زیادی از مادران مبارزی را که پایه‏های این جنبش بودند، را از دست داد. در این سال‏ها، شاهد پرپرشدن پدران و مادران بوده‏ایم که هرگز حاضر نشدند مسببان این جنایت هولناک را به بخشند. ما نیز در ادامه‏ی راهمان، مصمم برسر عهد و پیمان‏مان با یاران‏مان که در سیاهچال‏های جمهوری اسلامی سربدار شدند، ایستاده‏ایم. ما هرگز حتی برای یک لحظه هم از مبارزه علیه تمامیت جمهوری اسلامی و مبارزه برای ساختن جامعه‏ای نوین و عاری از زندان، شکنجه، اعدام و رنج و ستم طبقاتی، دست نخواهیم کشید.   

جنبش دادخواهی در این سال‏ها، تعداد زیادی از مادران و پدرانی را که زندگی‏شان در مقابل زندان‏ها و تلاش برای یافتن محل دفن عزیزانشان و به دادخواهی آن‏ها سپری شد، از دست داد. در تازه‏ترین اتفاقات از این دست، جنبش دادخواهی، مادر فروغ تاجبخش (مادر لطفی) را از دست داد. مادر لطفی مادرجان باخته انوشیروان لطفی، از پیشگامان مادران خاوران بود. انوشیروان، پسر بزرگ مادر لطفی، در دو حکومت پادشاهی و اسلامی زندانی سیاسی بود. مادر لطفی همزمان با دستگیری انوشیروان در سال ١۳۵٠ زندگی‌اش دستخوش تغییر گردید و رفت و آمد به زندان برای ملاقات با فرزندش، بخشی از زندگی وی شد. مادر لطفی از همان زمان با تعدادی از مادران و خانواده‌های زندانیان سیاسی آشنا شد و روابط بسیار دوستانه‌ای با آنها برقرار کرد. این دوستی به پیوندی ناگسستنی تبدیل شد. پیوندی که حتی از روابط خانوادگی نزدیک‌تر شد و هیچ نیرویی نتوانست این پیوند را از هم بگسلد. این مادر مبارز و فداکار از زمان شاه همپای سایر مادران و خانواده‌های زندانیان سیاسی، جنبش دادخواهی در ایران را وارد عرصه نوینی کردند. مادر لطفی در تمامی اقدامات اعتراضی و دادخواهانه در رابط با زندانیان سیاسی، بویژه قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان شصت‌وهفت، نقش تاثیرگذار و تعیین کننده داشت. او، تکیه گاه و ستونی بود برای سایر مادران خاوران. یاد مادر لطفی و تمام مادرانی که دیگردر میان ما نیستند، گرامی باد. به یاد و در بزرگداشت مادرانی که رفتند و مادرانی که هنوز هستند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگه داشته اند، یک دقیقه به پا می‌ایستیم و کف می‌زنیم.

برنامه‏ی ٢۶مین گردهمایی در باره کشتار زندانیان سیاسی در ایران را با یک دقیقه کف زدن بیاد و در بزرگذشت هزاران زندانی سیاسی که جمهوری اسلامی آنها را در دهه شصت قتل‌عام کرد، آغاز می‌کنیم. سپس فریبرز فخار هنرمند مبارز کرد، قطعاتی با ساکسیفون سوپرانتو خواهد نواخت. در بخش بعدی برنامه، پردیس شفافی، شورا مکارمی و سحر محمدی، به ترتیب در باره “انسان شناسی و رابطه آن با دادخواهی”، “آیا دادرسی تنها راه دادخواهی است” و  ” تاریخچه دادخواهی و نگاهی به دادخواهی از منظر حقوقی”، سخنرانی خواهند کرد.

به فاصله هر سخنرانی، سه تن از زندانیان سیاسی دهه شصت، احمد موسوی، فتان جوکار و رضا پورکریمی، فرازهای کوتاه و تلخ و خاطره انگیزی را از زندان دهه شصت، که خود تجربه کرده اند، برایمان بازگو خواهند کرد.  

هنرمند مهمان برنامه امشب، رستم میرلاشاری خواهد بود.  

به فاصله ‏ی دو بخش برنامه‏، بیست دقیقه استراحت برای صرف چای، قهوه و شام خواهیم داشت.

لطفا هنگام حضور در سالن تلفن‏های دستی را خاموش کنید و در حین برنامه‏ها از رفت و آمد خودداری نمائید. برنامه‏ امسال نیز هم‏چون سال‏های پیشین زنده پخش خواهد شد و از طریق تلویزیون کانال یک، همزمان به طرف ایران پخش می‏شود. عزیزانی که علاقه‏مند نیستند از آن‏ها فیلم‏برداری شود، در صندلی‏هایی که سمت چپ سالن نزدیک به در ورودی برای آن‏ها در نظر گرفته شده است، بنشینند.

اکنون، بیاد و در بزرگداشت هزاران زن و مرد مبارزی که در زندان‏های ایران سربدار شدند، مادران و پدران مبارز و رنج کشیده‏شان که دیگر در میان ما نیستند و‏هم‏چنین در تجلیل و بزرگداشت از  مادران و پدرانی که هنوز با تمام سختی‏های موجود و کهولت سن، پرچم مبارزه و دادخواهی را در ایران برافراشته نگه‏داشته‏اند، یک دقیقه کف خواهیم زد.

This site is registered on wpml.org as a development site. Switch to a production site key to remove this banner.