روز جهانی زن و تاریخچه کوتاهی از مبارزات بیش از یک قرن زنان ایران
.
روز جهانی زن ریشه درجنبش کارگری اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم دارد. در ٨ مارس ١٨٥٧ (١٧ اسفند ١٢٣٥) لحظهای محوری در مبارزه برای حقوق کارگران و برابری جنسیتی در خیابانهای نیویورک آشکار شد. کارگران زن نساجی، که بسیاری از آنها در کارخانههایی که پنبه ماده اولیه آنها بود، مشغول به کار بودند، یکی از اولین اعتصابات بزرگ به رهبری زنان در ایالات متحده را سازماندهی کردند. این رویداد به عنوان لحظهای تعیینکننده در تاریخ جنبشهای کارگری و فعالیتهای حقوق زنان، آغازگر چیزی بود که اکنون به عنوان روز جهانی زن جشن گرفته میشود. پلیس به تظاهرکنندگان حمله و آنها را متفرق کرد، اما جنبش ادامه یافت و منجر به ایجاد اولین اتحادیه کارگری زنان در امریکا شد.
.
در اواسط قرن نوزدهم، صنعت نساجی در آمریکا رونق داشت، اما کارگران، به ویژه زنان، اغلب تحت استثمار شدید و فشار کار طاقتفرسا قرار میگرفتند و ساعتهای طولانی کار میکردند. به زنان دستمزدی کمتر از همتایان مردشان پرداخت میشد و بسیاری از آنها در کارخانههایی که کار میکردند، با شرایط خطرناک، غیربهداشتی و ناسالم مواجه بودند.
.
در آن روز سرنوشتساز در سال ١٨٥٧، هزاران زن به خیابانها آمدند و با همبستگی بینظیر راهپیمایی کردند. آنها خواهان دستمزد بهتر و برابر با مردان، ساعات کاری کوتاهتر و بهبود شرایط کاری بودند. شعارهای آنان در سراسر شهر طنینانداز شد و زمینه را برای اعتصابات کارگری و جنبشهای سیاسی آینده فراهم کرد. شجاعت آنها برای ایستادگی در برابر سیستم ستمگر سرمایه نه تنها لحظهای از شورش، بلکه تأکیدی بر حق و اراده آنها برای برخورد محترمانه و با عزت و مبارزهی کار علیه سرمایه بود.
.
در هشتم مارس سال ١٩٠٨برابر با هفدهم اسفند ١٢٨٦، بعد از گذشت بیش از پنجاه سال از نخستین اعتصاب کارکران زن، بالغ بر ١٥٠٠٠ کارگر زن کارخانـههای پوشاک و نساجی در شهر نیویورک برای ساعات کاری کمتر، دستمزد بهتر، حق رأی و پایان دادن به کار کودکان راهپیمایی کردند. از جمله شعارهایی که سر دادند، «نان و گل سرخ» بود، که نان نماد امنیت اقتصادی و گل سرخ نماد استانداردهای زندگی بهتر بود.
.
در ماه مه ١٩٠٨ میلادی، حزب سوسیالیست آمریکا در تجلیل از اعتصاب کارگران زن کارگاههای پوشاک نیویورک، آخرین یکشنبه فوریه را “روز ملی زنان” نامگذاری کرد. اولین “روز ملی زنان” در ٢٨ فوریه ١٩٠٩ در ایالات متحده جشن گرفته شد.
.
در نوامبر ١٩٠٩ اعتصاب قابل توجهی از زنان کارگر کارگاههای پوشاک، معروف به «قیام ٢٠٠٠٠ نفری»، در شهر نیویورک رخ داد. این کارگران، که عمدتاً زنان جوان، یهودی و مهاجر بودند، به شرایط نامناسب کاری، دستمزد پایین و ساعات طولانی کار در کارخانههای پیراهندوزی اعتراض داشتند. این اعتصاب که توسط اتحادیه بینالمللی کارگران پوشاک زنان رهبری و توسط اتحادیه ملی اتحادیههای کارگری زنان آمریکا حمایت میشد، منجر به برخی امتیازات از سوی صاحبان کارخانهها، از جمله بهبود دستمزدها و ساعات کار شد.
.
در ٢٧ اوت ١٩١٠ میلادی برابر با ٤ شهریور ١٢٨٩ شمسی، به پیشنهاد كلارا زتكين، سوسیالیست آلمانی، در دومین کنفرانس بینالمللی زنان کارگر در کپنهاگ، كه در آن صد نفر از هفده كشور جهان شركت داشتند، یک روز به نام روز زن به تصویب رسید، اما تاریخ مشخصی برای آن تعیین نشد. این پیشنهاد كلارا زتكين به مناسبت اعتصاب کارگران پوشاک در امریکا بود. هدف از این نامگذاری، تقویت حقوق زنان در سطح جهان بود.
.
یک سال بعد، اولین راهپیمایی و بزرگداشت روز جهانی زن، در ١٩ مارس ١٩١١ در اتریش، دانمارک، آلمان و سوئیس برگزار شد و بیش از یک میلیون زن و مرد در آن شرکت کردند.
.
اندکی پس از آن، در ٢٥ مارس ١٩١١، کارخانه بلوز تریانگل (Triangle Shirtwaist Factory) در شهر نیویورک آتش گرفت. در اثر این آتشسوزی مرگبار ١٤٦نفر از کارگران، شامل ١٢٣ زن و ٢٣ مرد، بر اثر سوختگی و خفگی و سقوط کشته شدند.
.
این حادثه، که توجهها را به شرایط غیرانسانی کار کارگران صنعتی جلب کرد، اتحادیههای کارگری زنان و اتحادیه بینالمللی کارگران پوشاک زنان در اعتراض به آن، یک رشته اعتراضات برگزار کردند که در یکی از آنها، در یک راهپیمایی خاموش به هنگام تشییع کارگران جانباخته، بیش از ١٠٠٠٠٠ نفر شرکت کردند.
.
دو سال قبل از آتش سوزی، کارخانه بلوز تریانگل نقطه کانونی مبارزهای بود که کُل صنعت پوشاک شهر نیویورک و چندین ایالت دیگر امریکا از جمله شیکاگو را در بر گرفت. لوسی پارسونز، خیاط و یکی از سازماندهندگان این اعتصاب، میگفت: ما زنان کارگر بردگان بردهها هستيم. ما نسبت به مردان بیرحمانهتر استثمار میشویم.
.
روز ٨ مارس ١٩١٧، هزاران زن در پتروگراد روسیه به خیابان آمدند و خواستار پایان دادن به جنگ جهانی اول، کمبود موادغذایی در روسیه و حکومت استبدادی شدند. در این تجمع گروههای مختلفی از زنان شامل دختران دانشجو، زنان شاغل و البته زنان کارگر شرکت کردند. آنچه که در این روز مهم است این است که تجمع ۸ مارس در روسیه سرآغاز جنبش اعتراضی علیه امپراتوری روسیه و در نهایت انقلاب روسیه شد. این رویداد نقش مهمی در تثبیت این روز به عنوان روز جهانی زن داشت.
.
در اتحاد جماهیر شوروی پس از انقلاب اکتبر سال ١٩١٧ زنان از حق رای و مردان و زنان به طور کامل و رسمی از حقوقی برابر برخوردار شدند. از این تاریخ به بعد در روز ٨ مارس، دستاوردهای انقلاب اکتبر جشن گرفته میشد و در سال ١٩٦٥ روز زن به عنوان روز تعطیل رسمی وارد تقویم اتحاد جماهیر شوروی شد.
.
در سال ١٩٢١، لنین به نشانهی بزرگداشت نخستین تظاهرات “انقلاب روسیه” روز هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن اعلام کرد. این تصمیم باعث شد که این روز به عنوان یک روز رسمی برای بزرگداشت زنان در سطح بینالمللی شناخته شود.
.
جنبش جهانی فمینیستی روز ٨ مارس را در اواخر دهه ١٩٦٠ تصویب کرد.
.
در نهایت، سازمان ملل متحد در سال ١٩٧٧برابر با ١٣٥٦ شمسی، روز ٨ مارس (برابر با ١٧ اسفند) را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت.
.
با اینکه ٨ مارس در سراسر جهان شناخته شده است، اما تنها در ٢٧ کشور این روز تعطیل رسمی است و جشن گرفته میشود، از جمله در روسیه، ویتنام، مغولستان، تاجیکستان، کوبا، اوکراین، قزاقستان، مادگاسکار، آنگولا، زامبیا، بورکینا فاسو، ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، کامبوج، چین (فقط برای زنان)، گینه بیسائو، اریتره، قرقیزستان، لائوس، مولداوی، مونتهنگرو، نپال، ترکمنستان، اوگاندا و ازبکستان. در آلمان، برلین تنها شهری است که در آن روز ٨ مارس به عنوان تعطیل رسمی اعلام شده است. در ازبکستان در زمان حیات نیازاف رئیس جمهور سابق این کشور ٨ مارس به روز تولد مادرش تغییر داده شد، اما با روی کار آمدن رئیس جمهور جدید در سال ٢٠٠٧ دوباره ٨ مارس در این کشور رسمیت پیدا کرد و از سال ٢٠٠٨ اهدای پاداش به دختران و زنان ادامه یافت.
در قرقیزستان دخالت زنان در امور سیاسی به ویژه با روی کارآمدن روزا اوتانبایوا به عنوان رئیس جمهور در سال ٢٠١٠ افزایش یافت. این نخستین بار بود که در جمهوریهای سابق شوروی یک زن عالیترین مقام مملکت را کسب میکرد.
..
با آنکه ١١٥ سال از تعیین روزی به نام روز زن میگذرد، اما مبارزه زنان در کشورهای گوناگون برای حقوق برابر همچنان ادامه دارد.
.









