مقدمه برنامه
شهین پویان
.
من فریاد سرخ رهایی ام
بخوان مادر نامم را برآسمان خاوران
من پرچم خونین آزادی ام
بخوان همسرم نامم را بر آسمان خاوران
من سپیده سرخ رهایی ام
من زندانی ام، در زیر خاک جاوید خاوران
بخوان ای خلق قهرمان، نامم را بر آسمان خاوران
دوباره گردهم آمدیم. دوباره با صدای بلند فریاد میزنیم؛ نه گذر زمان و نه گذر عمر، و تا روزی که مانیم، نگذاریم غبار زندگی بر حافظهی تاریخیمان سایه افکند. نگذاریم که یاد و خاطرهی یارانمان که به دست تپهکاران حاکم در خون خود درغلطیدند، از یادها برود.
آنان که هزاران زن و مرد را در زندانها به دار آویخته و تیرباران کردند، آنان که هزاران دختر و پسر جوان را به جوخههای مرگ سپردند، آنان که سرکوب و آزار مردم را ضامن بقای حکومت نکبت بار خود میدانند، آنان که میخواهند کشتار هزاران زن و مرد به فراموشی سپرده شود، باید بدانند مادران، پدران، همسران، فرزندان، خواهران، برادران و توده مردمی که فرزندانشان در زندانهای حاکمان جنایتکار جمهوری اسلامی به جوخه مرگ سپرده شدند، هرگز این جنایت وحشیانه را فراموش نخواهند کرد. آنان که امید دارند با گذشت زمان، این جنایان هولناک و این زخم عمیق اجتماعی به فراموشی سپرده شود، باید بدانند که دیر نخواهد بود روزی که توده های مردم ایران عاملان و مسببان آن را پاسخگو و به پای میز عدالت خواهند کشید.
مقدم شما دوستان، یاران و رفقای عزیز را به بیست و هفتمین گردهمایی در باره کشتار زندانیان سیاسی در دههی شصت، گرامی میداریم. این برنامه را در شرایطی برگزار می کنیم که ویروس کرونا تمامی جهان را فراگرفته و تمامی عرصه های زندگی را تحت تاثیر قرار داده و شمار زیادی را کشته و به بخش وسیعی نیز آسیب های جدی وارد کرده است. به پیروی از این شرایط، ما نیز ناچار شدیم برنامه را از سالن و دنیای واقعی به زوم و دنیای مجازی بکشانیم. این، اما، در متن خود، دستاوردی نیز داشته است. امسال، ما مهمانانی داریم که تا پیش از این امکان شرکت مستقیم در برنامه های سالگرد ما را نداشتند. برنامه هایی که در رابطه با کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت در ماه های شهریور و سپتامبر برگزار می شوند، نقش مهمی در حفظ حافظه تاریخی مان و نقش بلاواسطه ای در جنبش دادخواهی در رابطه با این کشتار دارند. مهم است که این برنامه هرچه بیشتر و با شکوه تر برگزار شوند.
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)، در این سال ها تلاش اش براین بوده و توانسته گام های مثبتی در این راه بردارد و جنبه های مختلف کشتار، شکنجه و سرکوب در زندان و بیرون از زندان را بررسی و تاثیرات کشتار بر عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ادبیات، هنر و… را مورد بحث و بررسی قرار دهد. اما، این مهم، بدون همکاری بخش وسیعی از زندانیان سیاسی دهه شصت، کارشناسان و متخصصان و فن آوران عرصه های مختلف اجتماعی و ایرانیان آزادیخواهی که در تمامی این سال ها در برنامه ها با ما همگام و همراه بودند، ممکن نمی شد. از سال ٢٠١۵ این امکان را یافتیم که برنامه ها را به طور مستقیم زنده از تلویزیون به طرف ایران پخش کنیم. در واقع، از زمانی که پالتاک به دنیای مجازی آمد، ما توانستیم برنامه هایمان را از سالن به دنیای خارج و به میان ایرانیان در کشورهای بیشتری بهبریم. ما و مطمئنا دیگران نیز، توانستیم، به این وسیله، طیف های وسیعی تری از مردم را در جریان وقایع دهه شصت و کشتار زندانیان سیاسی در این دهه قرار دهیم و بخش های وسیعی تری را به این برنامه ها و به جنبش دادخواهی وارد کنیم.
