من فریاد سرخ رهایی ام
بخوان مادر نامم را برآسمان خاوران
من پرچم خونین آزادی ام
بخوان همسرم نامم را برآسمان خاوران
من سپیده سرخ رهایی ام
من زندانی ام، در زیر خاک جاوید خاوران
بخوان ای خلق قهرمان، نامم را برآسمان خاوران
بیاد میآوریم و فراموش نمیکنیم آن دهه خونین و آن جنایت عظیم انسانی را که از زندان رودی از خون به جامعه جاری کرد. آنچه که میخواستیم این نبود که پسران و دخترانمان را هزار هزار بکشند و مادران، پدران، خواهران، برادران و فرزندمان را شهر به شهر و خانه به خانه داغدار کنند.
به که بگوییم این راز نهفته در دل تاریخ را که قرار از انقلاب این نبود، مشتی ستمگر و ظالم سکان جامعه را به دست گیرند و کشور را به قهقرا بکشانند و هزاران زن و مرد را که ریشههای انقلاب را آبیاری کردند، بکشند و فجیعترین کشتار تاریخ ایران را در زندان رقم برنند. اینان اما، برای همین آمده بودند، که انقلاب را از مسیرش تغییر دهند، بگیرند و بکشند و همه چیزهای خوبی را که مردم برای آن انقلاب کردند، تخریب و از بین ببرند.
جامعهی ایران در نزدیک به چهاردهه که از حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی می گذرد، شرایط دشوار و حوادث بسیار تلخی را پشت سر گذاشته است و جنبش دادخواهی نیز، شماری از مادران مبارزی را که پایههای این جنبش بودند را از دست داد. در این سالها، شاهد پرپرشدن پدران و مادران بودهایم که هرگز حاضر نشدند مسببان این جنایت هولناک را به بخشند. ما نیز در ادامهی راهمان، مصمم برسر عهد و پیمانمان با یارانمان که سربدار شدند، ایستادهایم. ما هرگز حتی برای یک لحظه هم از مبارزه علیه تمامیت جمهوری اسلامی و مبارزه برای ساختن جامعهای نوین و عاری از زندان، شکنجه، اعدام و رنج و ستم طبقاتی، دست نخواهیم کشید.
جمهوری جنایتکار و واپسگرای اسلامی، سه جوان کرد، رامین حسین پناهی، لقمان و زانیار مرادی را سحرگاه روز شنبه ١٧ شهریور ١٣٩٧ در زندان گوهردشت (رجائی شهر) کرج به جوخه مرگ سپرد. جنایتکاران می خواهند با کشتار فرزندان ما ترس شان را از قیام مردم که در راه است، به پوشانند و در میان مردم ترس و وحشت ایجاد کنند.
به اتفاق یاد این سه جوان جان یاخته را گرامی میداریم و به مادران و پدران داغدیدهشان، برای مقاومت و ایستادگیشان در مقابل ظلمی که به آنها رفته است، درود میفرستیم.
مادر و خواهر رامین حسین پناهی در ویدئویی اعلام کردند که رامین را در بهشت زهرای تهران با همان لبان دوخته و طناب بر گردن دیدهاند. جنایتکاران حکومت نگذاشتند پیکر پسرشان را به کردستان ببرند.
جنایتکاران جمهوری اسلامی با نشان دادن این صحنه به مادر و خواهر رامین، آنها را شکنجه و آزار دادند. سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی با تمام جناحهایاش. مان را به کردستان بازگردانیم ….
سرنگون باد نظام جنایت پیشه جمهوری اسلامی ایران
برنامه ٢۵مین گردهمایی در باره کشتار زندانیان سیاسی در ایران را با یک دقیقه کف زدن بیاد و در گرامیداشت هزاران زن و مرد مبارزی که در زندانها و در جریان مبارزه در دهه شصت و پیش و بعد از آن جان باختند، آغاز میکنیم. در ادامه، رفیق هنرمندمان فریبرز فخاری قطعاتی با ساکسیفون سوپرانتو مینوازد و رفیق شیرین مهربُد دو ترانه اجرا خواهد کرد.
در بخش دوم برنامه، پنج زندانی سیاسی دهه شصت؛ احمد موسوی، مرسده قاندی، رضا پورکریمی، فتان جوکار و حمید حقشناس، در میزگردی، ساختار و نقش مخرب دستگاه توابسازی جمهوری اسلامی در زندان را مورد بحث و بررسی قرار میدهند و تصویری عینی از نقش توابان در استحکام بخشیدن به این دستگاه ارایه خواهند داد.
به فاصله بخش دو و سوم برنامه، یک ربع استراحت برای صرف چای، قهوه و شام خواهیم داشت.
بخش سوم برنامه را رفیقمان فریبرز با نواختن قطعه کوتاهی آغاز خواهد کرد.
در نوبت بعدی برنامه، رضا کاظم زاده، «تروما، خاطره و هویت جمعی» را و اسد سیف، تصویر توابان در ادبیات داستانی خارج کشور را مورد بخث و بررسی قرار خواهند داد.
برنامه را با صدای دلنشین و افسانهای شیرین ادامه خواهیم.
اکنون، بیاد و در بزرگداشت هزاران زن و مرد مبارزی که در زندانهای ایران سربدار شدند، مادران و پدران مبارز و رنج کشیدهشان که دیگر در میان ما نیستند وهمچنین در تجلیل و بزرگداشت مادران خاوران، مادران و پدرانی که هنوز با تمام سختیهای موجود و کهولت سن، پرچم دادخواهی را در ایران برافراشته نگهداشتهاند، یک دقیقه کف خواهیم زد.