کلارا “زتکین” روز جهانی زنان” را در سال ١٩١٠ پایهگذاری کرد



تاریخچه جنبش زنان در ایران
.
زمان شروع جنبش زنان در ایران به طور دقیق مشخص نیست، اما برخی پژوهشها آغاز بیداری زنان ایران را با جنبش تنباکو مقارن میدانند. نشانههای این بیداری نخست در این جنبش در سالهای ١٢٧٠-١٢٧١ پدیدار شد. اما از آغاز جدی آن در جریان انقلاب مشروطه حکایت میکند. زنان در انقلاب مشروطه حضوری فعال داشتند.
.
دوران مشروطه، دوران تشکیل انجمنهای مخفی و نیمهمخفی در ایران بود. انجمنهای مخفی زنان نیز در این ایام شکل گرفتند تا در جنبش مشروطه شرکت کنند. خط مشی بیشتر آنها سیاسی بود و حتی در حمایت از مشروطه دست به مبارزه مسلحانه میزدند. در تاریخ آمده است که تعداد زیادی از زنان فعال در این انجمنها، در جریان مبارزات مسلحانه در دفاع از مشروطه جانشان را از دست دادند. زمینه غالب فعالیت بیشتر این انجمنها، تلاش برای دفاع از مشروطیت در مسائلی نظیر ایجاد فشار به انگلیس و روسیه برای ترک ایران بود. در کنار این شکل مبارزه، فعالیتهای مدنی مسالمتجویانهتری نیز نظیر فروختن جواهرات و خرید سهام از دولت برای تاسیس بانک ملی و تحریم مصرف کالاهای خارجی برای حمایت از جنبش مشروطه و قطع وابستگی خارجی انجام میدادند. با این حال، سهم زنان در نهادهای نوپای انقلاب مشروطه و در عرصه سیاسی کشور ناچیز بود و در سالهای بعد از این انقلاب نیز در موقعیت اجتماعی و مدنی آنان تغییر محسوسی حاصل نشد. زنانی که در جریان انقلاب مشروطه به خیابان آمدند، پس از استقرار مشروطه به خانههایشان برنگشتند، و با تأسیس مدارس دخترانه و انجمنها و نشریات زنان، صدای حق خواهی خود را بلند کردند و خواستار تغییر وضعیت خود شدند.
.
انقلاب مشروطه فرصتی برای زنان ایران ایجاد کرد تا در سیاست مشارکت کنند و جنبش زنان را شکل دهند. با وجود اینکه در قانون اساسی مشروطه حق رأی برای زنان قائل نشد، حضور زنان در انقلاب مشروطه و فعالیت انجمنهای زنان زمینه را برای تغییرات گستردهتری در مسیر مشارکت سیاسی زنان در آینده فراهم کرد.
.
در دوران انقلاب مشروطه، تعدادی انجمن توسط زنان برای بهبود وضعیت زنان و مشارکت در جنبش مشروطه تشکیل شدند. این انجمنها در شرایطی شکل گرفتند و برای حقوق زنان تلاش کردند که زنان ایرانی با مسائل بسیار مهمی مانند ازدواج در سنین پایین، ازدواج اجباری، نداشتن حق تحصیل، نداشتن اجازه برای فعالیتهای اجتماعی، نداشتن حق رای و… درگیر بودند. این انجمنها تلاشهای موفق و ناموفقی داشتند اما قطعاً بخشی از چیزی که امروز زنان در ایران به آن رسیدهاند، مدیون زحمات و رنجی است که زنانی مانند اعضای این انجمنها کشیدهاند. این انجمنها با اهداف مختلفی مانند آموزش، حمایت از حقوق زنان و مشارکت در سیاست فعالیت میکردند. نخستین انجمنهای زنان مخفیانه شکل گرفتند و مخفیانه فعالیت میکردند. از مهمترين اين انجمنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
.
انجمن حریت نسوان یا انجمن آزادی زنان، در سال ١٢٨٦ به کوشش میرزا باجی خانم، نواب سمیعی، صدیقه دولت آبادی، منیره خانم، گلین خانم موافق، تاج السلطنه و افتخارالسلطنه دختران ناصرالدین شاه، افسرالسلطنه، شمسالملوک جواهرکلام، خانم حکیم، مری پارک جردن، آنی استاکینگ ، خانم دکتر ایوب، افندیه خانم، و فخرالملوک (دختر شیخالرئیس قاجار) تشکیل یافت. حریت نسوان، یکی از این انجمنهای مخفی بود، که جلسات آن دو هفته یک بار مخفیانه در محلی دراطراف تهران به نام فیشرآباد (خیابان سپهبد قرنی فعلی)، که رفت و آمد کمتر مورد توجه بود، تشکیل میشد. این انجمن البته فقط زنانه نبود، مردها هم میتوانستند به همراه زنی از خویشاوندانشان در جلسات انجمن شرکت کنند، اما اجازهی سخنرانی نداشتند.
.
مؤسسان انجمن حریت نسوان قصد داشتند زنان را با آداب معاشرت و حضور در جامعه آشنا کنند و اعتماد به نفس آنان را برای سخن گفتن در برابر جمع، به ویژه وقتی مردان حضور دارند بالا ببرند. در این انجمن هم زنان و هم مردان عضو بودند و در جلسهها شرکت میکردند، اما برای ایجاد اعتماد به نفس در زنان، فقط اعضای زن اجازه داشتند در جلسات سخنرانی کنند. جلسات انجمن حریت نسوان مخفیانه و خارج از تهران برگزار میشد.
.
تاریخ انحلال این انجمن مشخص نیست، اما روزی یکی از کسانی که میخواست تنها و بدون شرکت همسرش در یکی جلسات مخفی شرکت کند و اجازه ورود پیدا نکرد. از روی بدخواهی، خبر جلسه را برای آخوندهای متعصب بازار عباسآباد برد و آنان افراد زیادی را جمع کردند و به محل برگزاری جلسه رفتند. پیش از رسیدن به دروازه دولت، یکی از شاگردان ارمنی مغازه عکاسی آنتوان خان عکاس متوجه آنان شد و با دوچرخه خودش را به جلسه انجمن رساند و آنان را در جریان قرار داد. شرکتکنندگان در جلسه از محل فرار کردند و انجمن حریت نسوان ناچار به انحلال شد.
.
انجمن مخدرات وطن، در سال ١٢٨٩شمسی در تهران تأسیس شد و ریاست آن را آغا بیگم بهعهده داشت. این انجمن در جریان مشروطهخواهی و جنبش ملی دهه ۱۲۸۰، با هدف سازماندهی فعالیتهای گوناگون برای استقلال ایران از تسلط کشورهای امپریالیستی شکل گرفت. اعضای این انجمن در میتینگها و تظاهرات جنبش مشروطه شرکت فعال داشتند. انجمن مخدرات وطن استثمار کشورهای خارجی را عامل اصلی موقعیت فرودست زنان ایران در آن دوره میدانستند. به همین خاطر اولویت فعالیت خود را استقلال ایران از تسلط کشورهای امپریالیستی بریتانیا و روسیه تزاری که جنوب و شمال ایران را در جریان جنگ دوم جهانی اشغال کرده بودند، قرار دادند.
.
اعضای هیئت مدیره که در نخستین جلسه این انجمن انتخاب شدند، عبارتند از: آغا بیگم نجمآبادی بهعنوان رئیس، آغا شاهزاده امین بهعنوان خزانه دار و صدیقه دولتآبادی بهعنوان منشی. دیگر اعضای سرشناس عبارت بودند از: نزهت جهانگیر، عفت الملوک خواجه نوری، نظم الملوک خواجه نوری، زینتالدوله، گلشن الملوک قهرمانی، ایران خانم علویه، خانم رشدیه، هما محمودی، ماهرخ گوهرشناس.
.

.
جمعیت پیک سعادت نسوان، به همت روشنک نوعدوست و کمک جمیله صدیقی، سکینه شبرنگ و اورانوس پاریاب در سال ١٢٩٩ شمسی در رشت تاسیس شد. از اقدامات این انجمن انتشار مجله پیک سعادت نسوان بود که در آن مجموعه مقالات ادبی و اجتماعی در جهت کسب آزادیهای زنان و بالا بردن سطح سواد آنان، چاپ می شد. این جمعیت تحت تاثیر انقلاب ١٩٠٥ روسیه و ایدههای سوسیالیستی بود و گرایش چپ داشت. این جمعیت به دنبال تساوی حقوق زنان و مطالبات فمینیستی بود و با صراحت بیشتری از برابری حقوق زنان دفاع میکرد. تنها تشکل زنان در دوران خود بود که روز جهانی زن را در ۸ مارس جشن میگرفت.
.
۸ مارس ۱۹۲۴ مصادف با سوم اسفند ۱۳۰۳. تنها چند سال بعد از جهانی شدن روز ۸ مارس، «جمعیت پیک سعادت نسوان» بزرگداشت این روز را برگزار کرد. روشنک نوعدوست، جمیله صدیقی، سکینه شبرنگ، اورانوس پاریاب سازماندهندگان این مراسم بودند. فعالیتهای این زنان به مذاق حکومت آن زمان خوش نیامد و بعضی از آنها محکوم به حبس شدند. این اولین و آخرین بزرگداشت این روز در ایران طی بیش از نیمقرن بود، تا اسفند ۱۳۷۵.
.
انجمن نشریه پیک سعادت نسوان را منتشر میکرد و مدرسه، کلاسهای آموزشی برای زنان، کتابخانه و … تأسیس میکرد. این جمعیت نخستین گروه در ایران بود که هشت مارس را به عنوان روز زن پذیرفت و هر سال مراسم بزرگداشت آن را اجرا .میکرد
.
.






.
جمعیت نسوان وطنخواه ایران، این جمعیت در سال ١٣٠١ شمسی به کوشش محترم اسکندری تاسیس شد و تا سال ١٣١٢ فعالیت کرد. پدر او در اوایل انقلاب مشروطیت از اعضای انجمن آدمیت بود و وی توسط او با سایر اعضای این انجمن آشنا و تحت تاثیر افکار آنان به کمک عدهای از زنان روشنفکر و مدیران مدارس، جمعیت نسوان وطنخواه را تشکیل داد. از جمله اقدامات این جمعیت، انتشار ماهنامه «نسوان وطنخواه» بود. این نشریه توسط محترم اسکندری و به صاحب امتیازی ملوک اسکندری در یازده شماره و در سه سال (از ۱۳۰۲ تا بهمن ۱۳۰۵) منتشر شد.
.
اعضای هیئت مدیره و سرشناس این جمعیت عبارت بودند از: فخرآفاق پارسا، محترم اسکندری، ملوک اسکندری، نورالهدی منگنه، نصرت مشیری، خانم شریفی، عباسه پایور، ملکه ابوالفتحزاده، صفیه اسکندری، طوبی بقائی، عفتالملوک و نظمالملوک خواجهنوری، فخر عظمی ارغون و مستوره افشار، کبری چنانی، هایده مقبل، توران افشار، اخترالسلطنه سیادت، هایده افشار، قدسیه مشیری، آصفالملوک، عصمتالملوک شریف، مهرانگیز اسکندری، اخترالسلطنه فروهر، عشرتالزمان آصف، بانو چنانی، مهرانگیز اسکندری.
.
این جمعیت هرچند کمرنگ به اندیشههای سوسیالیستی گرایش داشت. جمعیت نسوان وطن خواه ایران یکی از پایدارترین تشکلهای زنان ایرانی در آن زمان بود و تا سال ١٣١٤ فعالیت کرد.
.
یکی از کارزارهای این جمعیت که میتوان آن را نخستین حرکت اعتراضی فمینیستی نام نهاد، تجمع اعضای این جمعیت در میدان توپخانه تهران و سوزاندن جزوه فکاهی «مَکر زنان» در اسفند ۱۳۰۱ بود. شماری از اعضای جمعیت در این روز دستگیر شدند و در «نظمیه» قاطعانه به دفاع از عمل خود برخاستند.
.
مردانی چون سعید نفیسی، رضازاده شفق، میرزاده عشقی و ابراهیم خواجهنوری نیز از فعالیتهای این سازمان حمایت میکردند.
.






.
سازمان بیداری زنان، یک سازمان زنان کمونیست در ایران بود. این سازمان را گروهی از اعضای جوان و کمونیست «جمعیت نسوان وطنخواه» در سال ۱۳۰۲ تشکیل دادند. حزب کمونیست ایران (دوره مشروطه) اعضای زن خود را تشویق میکرد در فعالیتهای جمعیت نسوان وطنخواه شرکت کنند. اما زنانی که فعالیتهای این جمعیت را به قدر کافی رادیکال نیافتند، از آن جدا شدند و انجمن بیداری زنان را تشکیل دادند.
.
این سازمان تا سال ۱۳۰۵ فعالیت کرد. در طول سه سال فعالیت خود به آموزش زنان بزرگسال اجرای تئاتر و برپایی مراسم روز جهانی زن (هشت مارس) پرداخت. سازمان بیداری زنان در دوره سرکوب نشریات و احزاب کشور توسط رضاشاه بسته شد.
.ن.
مجمع انقلابی نسوان، نام یک انجمن فمنیستی بود که توسط دختری هجده ساله بنام زندوخت شیرازی با هدف ترویج برابری زنان و آگاهسازی زنان از حقوق خود و رفع حجاب در سال ١٣٠٦ در شیراز بنیان گذاشته شد. نام اصلی او فخرالملوک بود و به سال ١٢٨٨ در شیراز متولد شد. وی دختر نصرالله خان زند، از نوادگان صادق خان، برادر کریم خان زند بود. مادر زندخت، بانو ضیاءالشمس دختر شریف الحکما است که از پزشکان قدیم شیراز بود.
.
زندخت در سال ١٣١٠ نشریه «دختران ایران» را منتشر کرد. او روزنامهنگار، شاعر، نویسنده و از پیشگامان جنبش زنان در ایران. زندخت شیرازی در سن ۴۳ سالگی درگذشت. زندخت در اثر فشارهای اجتماعی و دولتی و تهدیدهای مکرر دچار افسردگی و مرگ زودرس شد.
.
زندخت تحت فشار حکومت رضاشاه نام انجمناش را به «نهضت نسوان» تغییر داد، اما این تشکیلات هم پس از ۹ ماه غیرقانونی اعلام شد. زندخت پس از تکفیر از سوی یکی از آخوندهای مطرح در شیراز بهناچار به تهران نقل مکان کرد.
.