در این بیست و هفت سال، جامعهی ایران حوادث بسیار تلخی را پشت سر گذاشته است. سرکوب های اجتماعی و سیاسی، دستگیری و شکنجه و اعدام دگراندیشان و معترضان به حکومت ادامه پیدا کرد. جنبش دادخواهی نیز، شمار زیادی از مادران مبارزی را که پایههای این جنبش بودند، از دست داد. در این سالها، شاهد پرپرشدن پدران و مادرانی بودهایم که هرگز قتل فرزندانشان به دست جانیان جمهوری اسلام را فراموش نکردند، و تا آخرین لحظات زندگیشان به دادخواهی پرداختند و خواهان محاکمه عاملان و آمران قتل عزیزانشان بودند.
ما نیز در ادامهی راهمان، مصمم برسر عهد و پیمانمان با یارانمان که در سیاهچالهای جمهوری اسلامی سربدار شدند، ایستادهایم. ما هرگز حتی برای یک لحظه هم از مبارزه علیه تمامیت جمهوری اسلامی و مبارزه برای ساختن جامعهای نوین و عاری از زندان، شکنجه، اعدام و رنج و ستم طبقاتی، دست نخواهیم کشید.
اما، در کنار حوادث تلخ و دردناک همهی این سال ها، وقایع اجتماعی امیدوارکنندهای نیز رخ دادند، که از برجسته ترین آنها میتوان به اقدام انقلابی توده های تهیدست مردم علیه کلیت جمهوری اسلامی در دی ماه نودوشش، مرداد نود و هفت و بهمن نودوهشت، اشاره کرد.
برنامهی ٢٧مین گردهمایی در باره کشتار زندانیان سیاسی در ایران، شامل دو بخش خواهد بود؛ در بخش اول، شش زندانی سیاسی دهه شصت، محمد خوش ذوق، مرسده قائدی، احمد موسوی، فتان جوکار، حمید حقشناس و تهمینه گشتاسبی، جنبههای مختلف زندگی در زندان را در سایه سرکوب و کشتار به تصویر خواهند کشید. رفیق ما، محمد خوش ذوق، نخستین سخنران برنامه خواهد بود که به مدت بیست دقیقه صحبت خواهد کرد. سایر رفقا، مرسده قائدی، احمد موسوی، فتان جوکار، حمید حق شناس و تهمینه گشتاسبی، به ترتیب و در دو نوبت و هر نوبت ده دقیقه صحبت خواهند کرد.
در بخش دوم برنامه، مجید کاظمی، هنرمند نسل جوان، خواننده و آهنگساز، دو اجرا خواهد داشت. در نوبت بعدی، فریبر فخاری، هنرمند ساکسیفونیست و حسین کُردین هنرمند گیتاریست، قطعه ای به اتفاق اجرا خواهند کرد.
برنامه را با یک دقیقه کف زدن بیاد و در گرامی داشت جان باختگان دهه شصت و چهار دهه سرکوب و اعدام و کشتار جمهوری اسلامی، آغاز میکنیم. در ادامه، رفیق فریبرز فخاری، قطعه ای با سوپرانتو اجرا خواهد کرد. به دنبال این اجرا، فریبرز فخاری و حسین گُردین، یک قطعه مشترک اجرا خواهند کرد.
لازم است که چند نکته فنی را انجام دهیم تا بتوانیم برنامه را به اتفاق به خوبی برگزار کنیم. برای عدم تداخل صدا در برنامه، بویژه آن دسته از صداهایی که ممکن است در حاشیه بروز کنند، ناچار هستیم صداها را بعد از اجرای موسیقی بخش اول برنامه، به بندیم و میکروفن را تنها برای کسانی باز کنیم که برنامه اجرا می کنند. “شر اسکرین” را هم به همین خاطر می بندیم.