.
اتحادیه غیبی نسوان، در سال ١٢٨٦ شمسی در تهران تشکیل شد و یک سال بعد در سال ١٢٨٧ فعالیت خود را علنی کرد. این انجمن در تهران و در خانه یکی از مشروطه خواهان شکل گرفت. تنها تشکل سیاسی زنان در زمان خود بود و مدتها بهصورت مخفی فعالیت میکرد. در مورد بنیانگذاران آن اطلاع چندانی در دسترس نیست. در متون تاریخی آمده است که این اتحادیه یکی از تاثیرگذارترین و نخستین گروه فمنیستی تاریخ زنان ایران است که برای تغییر ساختار مردسالانه جامعهی ایران تلاش کرده است. این اتحادیه آغازگر ورود زنان به سیاست بود. برخلاف سایر انجمنهای بعد از خودش، رویکردی سیاسی داشت و در مسائل سیاسی ورود میکرد.
.
آنچه اتحادیه غیبی را سر زبان ها انداخت، مقالهای به نام «مخدرات» بود که در شماره ٧٠ سال ١٢٨٦ مجله «ندای وطن» منتشر شد. مقالهای که به طور غيرمستقيم از مجلس شورای ملی و نمایندگان خواستار حق رای زنان و حضورشان در میان نمایندگان مجلس شده بود. این مقاله به عنوان تندترین حرکت سیاسی زنان بعد از مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی به شمار میرود.
.
اتحادیه غیبی نسوان با انتقاد از نمایندگان مجلس، خواهان فرصت و امکانی بود که زنان بتوانند در “اصلاحات ملی” شرکت کنند. این مقاله رگههای سیاسی رادیکالی داشت، به طوری که در بخشی از آن، خود را نمایده تهیدستان جامعه دانسته و بر این نكته تاکید کرده بود که :«امروز بر احدی پوشیده نیست كه هر بیوه زنی به مجلس دارالشورای ملی حق دارد و ما امروز حقوق خودمان را میخواهیم… مدت چهارده ماه است كه اوضاع مشروطه برپا شده و شب و روز عمر شريف خودمان را صرف خواندن روزنامه میكنيم كه بفهميم مجلس شورای ملی چه گفت و چه كرد… معلوم میشود كه وكلای ما مجلس را برای تفنن خاطر خودشان برپا كردهاند… اگر وكلای محترم ما توانستند يا میتوانند تا سلخ رمضان (١٣٢٥) قانون را تمام كرده و در ساير كارها ترتيبی بدهند كه آسايش خلق فراهم شود. زهی شرف و سعادت. واِلّا، اگر در خود چنين پيشرفتی نمیبينيد و میخواهيد باز هم به ترتيب سابق پيش بروید، ما به توسط همين عريضه خبر میدهيم كه همه از کار خود استعفا بدهند و رسماً به توسط روزنامه وطن به ما خبر دهند، چهل روزی هم كارها را به دست ما زنها واگذارند.»
.
براین اساس میگویند در چهل روزی که اداره کشور را به دست میگیرند:«قانون را صحیح میکنیم. نظمیه را صحیح میکنیم. حکام تعیین میکنیم. دستورالعمل ولایت را میفرستیم. ریشه ظلم و استبداد را از بیخ میکنیم. ظالمان را قتل میکنیم. انبارهای جو و گندم متمولین را میشکنیم. کمپانی برای نان قرار میدهیم. خزانههای وزرا را که از خون خلق جمع و در سردابها گرو کردهاند، بیرون میآوریم. بانک ملی برپا میکنیم. عثمانی را عقب مینشانیم… .»
.
این مقاله در واقع اعلام موجودیت این اتحادیه در جامعه آن روز بود و به قول کارشناسان، نکات زیر را در خود داشت؛ اول این که جنبش زنان، یك جنبش سیاسی است که با قدرتهای سیاسی اصلی روبه رو است. آنها مبارزهای را نه تنها برعلیه جامعه مردسالارانه دولت مردسالار و پدر سالار حافظ سنت، فرهنگ، مذهب، اقتصاد و قانون حاكم آغاز کردند که تحقق اهداف و پیشروی جنبش زنان به این امر گره میخورد كه چه گونه به این قدرت و مناسبات حاكم برخورد میكند.
.



.
با استقرار رضاشاه، بخشهای بیشتری از زنان به حقخواهی حقوق زنان برخواستند که موجب پارهای دگرگونیها در وضعیت زنان شد. در این دوران بود که با همه موانع، زنان توانستند به دانشگاه بروند و به تحصیلات عالی بپردازند. با اصلاح قانون مدنی، زنان به پارهای از حقوق خود دست یافتند و با کشف حجاب، راه برای مشارکت روزافزون آنان در زندگی اجتماعی تاحدی گشوده شد.
.
رضا شاه، بتاثیر از تغییراتی که در کشورهای همسایه ایران مانند ترکیه و افغانستان صورت گرفت گرفته بود، در ۱۷ دی ۱۳۱۴، زنان ایران را از داشتن حجاب منع کرد. این کار با اجبار و خشونت پلیس اجرا شد و باعث گردید زنان خانوادههای سنتی تا سالها از خانه بیرون نیایند. چادر را به اجبار از سر زنان باحجاب کشیدند و برای زنان محجبه در اماکن عمومی منع عبور و مرور برقرار کردند. زنان فمینیست با این شیوه مخالف بودند و روش کشف حجاب در ترکیه را که زنان آزاد بودند انتخاب کنند که حجاب داشته باشند یا نه، مناسب میدانستند.
.
بنابر شواهد تاریخی، بخش زیادی از زنان در آن زمان مخالف حجاب بودند. زنان با وجودی که گروههائی از مردم به آنها سنگ پراکنی میکردند، بدون حجاب به خیابان میرفتند. زنان در نشریاتشان خواهان لغو یا کشف حجاب بودند.
نخستین زنی که برای نخستین بار کشف حجاب کرد، طاهره قرةالعین، شاعر، خطیب و مجتهد بود. او بر خلاف سنن و قوانین دوران قاجار، با برداشتن روبنده در ملاءعام در سال ۱۲۲۷ کشف حجاب کرد. او به همین خاطر دستگیر و اولین زنی شد که در سال ١٢٣٠به اتهام «فساد فیالارض» اعدام شد.
.
در دوره رضا شاه، تعدادی نشریه زنانه وجود داشت که به موضوعات مختلفی از جمله حقوق زنان، آموزش و آگاهیرسانی به زنان، و مسائل اجتماعی مربوط به زنان میپرداختند. تعدادی از این نشریات شامل «عالم نسوان»، «نسوان وطنخواه»، «نامهی نسوان شرق»، «پیک سعادت نسوان»، «دختران ایران»، «راهنمای بانوان» و «نورافشان» بودند. «پیک سعادت نسوان» از همه رادیکالتر و خواستار رهایی زن و کسب حقوق مدنی آنها از طریق آگاهی دادن به زنان بودند. عمر نشریات در این دوره نیز کوتاه بود و تلاش برای حفظ نشریات زنان نافرجام ماند.
.
زنان ایران در شروع قرن بیستم با محدودیتهای زیادی مواجه بودند. آنها از آموزش، کار خارج از خانه و فعالیت اجتماعی محروم بودند و در زمینه فعالیت اقتصادی نیز تنها شغل زنان که تا پیش از مشروطه از نظر دولت به رسمیت شناخته میشد، مربوط به «صنف کارگران جنسی» بود كه اعضای آن موظف به پرداخت مالیات بودند. در این دوران پرورش دختران از دوران کودکی تنها با یک هدف، و آن آماده ساختن آنها برای ایفای نقشهای آیندهشان، یعنی همسر و مادر فداکار و مطیع بودن صورت میگرفت؛ همان نقشی که همواره مورد ستایش فرهنگ سنت و مردسالاری مذهبی بوده است. مرور اسناد به جای مانده از تاریخ، نشانگر آن است که علیرغم این محدودیتها زنان بسیاری در جنبشهای اعتراضی آن دوران مشارکت کرده و صدای خود را علیه سیاستهای حکومت و روابط پدرسالارانه و نابرابر بلند میکردند.
.
سالهای ۱۲۸۹ تا ۱۳۲۰
در دوره انقلاب مشروطه انجمنهای مخفی و نیمه مخفی زیادی در ایران به وجود آمدند. در این دوران انجمنهای زنان نیز بهطور مخفیانه شکل گرفتند که در انقلاب مشروطه شرکت میکردند و بعدها در سالهای پس از تشکیل مجلس اول و جنگ جهانی دوم، سازمانهایی تأسیس شدند که به حقوق زنان میپرداختند.
..
در سالهای بعد از انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول، انجمنهای زنان با هدف مبارزه برای حقوق زنان بهطور مستقل تأسیس شدند که بیشتر به تأسیس مدرسههای دخترانه و انتشار نشریههای زنان میپرداختند. نخستین نشریه زنان بنام “دانش” در سال (۱۲۸۹-۱۲۹۰) توسط “خانم دکتر کحال” در هشت صفحه در تهران منتشر شد. دانش نخستین نشریه دورهای زنان در تاریخ ایران است. این نشریه هفتگی در سال ۱۲۸۹ توسط انجمنی از زنان و با سردبیری عفت سیاح سپانلو، مشهور به بانو کحال در تیراژ زیاد تا ۳۰ شماره منتشر شد.
..



.
از فعالیتهای حقوقی زنان در سالهای مشروطیت اطلاعات زیادی در دست نیست زیرا در آن دوره فعالیت سازمانهای زنان آمیخته به مبارزات ملیگرایانه بود و هم بیشتر انجمنها مخفیانه عمل میکردند. اما آزادی بیان نسبی و فضای سیاسی ایران در سالهای پس از جنگ و تغییرات بینالمللی در حقوق زنان (جنبشهای حق رای زنان در آمریکا و انگلستان، پیروزی کمونیستها در شوروی ومواضع مارکس، انگلس و لنین درباره زنان، جنبشهای زنان در مصر و سایر کشورهای خاورمیانه) را میتوان از عوامل فعالیتهای زنان در سالهای بعد دانست.
.
از میان نشریات دیگر این دوره میتوان به” شکوفه” که توسط مریم عمید، به “زبان زنان” که توسط صدیقه دولتآبادی، به “پیک سعادت نسوان” که توسط روشنک نوعدوست، به “نامه بانوان”، که توسط شهناز آزاد، به ”عالم نسوان” ارگان فارغالتحصیلان عالی مدرسه دخترانه آمریکایی، به “جهان زنان”، که توسط فخرآفاق پارسا، به” نسوان وطنخواه” که توسط محترم اسکندری، به “دختران ایران”، که توسط زندخت شیرازی منتشر شدند، اشاره کرد. این نشریهها در دوره بسته شدن نشریات مستقل و منتقد، توسط رضا شاه تعطیل شدند.
…
شکوفه به صورت دو هفتهنامه در چهار صفحه منتشر میشد. از ویژگیهای این نشریه میتوان به لحن طنزآمیز و انتقادی، پرداختن به مسائل زنان ایرانی، تحصیل و آموزش دختران و مسائل سیاسی اشاره کرد.
.
“شکوفه” یکی از قدیمیترین نشریات ویژه زنان در تاریخ ایران بود و نخستین شماره آن در سال ١٢٩٢ شمسی با چاپ سنگی منتشر میشد و دومین نشریه ویژه زنان پس از “دانش” محسوب میشود. سردبیر آن مریم عمید سمنانی، ملقب به مزینالسلطنه بود و هدفش آشنا کردن زنان با ادبیات، مبارزه با خرافات، ارائه راهنماییهای خانهداری و بچهداری و بهبود روحیه زنان بود.
.
این نشریه تا سال ١٢٩٨ خورشیدی یعنی تا زمان مرگ عمید انتشار یافت. برخی پایان انتشار شکوفه را سال ١٢٩٦ ذکر کردهاند. شکوفه در دومین شماره خود کاریکاتوری را در صفحه آخر منتشر کرد که به مقایسه مکتب خانه و مدارس جدید میپرداخت.
.



.
.
زبان زنان سومین نشریه مربوط به زنان در ایران بود که در تهران چاپ میشد. این روزنامه از تاریخ ۲۷ تیرماه سال ۱۲۹۸ تا دیماه سال ۱۳۲۴، در سه دوره و در مجموع ۶۸ شماره منتشر شد. صاحب امتياز و ناشر آن صدیقه دولتآبادی ( ۱۲۶۱–۱۳۴۰) از فعالان حقوق زنان در ایران بود. این نشریه در ابتدا دو هفته یکبار چاپ میشد اما پس از سال نخست، هفتهنامه شد. اغلب مقالات و مطالب این نشریه مربوط به زنان بود.
.
اهمیت تاریخی این نشریه به خاطر مواضع پیشرو و آوانگارد آن در زمینه حقوق زنان است. زبان زنان نخستین نشریه در ایران بود که توسط یک زن پایهگذاری و منتشر میشد، نویسندگان زن درباره حقوق زنان در آن مطلب مینوشتند و نخستین نشریهای بود که کلمه «زن» در عنوان آن به کار رفته بود.
.
در سرلوحه تمام شمارههای زبان زنان، این عبارت درج شده بود: «فقط اعلانات و مقالات و لوایح خانمها و دختران مدارس پذیرفته میشود و در طبع و جرح آن، اداره آزاد است». بهاینترتیب، برای نخستینبار در تاریخ مطبوعات ایران، تلعیض مثبت جنسی برای انتشار مقاله در یک نشریه اعمال شد.
.
زبان زنان از همان ابتدای انتشار، واکنش برخی مرتجعان متعصب را برانگیخت. این افراد در قالب شبنامههای زیرزمینی و بدون نام به نشریه و پایهگذار آن حمله میکردند، شایعه میپراکندند و در روزنامههای دیگر علیه نشریه مقاله مینوشتند. خانه صدیقه دولتآبادی و دفتر نشریه بارها مورد حمله قرار گرفت به طوری که حتی در برخی موارد سلاح گرم به همراه داشتند. صدیقه دولتآبادی برای حفظ جان خود به خانه جدیدی نقل مکان کرد و موفق شد انتشار نشریه را تحت حفاظت پلیس ادامه بدهد.
.






.
نامه بانوان، دوهفتهنامهای بود که از ۱ مرداد ۱۲۹۹ تا ۲۴ خرداد ۱۳۰۰ در تهران منتشر میشد. ناشر و سردبیر این نشریه، شهناز آزاد بود. شهناز آزاد به کمک همسرش ابوالقاسم آزاد که تجربه روزنامهنگاری با روزنامههایی چون آسایش، آزاد و نامه پارسی را داشت دست به انتشار نامه بانوان زد. شهناز و همسرش از پیشگامان آزادی زنان به خصوص کشف حجاب محسوب میشوند. این نشریه سه روز بعد از چاپ نخستین شمارهاش توقیف شد، زیرا نوشته بود «حجاب خرافه و موهومات و حصار سنت، جلوی دیدگان زنان و مردان را در این کشور سد کرده است». سپس با این شرط که در شماره بعدی بنویسد منظور از حجاب در این جمله، حجاب زنان نیست، اجازه انتشار مجدد یافت.
.
در شماره ۳۳ نامه بانوان اعلام شد که این نشریه فقط مقالات نوشته شده توسط زنان را برای چاپ میپذیرد. گرایشهای آزادیخواهانه نامه بانوان مورد پسند حکومت نبود و این نشریه پس از حدود یک سال انتشار توقیف شد و شهناز و همسرش ابوالقاسم آزاد از تهران تبعید شدند.
.
نشريه نامه بانوان به دنبال بيداری و آگاه كردن زنان از حقوق و جايگاه خود بود. اين روزنامه به چاپ مقالههايی میپرداخت كه بحـث اصـلی آنها تعلـيم و تربيت دختران و زنان ايران و اصلاح تفكر عدم حضور زنان در جامعه بـود. شماره اول اين روزنامه ماهی دو بار با شـعار «زنـان نخسـتين آموزگـار مرداناند» در هشت صفحه چـاپ میشد. زير عنوان نامه بانوان در صفحه اول آن نوشته شده بود: «ايـن روزنامـه بـرای بيـداری و رستگاری زنان بيچاره و ستمكش ايران است». هر چند شعار نامه بانوان تلاش برای احقاق حقوق زنان از جمله آموزش، تعلیم و تربیت بود، اما نشريه در تبليغ آرای خود برای رفع موانع پيشرفت زنان و نقد برخی احكام و باورهای اعتقادی گاه چنان دچار افـراط و اغراق و داستانپردازی میشد كه با عكـسالعمـلهـای سـخت حكومتيـان، كـه چنـدان هـم پايبندی مذهبی نداشتند، روبه رو میشد.
.



.
جهان زنان، مجلهای ویژه حقوق زنان و آموزش آنان بود که فخرآفاق پارسا به سال ۱۳۰۰در مشهد چاپ آن را آغاز کرد و بعدها انتشارش را در تهران ادامه داد. مجله جهان زنان با هدف «تفهیم لزوم تعلیم و تعلم زنان» و «آشنا كردن آنان به حقوقشان» منشتر شد. به رغم اتخاذ عمدی لحنی میانهرو هنگام سخنراندن در آموزش زنان، چاپ مجله خالی از مصیبت نبود.
.
توضیح آنکه پس از نشر نامه سردبیر پیرامون کشف حجاب و حقوق برابر، در شمارهای از مجله، نویسنده مغضوب و کاشانهاش تاراج شد. آفاق پارسا در نهایت به قم تبعید شد و امتیاز نشریه جهان زنان هم لغو شد. او روزنامهنگار دوران مشروطیت و از فعالان جنبش زنان در ایران بود و بعد از آنکه از تبعبد برگشت، به عضویت جمعیت نسوان وطنخواه درآمد.
.





….
دختران ایران، نشریهای فمینیستی بود که در سال ۱۳۱۰ توسط زندخت شیرازی در شیراز انتشار یافت، اما توسط رضاشاه توقیف شد. در این نشریه اخباری از فعالیتهای فمینیستی سایر کشورهای دنیا چاپ میشد. سرمقالههای دختران ایران را اغلب زندخت شیرازی مینوشت و به حقوق زنان میپرداخت. او نظریههای فرودستی زیستشناختی زنان را رد میکرد و همچنین زنان را تشویق میکرد خواستهها و حقوق خود را با جسارت بیان و پیگیری کنند. همچنین در این نشریه شعرهای انقلابی از جمله شعرهای زندخت شیرازی که از رادیکالترین گرایشهای فمینیستی در ایران بودند، منتشر میشد.
.
هدف انتشار این نشریه در این بیت شعر خلاصه شده بود:« آرزوی دختران ایران، بیداری زنان ایران است ». این نشریه پس از ۷ ماه توقیف شد، اما زندخت پس از چند سال از شیراز به تهران رفت و بدون داشتن امکانات مادی کافی در میدان فردوسی اتاقی اجاره کرد و انتشار نشریه را پی گرفت.
.






.
پیک سعادت نسوان، نشریهای برای زنان و نخستین نشریه با گرایش چپ در ایران بود. این نشریه در سال ۱۳۰۶ توسط «جمعیت پیک سعادت نسوان» به صاحب امتیازی روشنک نوعدوست در رشت منتشر شد و در سایر شهرهای ایران نیز خواننده داشت. مقالههای آن اجتماعی، ادبی و درباره حقوق زنان بود.
.
.
عالم نسوان، نشریه عالم نسوان به صاحب امتیازی ربابه نوابه صفوی و مدیریت داخلی عباس آرینپور کاشانی و زیرنظر جمعیت فارغالتحصیلی مدرسه بیتآل در تهران تأسیس و شمارهی اول آن در سال ١٢٩٩ شمسی منتشر شد. این نشریه علمیاخلاقی هر دو ماه یکبار در چهل صفحه به چاپ میرسید. این مجله در سال نهم تعداد صفحات خود را به چهلوهشت صفحه افزایش داد. انتشار نشریه عالم نسوان دوازده سال و سه ماه ادامه یافت. آخرین شمارهی آن در سال ١٣١٢ شمسی منتشر شد. عالم نسوان در سراسر کشور شعبههایی برای فروش مجله داشت. این نشریه در بمبئی و عراق نیز توزیع میشد.
روی جلد هریک از شمارههای این مجله نیز شعر یا عبارتی درج میشد که پیام آزادی زنان و برابری آنان با مردان را به همراه داشت و خواهان حرکت و جنبش زنان بود. بهعنوان مثال، روی جلد شمارهی سوم آن، این شعر دیده میشود: «در مملکتی که زن حقیر است/ شک نیست که مرد آن فقیر است.»
پس از آنکه کشف حجاب ازسوی رضاشاه اعلام شد، چاپ این مجله متوقف گردید. برخی این توقف را به دلیل «صراحت لهجهی» آن مرتبط دانستهاند، چرا که این مجله مسائلی چون ازدواج زودهنگام دختران و نبود حقوق سیاسی زن را تقبیح میکرد. این مجله، مطالبی در نقد وضعیت زنان و حقوق آنهاچاپ میکرد. عالم نسوان در شرایطی منتشر میشد که هنوز زنان امکان تحصیل و نوشتن نداشتند و مدارس دخترانه با مخالفت گروههای مذهبی روبرو بودند.
عالم نسوان خوانندگان خود را به نگارش و ارسال مقاله تشویق میکرد. اداره مجله هریک از مقالات وارده را بهدقت مطالعه میکرد و چنانچه آن را برای چاپ مناسب مییافت، انتشار میداد. به این ترتیب، ممکن بود استعدادهای افراد زیادی را کشف و پرورش دهد و آنان را برای مقالهنویسی آماده کند. عالم نسوان مسابقات مقالهنویسی نیز برگزار میکرد و به بهترین نوشتهها جایزه میداد. خوانندگان از پیشنهاد ارسال مقاله بهخوبی استقبال کردند. عالم نسوان دو سال و اندی بعد نوشت چون مجله امکان چاپ همهی مقالات خوانندگان ندارد، «روزنامه آینده ایران». طبق قراردادی با عالم نسوان، مقالات مناسب را چاپ خواهد کرد.






.


.
با پایان دوره قاجار و شروع حکومت رضاشاه، از هفت نشریه زنان که در دوره مشروطه منتشر میشد، فقط دو نشریه یعنی «عالم نسوان» و «نسوان وطنخواه» توانستند به کار خود ادامه دهند. هرچند طی سالهای ١٣٠٤ تا ١٣١٠ سه نشریه جدید نیز به آنها اضافه شد. نخستین نشریه این دوره با نام «نسوان شرق» منتشر میشد. نشریهای که اولین مجله زنان در گیلان بود. مدیریت این نشریه را مرضیه ضرابی برعهده داشت . او از پیشگامان حقوق زنان، آموزش برای زنان، مدیر و مؤسس چند مدرسه دخترانه و یتیمخانه بود.
.
نسوان شرق، مجلهی نسوان شرق در راستای آگاهی دادن به زنان در ١٣٠٤به صورت مجله در ٢٤ صفحه هر ١٥ روز يكبار در بندر انزلی منتشر میشد، اما چندی بعد به صورت روزنامه هر ده روز یکبار به چاپ میرسید
این نشریه نقش موثری در بیداری و تنویر افكار زنان گیلان ایفا کرد. فعالیتهای فرهنگی این نشریه از سوی قشر خاصی از زنان مورد استقبال قرار گرفت و گروهی از این زنان در روزنامه قلم میزدند كه هدف اصلی آنها بیدار كردن همنوعان و جهت دادن به مسیر پیشرفتهای اجتماعی آنان بود. اما این نشریه نیز از سوی حکومت پهلوی تحمل نشد و بعد از چند شماره توقیف شد.