برنامه، چهار ادمین دارد، که هرکدام، مسئول بخشی از کارهای فنی هستند. از حضار و مدعوین عزیز خواهش میکنیم برای تماس با مسئولان برنامه، از طریق “چت” با “بسی” تماس بگیرید. وی مسئول پاسخگویی به سئوال و نظرات شما است.
اکنون جا دارد، از نوید افکاری که مانند هزازان زندانی سیاسی دیگر توسط حاکمان جنایتکار اسلامی مظلومانه به جوخه مرگ سپرده شد، یادی بکنیم. نوید، کشتیگیر جوانی بود که در سال هفتاد و دو در یک خانواده زحمتکش در شیراز بدنیا آمد و از آغاز جوانی، همزمان با تحصیل به ورزش و کُشتی روی آورد و در کنار درس و ورزش به کارگری مشغول شد. نوید خیلی سریع مراحل قهرمانی را در کُشتی طی کرد و تا نایب قهرمانی تیم ملی جوانان ایران پیش رفت. او نیز مانند میلیونها جوانی که در دوران حکومت جمهوری اسلامی متولد شدند، نسبت به شرایط غیرقابل تحملی که جمهوری اسلامی برای تودههای مردم بوجود آورده، معترض بود و به همراه دو برادرش، حبیب و وحید، به صف مخالفان و معترضان جمهوری اسلامی پیوست و علیه آن شورید. نوید و دو برادرش را عوامل امنیتی جمهوری اسلامی بخاطر شرکت در اعتراضات مرداد نودوهفت دستگیر و آنها را تحت شکنجههای وحشیانه قرار دادند. بازجویان و شکنجهگران جمهوری اسلامی نوید را مجبور کردند به قتل یک ماور امنیتی رژیم اعتراف کند. جمهوری اسلامی، نوید را به دوبار اعدام محکوم کرد. یکبار به محارب و یک بار به قصاص. موضوع حکم اعدام نوید، خیلی سریع جهانی شد. جمهوری اسلامی که در پی آن بود از مردم به خاطر مخالفتشان با جمهوری اسلامی انتقام بگیرد، از آنجایی که نتوانسته بود سه جوانی را که بخاطر شرکت در اعتراضات آبان نودوهشت به اعدام محکوم کرده بود، اعدام کند، با عجله نوید را علیرغم اعتراضات گسترده جهانی، بدون اطلاع خانواده او، در زندان عادل آباد شیراز به جوخه مرگ سپرد.
جمهوری اسلامی، باید بداند و خوب هم میداند، کشتن مردم او را از فروپاشی ناگزیری که در انتظارش است نجات نخواهد داد، با اینحال میکُشد تا زمان مرگش را به تعویق بیاندازد.
مردم برای مرگ قهرمانانشان مرثیه نمیخوانند. با مرگ هر قهرمان، صدها قهرمان جای خالی او را پر میکنند. مردم خشمگینتر به مبارزه علیه جمهوری اسلامی میپردازند و مصممتر برای سرنگونی آن قدم بر میدارند.
میگویند ما دوباره شکست خوردیم. نتوانستیم برای نوید کاری بکنیم. نوید را کشتند و ظالم دوباره پیروز شد. یادمان باشد، قانده بازی این است که دیکتاتور همیشه برنده باشد، جز یک بار. دیکتاتور فقط یک بار شکست میخورد، همان یک بار سقوط اوست.
بیاد قهرمان جانباختهیمان نوید افکاری،با هم به آخرین صحبتهای وی گوش میکنیم.
اکنون به احترام نوید قهرمان و دیگر هزاران قهرمانانمان در دهه شصت و چهار دهه حکومت ننگین و نفرت انگیز جمهوری اسلامی، به پا میخزیم و بیاد و در بزرگداشتشان، یک دقیقه کف میزنیم..