.
از مدرسهسازان میتوان به صدیقه دولتآبادی، شمسالملوک جواهر کلام، بیبی وزیرف، طوبی آزموده، فاطمه درةالمعالی، ماهرخ گوهرشناس، صفیه یزدی، بیبی خانم استرآبادی و روشنک نوعدوست اشاره کرد که برای تأسیس و حفظ مدارس دخترانه تلاش میکردند. نظام مردسالار و سنتگرایان با تحصیل دختران مخالفت میکردند و سعی میکردند به اشکال گوناگون تبعیض جنسیتی علیه زنان را بازتولید کنند. تأسیس مدارس دخترانه با توجه به وضعیت وجود در آن زمان، کاری انقلابی بود.
.
سازمانهای مستقل زنان در دوران حکومت رضا شاه عمر کوتاهی داشتند. همهی آنها در دههی ۱۳۰۰ تعطیل شدند که آخرین آنها در سال ۱۳۱۱ بسته شد. از میان سازمانهای زنان که برای همیشه تعطیل شدند، میتوان به “انجمن حریت نسوان”، “مجمع انقلابی نسوان”، “جمعیت پیک سعادت نسوان”و “جمعیت نسوان وطنخواه” اشاره کرد. به نظر میرسد این انجمنها، که اغلب آنها گرایشهای سکولار و چپ داشتند، جدیتر از پیشینیانشان به دنبال تساوی حقوق زنان و مطالبات فمینیستی بودند، و با صراحت بیشتری از برابری حقوق زنان دفاع میکردند.
.
در این دوره، سازمانهای زنان مستقل حذف شدند و سازمانهای زنان وابسته به حکومت و احزاب سیاسی تشکیل شدند. از آن جمله میتوان به “کانون بانوان“، که انجمنی خیریهای و میانهرو و زیر نظر رضا شاه بود و “سازمان زنان ایران” زیر نظر محمدرضا شاه و تشکیلات “زنان ایران (تشکیلات دمکراتیک زنان)” در حزب توده با نشریه بیداری اشاره کرد. در دههی ۱۳۲۰، سازمانهای سکولاری همچون “انجمن باهماد آزادگان“، خواستار حقوق بیشتری، از جمله کشف حجاب و حق طلاق برای زنان ایرانی بودند.
.
سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۱ را میتوان سالهای تجدید حیات محدود و کنترل شده جنبش زنان دانست که سازمانهای مستقلتر اما پراکندهای همچون “حزب زنان” و “جمعیت زنان” (با روزنامه زن امروز) تشکیل شدند. این سازمانها بر خلاف دههی ۱۳۰۰ چندان همگرا نبودند. اشاره مختصری به هماهنگی فعالیتهای حزب زنان و جمعیت زنان در سال ۱۳۲۲ شده است و در سال ۱۳۳۱ بیانیهای از «ائتلاف سازمانهای زنان» برای درخواست حقوق سیاسی و اقتصادی دیده میشود. این تجدید حیات محدود در سالهای حکومت محمدرضاشاه از بین رفت و تمام فعالیتهای حقوقی زنان در کنترل دولت قرار گرفت و از دههی ۱۳۳۰ متمرکزسازی شد و در نهایت تحت “سازمان زنان ایران” که یک نهاد دولتی بود، درآمد و از حالت جنبش اجتماعی خارج شد.
.
پس از برکناری رضا شاه در سال ۱۳۲۰، حقوق زنان، به ویژه ظاهر و لباس زنان به منشأ عمدهای برای مجادله بین گروههای سنتی و مدرنیست تبدیل شد. واکنش اصلی به حقوق زنان از طبقه بورژوا و محافظه کار روحانیت و سازمان بنیادگرای تازه شکل گرفته فداییان اسلام بود که خواهان بازگشتن به حجاب در عموم و تلاش برای سد کردن تلاش گروههای چپگرا و عناصر ملیگرا در جبهه ملی برای حق رای زنان بود. از سوی دیگر، کهنهکاران جنبش مستقل حقوق زنان از دوره پیشین و نیز گروههای چپگرای تازه آزاد شده، شروع به انتشار روزنامههای متعدد و سازمان دادن شماری از سازمانها و انجمنهای حرفهای و خیریهای متنوع کردند. این گروهها مشابه اسلاف خود، نسبت به تحصیل و سوادآموزی زنان، نابرابریهای قانونی و حق رای ابراز نگرانی کردند. حزب زنان ایران، که گروهی فعالتر بود، در سال ١٣٢١ توسط صفیه فیروز و با حضور فاطمه سیاح بهعنوان دبیر و ویراستار ارگان این حزب “زنان ایران” تأسیس شد. هدف این حزب ترویج تحصیل، جایگاه اجتماعی و آگاهی زنان بود. در سال ۱۳۲۳، زمانی که مسئله اصلاحات انتخابات در مجلس مورد بحث قرار گرفت، این حزب برای حق رای زنان تلاش و سعی در اعمال نفوذ کرد. در سال ١٣٢٥، در دوره رهبری سیاح، این حزب به صورت شورای زنان ایران درآمد تا زنان دارای دیدگاههای سیاسی متفاوت را به خود جذب کند.
.
سالهای ۱۳۳۲تا ١٣٤٥
در این دوره فعالیت شماری از سازمانهای رفاه همچون «سازمان رفاه زنان و کودکان»، انجمنهای حرفهای همچون «جمعیت خیریه» متعلق به ثریا پهلوی و مجلات زنان افزایش یافت. این دوره همچنین شاهد تشکیل سازمانهای جدیدی همچون “جمعیت راه نو” بود که در سال ١٣٣٤ توسط مهرانگیز دولتشاهی تاسیس شد. دولتشاهی بعدها در اواخر دههی ١٣٤٠، اولین سفیر زن شد. مشارکت اصلی این جمعیت، فعالیت در پیش نویسی قانون حفاظت از خانواده در سال ١٣٤٦ و نیز فراهم آوری برخی خدمات رفاهی و تحصیلی برای زنان در گروههای پایین درآمدی بود. این جمعیت در سال ١٣٣٥، همراه با “اتحادیه زنان حقوقدان ایران” که توسط مهرانگیز منوچهریان تأسیس شده بود، و همچنین “جمعیت زنان طرفدار حقوق بشر”، که توسط بدرالملوک بامداد تأسیس شده بود، کمپینی را برای حق رای زنان به راه انداختند.
این روند در سال ١٣٤٥ شتاب بیشتری گرفت به صورتی که علاوه بر تشکیل سازمانهای جدیدی همچون «سازمان زنان ایران» و «شورای عالی جمعیت زنان ایران»، همایشهای بینالمللی گوناگونی نیز در ارتباط با زنان و حقوق آنان در جامعه تشکیل شد و اهداف خود را پیگیری حقوق زنان بیان کردند، اما در واقع همهی آنها در دست حلقههای اصلی وابسته به دربار بودند، تا جایی که ریاست عالیه سازمان زنان با اشرف پهلوی و نایب رئیس این سازمان فریده دیبا مادر همسر شاه بود.
با رشد روی آوری زنان به تحصیل در دانشگاه و آموزش در مدارس، و همچنین فعالیت آنها در سایر عرصهها، بویژه ادبیات، هنر، شعر و داستان نویسی در اوایل دههی ١٣٤٠، جایگاه زنان در جامعه نسبت به دورانهای پیش از آن تغییر چشمگیری پیدا کرد. با رشد مبارزات نسل جوان معترض به حکومت شاه، زنان نیز بهتدریج به این عرصه ورود کردند. این مرحله از تاریخ ایران شاهد تدریجی رشد مدرنیسم در مقابل سنتگرائی و تغییر نگاه جنسیتی جامعه نسبت به حقوق زنان بود. با ظهور سازمانهای سیاسی مخفی چپگرا در اواخر دههی ١٣٤٠، که مخالف خط مشی و سیاستهای حزب توده ایران بودند، زنان در کنار مردان، بویژه در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران، نقشه برجستهای در مبارزه علیه رژیم شاه و نظام سرمایهداری حاکم ایفا کردند. زنان کمونیست پا به پای مردان جنگیدند، کشته، دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. از خودگذشتگی و جان فشانی این زنان، نگاه جامعه به زنان و جایگاه زنان در جامعه را تغییر داد.
.
سازمان ملی زنان ایران نخستین تشکلی است که زنان دانشجوی ایرانی در پیوند با “کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی)” در دیماه ١٣٤٣ در خارج از کشور بنیان گذاتند. عمر فعالیت این سازمان به بیش از سه سالسید، اما گامی بود ارزشمند در جنبش زنان.
.
نقش زنان در انقلاب ۱۳۵۷
زنان در انقلاب ۱۳۵۷، همچون مردان در جامعه، در مدرسه و دانشگاه، در کارخانه و اداره و مراکز درمانی ایفای نقش و در گروههای مختلف زنان بهطور فعال در کنار همتایان مرد خود شرکت کردند. زنان همچنین از طریق مشارکت در سازماندهی انقلاب بویژه در محیطهای کارگری، آموزشی و درمانی، راهپیمایی و تظاهرات به انقلاب کمک کردند. ماهیت تودهای انقلاب مشارکت زنان را در آن آسان میکرد. پرستاران و پزشکان زن، در مداوای مجروحان در بیمارستانها نقش برجسته داشتند و در بسیاری مواقع دیده شد که پزشکان زن به درخواست کمک مجروحان پاسخ میدادند و خانه خود را برای کسانی که نیاز به کمک داشتند باز میکردند. در حالی که زنان خود اغلب کشته، دستگیر، شکنجه یا زخمی میشدند و برخی از آنها درگیر مبارزات چریکی بودند. بسیاری از زنان نه تنها درگیر در انقلاب شدند، بلکه در بسیج مردان و زنان غیر سیاسی نیز نقش مهمی داشتند. زنان شرکتکننده در انقلاب از خانوادههای متوسط شهری و همچنین بسیاری از زنان از طبقهی کارگر و زحمتکش بودند.
.
همچنین گروههای دیگری از زنان که در ابتدا با انقلاب همراه نبودند، از جمله فمینیستهای سازمان یافتهای که با حکومت پهلوی همگرایی داشتند، پس از آنکه شاه برای دلجویی از اسلامگرایان، امور زنان در کابینه را کنار گذاشت، به جنبش انقلابی پیوستند. اعضای سازمان زنان ایران در حمایت از انقلاب راهپیمایی کردند و مهم این بود که زنان وابسته به حکومت نیز علیه رژیم شاه شدند و در انقلاب شرکت کردند.
.
موقعیت انقلابی منجر به گشودن فضای بیسابقه سیاسی برای زنان ایرانی شد. این تأثیر پایدار بر مشارکت سیاسی و نقش زنان ایرانی در عرصه عمومی داشت. شرایط خاصی در دوران انقلاب وجود داشت که زنان را به درگیر شدن در سیاست سوق میداد. زنان در تظاهراتها و در گروههای اجتماعی فعال شدند و طبعا به قدرت اجتماعی و سیاسی خود آگاهی پیدا کردند. آگاهی یافتن به ظرفیتهای اجتماعی به خود زنان توانمندی داد.
.
بیشتر پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه، بیشتر از نقش زنان ایران در طول انقلاب، تأثیر انقلاب بر زنان است. اگرچه مشارکت زنان در وقایع منتهی به انقلاب در موفقیت آن بسیار مؤثر بود، اما در بیشتر این پژوهشها به شرایط مادی، وضعیت و جایگاه اجتماعی و نسبت طبقاتی آنها در دوران انقلاب پرداخته نشده است، تا درک شود که چگونه آگاهی اجتماعی زنان ایرانی رشد کرده و چگونه آنها را به این سمت سوق داده است.
آنچه که مشخص است، میل به رهائی زنان از قید تبعیض و ستم جنسیتی و همچنین دینامیسم انقلاب باعث شد که بسیاری از زنان وارد صحنهی سیاسی و اجتماعی شوند.
.
پس از انقلاب ١٣٥٧
پس از انقلاب وضعیت زنان تغییر کرد و برخی از حقوقی را که طی چندین دهه مبارزه به دست آورده بودند، از جمله قانون حمایت از خانواده، سقط جنین و اختیار در حجاب، مدت کوتاهی پس از انقلاب به دستور خمینی لغو شدند. خمینی هفتم اسفند ١٣٥٧ در پاسخ به یک استفتا دربارهی قانون حمایت خانواده، این قانون را «خلاف شرع» اعلام کرد. اول اردیبهشت ١٣٥٨ محمدرضا مهدوی کنی، عضو شورای انقلاب اعلام کرد که قانون حمایت خانواده به امر آیتالله خمینی ملغی است. به این ترتیب مردان دوباره اجازه پیدا کردند هرگاه خواستند همسرشان را طلاق بدهند و حق زنان برای درخواست طلاق از بین رفت.
.
خمینی، طی سخنانی در روز سهشنبه پانزدهم اسفند ١٣٥٧ در فیضیه قم گفت که «…در وزارتخانههای اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند اما باحجاب باشند…» روز بعد، چهارشنبه شانزدهم اسفند، روزنامههای کیهان و اطلاعات این خبر را در صفحات اول خود منتشر کردند. روز بعد، هفدهم اسفند، روز جهانی زن، زنان کارمند بدون حجاب اجاز ورود به محل کارشان را نیافتند. تعداد زیادی از زنان کارمند از رفتن به سر کار سر باز زدند و زنانی که کارمند وزارت امورخارجه بودند، بیرون وزارتخانه دست به اعتراض زدند. در این روز، هزاران کارمند و پرستار و دختر دانشآموز از نقاط مختلف تهران روانه خیابان انقلاب و دانشگاه تهران شدند. این زنان نه بهخاطر هشت مارس و روز جهانی زن، بلکه در اعتراض به نخستین اعلام موضع خمینی دربارهی اجباری شدن حجاب به خیابان آمده بودند.
.
کیت میلت، نویسنده و نظریهپرداز سرشناس آمریکایی که از اعضای برجستهی «جنبش رهاییبخش زنان» بود، در آن زمان به دعوت «کمیتهی موقت تدارکات روزجهانی زن» برای سخنرانی در مراسم روز جهانی زن به ایران سفر کرده بود. او در تماس با فمینیستهای آمریکایی و اروپایی از آنها خواسته بود که از مبارزات زنان ایرانی حمایت کنند. در پی این تماس، آنتوانت فوک، از مؤسسان گروه فرانسوی «زنان در جنبش» چهار تن از اعضای این گروه را به نشان همبستگی، به ایران فرستاده بود.
.
با شروع تظاهرات زنان ایرانی در اعتراض به اجباری شدن حجاب، کیت میلت که به همراه سوفی کِر، عکاس کانادایی از ۱۵ اسفند ۱۳۵۷ به ایران آمده بود، اقدام به اطلاعرسانی دربارهی این تظاهرات کرد. چهار زنی که از سوی گروه «زنان در جنبش» به تهران آمده بودند نیز با ساخت فیلم «سال صفر» بخشی از اعتراضهای زنان ایرانی به اجباری شدن حجاب و نقض حقوقشان را مستند کردند.
.
۱۱ مارس ۱۹۷۹ در چهارمین روز تظاهرات زنان، «زنان در جنبش» در بیانیهای اعلام کرد: «وقتی زنان ایرانی زنجیرهایشان را پاره میکنند، همهی زنان جهاناند که به همراه آنها پیش میروند. ما به اینجا آمدهایم تا به زنان ایرانی نیرو بدهیم و از آنها نیرو بگیریم.» این متن به وسیلهی تلکس از کتابفروشی زنان در پاریس به همهی گروههای زنان در فرانسه فرستاده شد و جلسات روزانهای در این کتابفروشی برای هماهنگی فعالیتها جهت حمایت از اعتراضات زنان در ایران، برگزار شد. در ادامهی این حمایتها، در پاریس، نیویورک، رم، میلان، مادرید، بارسلون، بروکسل، مونترال، ونکوور و واشنگتن نیز تظاهراتهایی در حمایت از زنان ایرانی برگزار شد.
.
علاوه بر این بیش از یکصد فمینیست اروپایی و آمریکایی ۱۵ مارس همان سال، «کمیتهی بینالمللی حق زنان» را به ریاست سیمون دوبووآر، فمینیست سرشناس فرانسوی برای حمایت از مبارزات زنان ایرانی تشکیل دادند. آنها اعلام کردند که هیئتی از زنان خبرنگار را برای کسب اطلاع از وضعیت زنان در ایران به این کشور میفرستند. این هیئت که متشکل از ۱۸ زن خبرنگار از رسانههای معتبر اروپایی و یک زن خبرنگار مصری بود در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۵۷ (۱۹ مارس ۱۹۷۹) به ایران رفتند و مشاهداتشان از وضعیت حقوق زنان در ایران پس از انقلاب را در رسانههای بینالمللی منتشر کردند.
.
سه تشکل زنان؛ «اتحادیه انقلابی زنان مبارز»، «جمعیت بیداری زنان» و «جمعیت زنان مبارز» از روزها قبل به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن، سه برنامهی متفاوت در دانشکدههای ادبیات، هنرهای زیبا و فنی دانشگاه تهران ترتیب داده بودند. جمعیت زیادی در هرکدام از این برنامهها شرکت کردند. زنان حاضر در این برنامهها با ترک سالنهای سخنرانی به تظاهرات زنان معترض پیوستند. راهپیمایی بزرگی از مقابل دانشگاه تهران با حدود ۱۵ هزار زن در روز آول آغاز میشود و روز چهارم به ۵۰ هزار نفر میرسد. این اعتراضات به مدت شش روز، از ۱۷ تا ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ با شرکت هزاران زن برگزار شد. تظاهرات شش روزه، حجاب اجباری را برای مدتی به تعویق انداخت و خمینی موقتا عقب نشینی کرد. قانون حجاب اجباری نهایتا در تیر ۱۳۶۰ تصویب شد. در سال ۱۳۶۲ نیز با مصوبه مجلس جمهوری اسلامی در قانون مجازات اسلامی برای زنانی که حجاب را رعایت نمیکنند، زندان، شلاق و جریمه نقدی تعیین شد.
.
این اعتراضات فقط علیه حجاب اجباری نبود، اگرچه هدف و انگیزه اصلی آن اعتراض به اجباری شدن حجاب بود، اما زنان به دستاندازیهای دیگر حاکمان نوپای اسلامی به حقوق زنان از جمله نابرابری جنسیتی نیز معترض بودند. خیزش زنان در اسفند ۱۳۵۷، از مهمترین رویدادهای تاریخ جنبش زنان در ایران و حوادث سرنوشتساز انقلاب ۱۳۵۷ بود، اگرچه نتوانست مانع نخستین ضربات حاکمان اسلامی به حقوق زنان شود، اما توانست برای نخستین بار در تاریخ مبارزات زنان فریاد حقخواهی زنان را به آنسوی مرزهای ایران برساند و همبستگی بسیاری از جنبشهای جهانی زنان با جنبش زنان در ایران را رقم بزند. این خیزش، نخستین حرکت گسترده سیاسی،خودجوش و مستقل زنان از زمان آغاز مبارزات زنان در دوران مشروطه بود.
.



.
.
این اعتراضات به تهران محدود نماند و همزمان با پایتخت، زنان معترض به اجباری شدن حجاب در شهرهایی چون سنندج، تبریز، اصفهان، رشت، شیراز، آبادان، اهواز، مشهد، مسجد سلیمان، آمل و اندیمشک به خیابان آمدند و دختران دبیرستان کلاسهای درس را تعطیل و به اعتراضات پیوستند.
.
ممنوعیت سقط جنین، کاهش سن ازدواج دختران به ۱۳ سال، ممنوعیت تحصیل دختران در مدارس فنی و برخی رشتههای دانشگاهی، ممنوعیت برخی رشتههای ورزشی و حضور در استادیومهای ورزشی برای زنان و تصویب قوانین قصاص و سنگسار، تکههای دیگرِ آواری بودند که با استقرار جمهوری اسلامی بر سر زنان خراب شد.
.
پس از راهپیمائی و تظاهرات اسفند ١٣٥٧، گروههای زنان چندین بار دور هم جمع شدند تا شاید بتوانند اینبار اقدامی مشترک علیه نقض حقوقشان انجام دهند. یکی از مهمترین این کارها، ائتلافی بود که تحت نام «کمیتهی همبستگی زنان» در خرداد یا تیر ۱۳۵۸ شکل گرفت. شش گروه زنان نزدیک به گروههای سیاسی چپ به همراه «کمیتهی صنفی» متشکل از ۲۰ انجمن صنفی زنان در ادارات و بانکها، اعضای اولیهی این کمیته بودند و در ادامهی کار تشکلهای دیگر نیز به آن پیوستند. مهمترین اقدام این ائتلاف، برگزاری یک کنفرانس مشترک در چهارم آذر ۱۳۵۸ برای اعتراض به نادیده گرفته شدن برابری جنسیتی در پیشنویس قانون اساسی تدوین شده از سوی مجلس خبرگان بود.
.
به گفتهی شهین نوایی، عضو «اتحاد ملی زنان»، در سالهای ١٣٥٧تا ١٣٦٢بیش از ٤٤ تشکل زنان فعال بودند. ٢٠ تشکل از سوی نیروهای سکولار یا اعضاء و هواداران احزاب سیاسی و پنج تشکل از سوی نیروهای مذهبی نزدیک به حکومت تشکیل شده بود. باقی تشکلهای فعال نیز انجمنهای صنفی زنان در ادارات دولتی بودند.
از میان مهمترین گروههای زنان در این دوره، میتوان به «اتحاد ملی زنان»، «اتحادیه انقلابی زنان مبارز»، «جبههی دمکراتیک ملی»،«انجمن رهایی زن»، «جمعیت بیداری زن»، «جمعیت زنان مبارز»، «اتحادیهی زنان حقوقدان ایران»، «انجمن رهایی زن»، تشکیلات دمکراتیک زنان ایران»، اتحادیه زنان استاد دانشگاه»، «اتحادیه زنان پرستار»، اتحادیه زنان کارمند وزارتخانهها»، «جمعیت انقلابی زنان کردستان»، «جمعیت زنان ایران»، «جمعیت زنان مبارز سقز»، «زنان سنندج»، «زنان ارومیه»، «زنان ارمنی وابسته به سازمان انقلابی رستوم»، «زنان حقوقدا»، «زنان صنعت نفت»، «زنان طرفدار نهضت آزادی»، «زنان کارمندشرکت مخابرات»، «زنان مریوان»، «زنان مبارز تهران»، «زنان مجاهد مسلمان»، «سازمان زنان جبهه ملی»، «سازمان زنان نهضت آزادی»، «شورای هماهنگی زنان»، «زنان کارمند رادیو تلویزیون»، «کانون زنان بانک اعتبارات صنعتی»، «کانون زنان ترکمن صحرا»، «اکانون زنان سازمان برنامه»، «کانون زنان سازمان آب منطقه تهران»، «کانون زنان وزارت اطلاعات و تبلیغات»، «کمیته برگزاری روز جهانی زن»، «کمیته دفاع از حقوق زن»، «کمیته زنان کارخانه ماشین سازی تبریز»، «کمیته همبستگی زنان»، پروه پژوهش و طرح مسائل زنان»، «گروهی از بانوان کارگر سراسر کشور»، «نهضت زنان مسلمان»، «انجمن اسلامی پرستاران»، «انجمن اسلامی زنان کارمند»، «انجمن ملی پرستاران و بهیاران»، «جامعه زنان انقلاب اسلامی»، «جبهه متحد اسلامی ضدامپریالیستی، ضد صهیونیستی زنان»، اشاره کرد.
.
از اوایل دههی ۱۳۶۰ و در پی سرکوب گستردهی نیروهای سیاسی و مدنی مخالف حکومت، جنبش زنان نیز از صحنهی علنی و عمومی جامعه حذف شد. این سرکوب، که از سال ۱۳۶۰ شدت گرفت، فعالیت گروهها و نشریات زنان را متوقف ساخت. بسیاری از فعالان زن یا بازداشت شدند، یا ناگزیر به ترک کشور گشتند، و یا به دلیل فقدان امکان فعالیت سیاسی و اجتماعی در عرصهی عمومی، ناچار به انزوا و خانهنشینی روی آوردند.
.
در چنین شرایط دشواری و در غیاب هرگونه امکان برای بازسازی فعالیتهای علنی و مستقل، شماری از زنانی که از موج بازداشتها و اعدامها جان به در برده بودند و یا در خفا زندگی میکردند، به محافل دوستانهای پناه بردند که عمدتاً بر پایهی پیوندهای سیاسی شکل میگرفت. این محافل، هرچند بدون هماهنگی و در اغلب موارد بیاطلاع از یکدیگر بودند، امکان تداوم جنبش زنان را در دهههای بعد را فراهم کردند. بزرگداشت روز جهانی زن نقطه و انگیزه دیگری برای شکلگیری برخی از این محافل بود.
.
در دههی هفتاد، در حالیکه فعالان زن در داخل کشور در تلاش برای ساختن فضایی برای فعالیت بودند، زنانی که در دوران سرکوبهای دههی شصت مجبور به ترک کشور و از بستر اصلی فعالیتشان در ایران دور شدند، با راهاندازی نهادهای زنان وانتشار نشریه و مجله در حوزهی زنان فعالیتهای پیشینشان را در خارج از ایران ادامه دادند و در یک تقسیم کار هماهنگ با فعالان داخل کشور، با بهرهگیری از تجربیات سالهای فعالیت در فضای سرکوب، در حال پیگیری اهداف جنبش در بستری نو و متفاوت هستند.
بسیاری از این فعالان خود را در قالب کمیته و انجمن و بنیاد و… سازمان داده و یا به صورت فردی در زمینه حقوق زنان پژوهش و فعالیت میکنند، کتاب، مطلب و مقاله مینویسند. سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) و بنیاد پژوهشهای زنان ایران، از شناختهترین سازمانهای زنان در خارج کشور هستند.
.
سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)، به تاریخ ٨ مارس ١٩٩٨(١٧ اسفند ١٣٧٦) فعالیت خود را آغاز کرده و از آن زمان تاکنون به فعالیت خود ادامه داده است. این تشکل به موجب منشورش، جدای از فعالیت برای “رفع ستم جنسیتی از زنان”، “علیه … بنیادگرایان مذهبی و همه نیروهای مرتجع ضد زن و امپریالیستهای مرد سالار، در جهت ساختن جامعهای که در آن هیچ شکلی از ستم و استثمار نباشد، مبارزه میکند.” این تشکل، نشریهای نیز بنام «نشریه هشت مارس» منتشر میکند.
در منشور این تشکل آمده است که تشکلی “دمکراتیک، تودهای و مستقل است، که علیه اشکال مختلفِ ستم جنسیتی که از جانب دولتهای زنستیز ارتجاعی و امپریالیستی که مردسالاری یکی از ارکان اصلی آن است، مبارزه میکند.”
.



.
بنیاد پژوهشهای زنان ایران به سال ۱۹۹۰ میلادی برابر با سال ۱۳۶۹ شمسی به ابتکار افسانه نجمآبادی، گلناز امین و شهلا حائری در امریکا تأسیس شد و از آن سال به بعد در کشورهای مختلف جهان، زنان ایرانی بسیاری با تحقیقات، مقالات و آثار هنری خود در کنفرانس حضور مییابند. از ابتدا گلناز امین، مدیر ارشد اجرایی این بنیاد بود. بنیاد هر ساله با همکاری کمیتههای محلی مدافع حقوق زنان، کنفرانسی سه روزه را در یکی از شهرهای اروپا یا آمریکای شمالی برگزار میکند.



.
به گفته پروین شهبازی، فعال در جنبش زنان ایرانی در تبعید” «بنیاد با انتخاب شیوه همکاری با کمیتههای محلی برای برگزاری کنفرانسها، در سومین سال تاسیس آن، در عمل از ساختار تک محوری فاصله میگیرد. چون نتیجه کار، یعنی برگزاری کنفرانسها، حاصل همکاری مشترک است که فرمی دمکراتیک به خود میگیرد. این ویژگی پاردوکسال بنیاد، از طرفی سبب ریزش برخی از یارانش میشود و از طرف دیگر عامل ثبات و تداوم آن».
در تعریف بنیاد پژوهشهای زنان ایران آمده است که یک بنیاد پژوهشی با هدف برابری جنسیتی است و میکوشد آثار زنان در تاریخ ایران را حفظ کند و گسترش دهد.
در ادامه در رابطه با کنفرانسهایی که بنیاد سالانه در کشورهای مختلف برگزار میکند، آمده است که این کنفرانسها ظرفی هستند برای تبادل نظر میان پژوهشگران و کنشگران جنبش زنان خارج، و نیز پلی برای ارتباط با کنشگران داخل و خارج.
.
در خارج کشور، چندین نشریه زنان منتشر میشد، که از آن جمله میتوان به “زن در مبارزه” ، “آوای زن” ، «هشت مارس» و «نشریه بنیاد پژوهشهای زنان» اشاره کرد.
..
از سال ١٣٧٦ به بعد، جنبش زنان که دورهی بازسازی خود در محافل خانگی و خروج از خانه با فعالیت در نهادهای محیطزیستی و کودکان را در سالهای پس از جنگ پشتسر گذاشته بود، توانست با بهرهگیری از اندک گشایشی که در فضای سیاسی-اجتماعی کشور ایجاد شده بود، به سمت فعالیت علنی در عرصهی عمومی حرکت کند.
یکی از نخستین گامها برای این حضور علنی، تشکیل «جمع زنان ناشر» از سوی زنان ناشر سکولار خارج از حاکمیت و برگزاری «نمایشگاه کتاب زنان ناشر» در اسفند ١٣٧٦ بود. در این نمایشگاه، علاوه بر ۴۶ ناشر زن، مدیران نشریات زنان، زنان فعال در سازمانهای غیردولتی کودکان و محیطزیست، انجمنهای خیریه و همچنین سازمانهای غیردولتی که زنان نزدیک به اصلاحطلبان حکومت تأسیس کرده بودند نیز حضور داشتند.
.

.
برگزاری علنی هشت مارس در سال ١٣٧٨، به برگزاریهای عمومیتر و گستردهتر ٨ مارس در سالهای بعد منجر شد، از جمله در خانه هنرمندان و پارک لاله. برگزاری این مراسم که حاصل سالها تلاش در راستای تقویت پیوند میان فعالان زن بود، زمینه را برای شکلگیری حرکات جمعی سازمانیافتهتر و تأسیس و ثبت رسمی سازمانهای غیردولتی زنان فراهم ساخت. «مرکز فرهنگی زنان»، از نخستین گروههای مستقل زنان در این دوره بود که در سال ١٣٧٩ توسط زنان سکولار و خارج از حاکمیت در همین هشت مارس شکل گرفت.
.
اولین حرکت مشترک در جنبش زنان در این سال با تلاش برای پیوستن ایران به «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» بود. جنبش زنان سلسله فعالیتهایی در سال ١٣٧٨ در این مورد آغاز کرد. در ادامهی این تلاشها، فعالان زن اقدام به انتشار کتابی در بررسی تطبیقی قوانین ایران و مواد کنوانسیون، جمعآوری امضا برای پیوستن به کنوانسیون و طرح این مسئله در سمینارها و کارگاههای زنان در شهرهای مختلف کردند.
.
در هفده اسفند ۱۳۸۱، به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس)، اولین گردهمایی زنان در فضای باز پس از ۲۴ سال در پارک لاله برگزار شد. این گردهمایی بهعنوان بخشی از جشنهای روز جهانی زن برگزار شد و به زنان امکان داد تا در فضای باز گرد هم آیند. برگزار کنندهی اين گردهمایی «مرکز فرهنگی زنان» بود که با مجوز رسمی وزارت کشور اقدام به برگزاری اين مراسم کرد. این گردهمایی با حضور طیفهای مختلف فعالان سکولار زن برگزار شد. تمرکز اصلی برنامههایی که به مناسبت روز جهانی زن در فضای عمومی شهرها برگزار شد، بر روی طرح پیوستن ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان بود.
.


جنبش زنان در این سال نیز با برگزاری تجمعات، سخنرانیها، و فعالیتهای فرهنگی، تلاش میکرد تا آگاهی عمومی را در مورد حقوق زنان و نیاز به تغییر قوانین تبعیض آمیز و وضعیت زنان در جامعه و خانواده افزایش دهد.
.
«مرکز فرهنگی زنان» در شهریور ۱۳۸۲ برای «کمپین زنان و مردان علیه خشونت، تا ۸ مارس» فراخوان داد و توانست مشارکت گروههای زنان را برای پیوستن به این کمپین جلب کند .از جمله فعالیتهای این کمپین شش ماهه، جمعآوری امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز و پخش جزوههای آموزشی دربارهی خشونت بود. این کمپین قرار بود با برگزاری مراسم هشت مارس در پارک لالهی تهران به پایان برسد، اما مجوز این گردهمایی در لحظات آخر لغو شد. با این حال اعضای مرکز فرهنگی زنان که دعوتکننده این تجمع بود، به پارک لاله رفتند و به همراه کسانی که در پارک گرد آمده بودند، مراسم هشت مارس را در شرایط امنیتی و در محاصره مأموران نیروی انتظامی به مدت یک ساعت برگزار گردند. پس از آن ماموران تجمع را به خشونت کشاندند و پنج نفر را دستگیر کردند.
این آخرین باری بود که به زنان مجوز تجمع داده شد و سایر تجمعهای اعتراضی زنان در سالهای بعد بدون مجوز برگزار و با خشونت سرکوب شد.
.


.
به دنبال اعتراضات فعالان زن، مجلس جمهوری اسلامی «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» را در سال ۱۳۸۲ تصویب کرد، اما شورای نگهبان آن را رد کرد. بعد از اعتراض مجلس به آن، موضوع کنوانسیون به مجمع «تشخیص مصلحت» رفت و در آنجا مسکوت ماند. برخی فعالان زن پیوستن به کنوانسیون به صورت مشروط را یک «هیچ بزرگ» میدانستند.
.
در پی تلاش فعالین حقوق زنان، جمهری اسلامی در مورد حضانت فرزندان عقب نشینی کرد و حضانت دختر را که تا ۷ سالگی و پسر تا ۲ سالگی با مادر بود، مطابق اصلاحاتی که در سال ۱۳۸۲ انجام گرفت، حضانت تا سن ۷ سالگی به مادر واگذار شد و پس از آن در صورت بروز اختلاف، دادگاه با توجه به مصلحت کودک تصمیم میگیرد.
.
١٨خرداد ١٣٨٤، اعضای کمپین «روسری سفیدها» که برای حق حضور زنان در ورزشگاهها مبارزه میکردند، توانستند همراه جمع زیادی از زنان به ورزشگاه وارد و بازی فوتبال ایران و بحرین را تماشا کنند. این کمپین با هدف شکستن ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاهها شکل گرفته بود و این رویداد یک پیروزی برای فعالان زن محسوب میشد.
زنان و دخترانی که روسری سفید به سر داشتند و بعدها به «روسری سفیدها» معروف شدند، ردیفبهردیف روی چمنهایی که در چشماندازش ورودی در غربی ورزشگاه آزادی بود. نشستند. روی روسریهایشان نوشته بود: «سهم زن، نیمی از آزادی». آنها به نمایندگی از نیمی از جامعه ایران به دنبال احقاق حق پایمال شده زنان برای ورود به ورزشگاهها و تماشای فوتبال بود.
.


.
در روز بازی جمیعتی در حدود ٥٠٠ زن برای تماشای این بازی برابر درب شرقی ورزشگاه آزادی تجمع کرده بودند. در هنگام ورود اتوبوس تیم ملی بحرین مسوولان به ناچار مجبور به باز کردن در ورودی ورزشگاه شدند و به هنگام بستن آن با مقاومت زنان که در پشت در تجمع کرده بودند، مواجه شدند. در این کشمکش پای یکی از زنان شکست و سرانجام پس از هماهنگی مسئولان ورزشگاه آزادی با نهادهای مختلف، این گروه از زنان توانستند در نیمه دوم برای اولین بار به تماشای یک بازی مقدماتی جهانی بنشینند.
.
٢٢ خرداد ١٣٨٤، یک روز قبل از انتخابات ریاستجمهوری اسلامی، تجمع بزرگی در مقابل دانشگاه تهران در خیابان انقلاب برگزار شد. دهها گروه و صدها فعال سیاسی و مدنی برای این تجمع فراخوان دادند. جمعیتی نزدیک به شش هزار نفر در آن شرکت کردند. زنان میخواستند برای اولین بار بعد از تظاهرات اسفند ۱۳۵۷ در اعتراض به حجاب اجباری و برای «اعتراض به قوانین تبعیضآمیز در قانون اساسی» به خیابان بیایند. طیفهای مختلف زنان خارج از حاکمیت، از زنان چپ و سکولار گرفته تا نیروهای ملی-مذهبی و گروههای دانشجویی از این تظاهرات حمایت و در آن شرکت کردند. این نخستین تجمعی بود که بدون درخواست مجوز برگزار میشد. انعکاس گستردهی این تجمع توانست صدای اعتراض زنان را در داخل و حتی خارج از مرزهای ایران بلند کند. پلیس این تجمع را محاصره کرد و با چیدن اتوبوس به دور آن، مانع از ارتباط و پیوستن مردم خیابان به آن شد. این حرکت محدود به تهران نماند و تشکلهای زنان در تبریز، سنندج، اصفهان، چهارمحال بختیاری، کامیاران، خراسان، سیستان و بلوچستان، لرستان و کرمانشاه نیز از آن استقبال کردند. پس از آن، روز «۲۲ خرداد» در میان فعالان حقوق زنان در ایران «روز همبستگی زنان» نام گرفت.
.



پس از روی کار آمدن محمود احمدینژاد در سال ١٣٨٤، فشار بر سازمانهای غیردولتی زنان به شدت افزایش یافت و تا حدودی زیادی موجب توقف و انحلال بسیاری از آنها شد. جنبش زنان در گذشته نیز در چنین شرایطی قرار گرفته بود و هربار با تغییر استراتژی و شیوه فعالیتهایاش، که گاه با ایجاد کمپینهای مختلف همراه بود، این دورههای سخت را پشت سر گذاشت.
.
روز ١٧ اسفند (٨ مارس) ۱۳۸۴، با وجود امنیتیتر شدن فضا در پی رویکار آمدن احمدینژاد، به فراخوان گروههای مختلف زنان، تجمعی در پارک دانشجوی تهران برگزار شد. حدود ٧٠٠ نفر در این تجمع شرکت کردند و پلاکاردهایی در دفاع از حقوق زنان، آموزش و اشتغال برابر و الغای قوانین زن ستیزانه جمهوری اسلامی در دست داشتند. بیست دقیقه از این تجمع نگذشته بود که ماموران انتظامی وحشیانه به آن حمله کردند و شمار زیادی از تجمعکنندگان از جمله سیمین بهبهانی، شاعر سرشناس ایرانی را مورد ضربوشتم قرار دادند. جمعیت در اثر این حمله پراکنده و متفرق شد.
.



.
با خلاقیت دانشجویان زن، مراسم ۸ مارس در دانشگاههای سراسر ایران برگزار شد. در سال ۱۳۸۴ در حالی که حداقل شش مراسم دانشجویی ۸ مارس برگزار شد، مجوز دستکم پنج مراسم دیگر لغو شد.
.
۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در سالگرد تجمع ۲۲ خرداد یک سال پیش از آن، تجمعی به فراخوان شماری از گروهها و فعالان جنبش زنان و با حمایت فعالان دانشجویی و سندیکایی در میدان هفت تیر تهران در اعتراض به نقض حقوق زنان در قوانین جمهوری اسلامی برگزار شد. اين تجمع با خشونت پلیس سرکوب شد و حدود ۷۰ نفر دستگير شدند و برای برخی از آنان پرونده قضايی تشکيل شد. از دل اين تجمع، کارزاری بنام “يک ميليون امضاء” با هدف تلاش برای تغيير قوانين تبعيضآميز در قانون اساسی جمهوری اسلامی شکل گرفت. همچنین همراه با اين حرکت، کمپينهای ديگری نظیر “کمپين علیه سنگسار”، “حق ورود زنان به ورزشگاهها”، “اعتراض به سهميهبندی جنسيتی در دانشگاهها” تشکیل شدند.
.



.
١۳ اسفند ۱۳۸۵، فعالان جنبش زنان و اعضای «کمپین یک میلیون امضا» در حمایت از دستگیرشدگان ۲۲ خرداد، رو به روی دادگاه انقلاب اسلامی تجمع کردند. پلیس به این تجمع حمله و ضمن پاره کردن پلاکاردهایشان، ۳۳ نفر از آنها را دستگیر کرد. این تجمع همزمان با برگزاری محاکمهی پنج تن از فعالان جنبش زنان که ۲۲ خرداد همان سال در میدان هفت تیر تهران دستگیر شدند، برگزار شد.
.

.
اسامی ۳۳ تن از فعال حقوق زنان که در روز ۱۳ اسفند ۸۵ دستگیر و روانه بند ۲۰۹ زندان اوين شدند: جلوه جواهری، سارا لقمانی، زارا امجديان، نوشين احمدی خراسانی، پروين اردلان، ناهيد کشاورز، محبوبه حسين زاده، محبوبه عباسقلی زاده، نيلوفرگلکار، پرستو دوکوهکی، مريم ميرزا، مريم حسينخواه، ناهيدجعفری، مينومرتاضی لنگرودی، فاطمه گوارايی، شهلاانتصاری، سوسن طهماسبی، آزاده فرقانی، ژيلابنی يعقوب، ناهيد انتصاری، آسيه امينی، شادی صدر، ساقی لقايی، ساغر لقايی، الناز انصاری، سارا ايمانيان، زينب پيغمبرزاده، طلعت تقی نيا، نسرين افضلی، مهناز محمدی، سميه فريد، فريده انتصاری و رضوان مقدم.
.
با اجماع گروههای مختلف زنان تجمعی در١٧ اسفند ۱۳۸۵، در روز جهانی زن( ٨ مارس) در میدان بهارستان در مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار شد که به ضربوشتم و دستگیری تعداد زیادی از تجمعکنندگان این بار توسط پلیس زن انجامیدند .این تجمع آخرین تجمع خیابانی بود که در ایران برگزار شد و پس از آن تا ۱۱ سال امکان برگزاری تجمعات مشابه وجود نداشت.
.
سال ۱۳۸۵ گروههای مختلف در بسیاری از دانشگاهها برای برگزاری مراسم ۸ مارس درخواست مجوز کردند، اما فضایی که بعد از دستگیری فعالان زن ایجاد شد، به لغو مجوز تعدادی از این دانشگاهها منجر شد. گروه دیگری از دانشگاهها نیز از برگزاری هرگونه مراسم در روزهای نزدیک به ۸ مارس منع شدند. دستگیری تعدادی از سخنرانان منجر به لغو اجباری برنامهها از سوی برگزارکنندگان شد. با این حال، دستکم نُه مراسم به ابتکار دانشجویان زن برگزار شد. این برنامهها در حالی اجازهی برگزاری یافتند که برخی از سخنرانان ، فیلمها، نمایشگاهها و کارگاههای جانبی آنها حذف شدند و حتی برخی از آنان مجبور شدند برنامههایشان را از سالنهای عمومی به دفاتر تشکلها انتقال دهند. دانشجویانی که موفق به دریافت مجوز نشدند، این روز را با تجمع و بر گزاری تریبون آزاد، پخش بروشور، گل و شیرینی برگزار کردند. در سال ۱۳۸۶، روز هشتم مارس، روز جهانی زن، به طور عمومی بهصورت فعالیتهای اعتراضی زنان علیه تبعیض جنسیتی و حقوق محدود شده آنها برگزار شد.
.
برگزاری مراسم هشتم مارس به دلیل محدودیتهای سیاسی و امنیتی، از جمله دستگیری فعالان زن و ممنوعیت برگزاری تجمعات، با چالشهایی روبرو بود. با این حال، مراسمهایی در مکانهای سرپوشید در روز ۸ مارس ۱۳۸۶برگزار شد. با میزبانی کمپین یک میلیون امضاء در منزل یکی از اعضای این کمپین در تهران مراسم ۸ مارس برگزار شد و بیاد سیمین بهبهانی، فیلم شعرخوانی منتشر نشده او به نمایش درآمد. مراسمهای مشابهی در تهران و در برخی از شهرهای ایران از جمله در سنندج و رشت برگزار شد.
.
.
همزمان با کمپینها و فعالیتهایی که از سوی بخشهای مختلف جنبش زنان به صورت جداگانه پیگیری میشد، اعتراض به لایحهی حمایت خانواده بار دیگر همهی طیفهای مختلف جنبش زنان را در «یک مشارکت حداکثری» برای «تحقق خواستههای حداقلی» در یک جبهه قرار داد. جنبش زنان در سالهای قبل نیز با طرح اعتراضات گسترده رسانهای به «لايحه حمايت از خانواده»، توانست تصويب آن را موقتا متوقف کند. این لایحه از سوی دولت محمود احمدینژاد به مجلس ارائه شد.
.
در این سال، دستگیری فعالان جنبش زنان ادامه یافت. محبوبه حسين زاده و ناهيد کشاورز به همراه سعيده امين، سارا ايمانيان و همسرش همايون نامی ۱۳ فروردين۱۳۸۶ در پارک لاله و به هنگام جمعآوری امضا برای کارزار يک ميليون امضا دستگیر شدند.
دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶، زينب پيغمبرزاده، فعال حقوق زنان و خبرنگار صفحه زنان روزنامه سرمايه، پس از احضار به دادگاه، دستگیر و روانه زندان اوين شد.
احترام شادفر، از فعالان حقوق زنان بتاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۸۶، و بهاره هدايت، دبير کميسيون زنان سازمان دانشجویی ادوار تحکیم وحدت و ديگر فعال حقوق زنان، ۱۸ تير۱۳۸۶ دستگیر شدند. شهناز غلامی، وبلاگنويس و فعال حقوق زنان در آذربايجان نيز اواسط مرداد ۱۳۸۶ دستگیر و به مدت پنج سال در زندان تبریز در حبس بود. او دو بار دیگر دستگیر و به مدتهای کوتاه در زندان بود. وی عضو انجمن روزنامهنگاران زن ايران و صاحب وبلاگ “آذر زن” بود نوشتههای متعددی در رابطه با نابرابریهای جنسیتی برشته تحریر در آورد.
.
۲۵ نفر از فعالان کمپين يک ميليون امضاء نیز در جريان برگزاری کارگاه آموزشی در خرم آباد در اواخر شهريور ۱۳۸۶دستگیر شدند. نفيسه آزاد، زارا امجديان، جلوه جواهری، منصوره شجاعی و نازلی فرخی به همراه ۲۰ تن دیگر در این کارگاه دستگیر شدند.
.
در ادامه این دستگیریها، در ۱۷ مهر و ۱۳ آبان ۱۳۸۶ دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضاء، روناک صفارزاده و هانا عبدی به خاطر توزیع جزوههای کمپین در سنندج دستگیر شدند.
مريم حسين خواه روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در ۲۷ آبان ۱۳۸۶ و جلوه جواهرای فعال حقوق زنان در دهم آذر ۱۳۸۶ به اتهام نگارش مقالاتی در سايت «تغيير برای برابری» و «زنستان» دستگیر و روانه زندان شدند.
راحله عسگری زاده و نسيم خسروی دو فعال دیگر حقوق زنان در ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ هنگام جمع آوری امضا در حاشيه اجرای يک تئاتر در پارک دانشجوی تهران بازداشت شدند.
.
شماری از فعالین زن در سال ۱۳۸۶ به زندان محکوم شدند.
آزاده فرقانی، دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نخستین زن فعالی بود که به زندان محکوم شد. او بتاریخ ۲۲ فروردين ۱۳۸۶ به اتهام شرکت در تجمع ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۵ در ميدان هفت تير تهران به دو سال زندان محکوم شد که به مدت پنج سال به حالت تعليق در آمد.
سوسن طهماسبی، از فعالان حقوق زنان بتاریخ ۲۹ فروردين ۱۳۸۶ به اتهام شرکت در تجمع اعتراض به قوانبن زنستیز جمهوری اسلامی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵به شش ماه زندان تعزيری و ۱۸ ماه زندان تعليقی محکوم شد.
.
فريبا داودی مهاجر، بتاریخ ۲۹ فروردين ۱۳۸۶ به اتهام شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ میدان هفت تیر به چهار سال زندان محکوم شد که سه سال آن به حالت تعليق درآمد. فريبا داودی مهاجر فعال دانشجویی عضو شورای عالی تحکیم وحدت و عضو چند نهاد وابسته به حکومت از جمله انجمن روزنامهنگاران جوان بود.
بهاره هدايت، از فعالان کمپین یک میلیون امضاء و فعال دانشجویی عضو شورای مرکزی تحکیم وحدت، بتاریخ ۲۹ فروردين ۱۳۸۶ به اتهام شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ میدان هفت تیر به دو سال زندان تعليقی محکوم شد، اما این حکم زمانی که به اتهام دیگری در زندان بود، به اجرا گذاشته شد.
مرضیه مرتاضی لنگرودی از فعالان حوزه زنان و عضو شورای فعالان ملی-مذهبی به اتهام شرکت در تجمع مقابل دادگاه پنج تن از فعالان زن که بتاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ برگزار شد، به شش ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد که برای مدت دو سال به حالت تعلیق در آمد.
نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان از فعالان زنان برابریخواه نیز، بتاریخ ۴ ارديبهشت ۱۳۸۶، هر یک به سه سال و شش ماه زندان که دو سال و نیم آن تعلیقی بود، محکوم شدند.
.
فاطمه دهدشتی و نسيم سرابندی از فعالان کمپين يک ميليون امضاء که به هنگام جمعآوری امصاء در دی ماه ۱۳۸۵ در مترو دستگیر شده بودند، هر یک به شش ماه زندان محکوم شدند. هر دوی آنان در آن زمان دانشجو بودند.
احترام شادفر، عضو مرکز فرهنگی زنان و از اعضای کمپين يک ميليون امضاء و فعال حقوق زنان نیز به خاطر جمعآوری امضاء به شش ماه زندان تعلیقی محکوم شد. احترام شادفر در تاریخ ٢٠ خرداد ۱۳۸۶ در منزلاش دستگیر و حکم او در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ صادر شد.
.
شهلا انتصاری، فعال حقوق زنان، در سال ۱۳۸۶ به سه سال زندان محکوم شد. دو و نیم سال این حکم تعلیقی بود. در کنار شهلا انتصاری، پروین اردلان نیز به همین اتهام و با همان حکم محکوم شد. علاوه بر این، فریبا داوودی مهاجر نیز به اتهام مشابه به چهار سال زندان محکوم شد، که در سال ۱۳۸۶ اتفاق افتاد. سه سال از حکم او به حالت تعلیق درآمد. همهی آنها بتاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۵در تجمع مقابل دادگاه انقلاب دستگیر و سپس محاکمه شدند. این تجمع روز برگزاری دادگاه پنج تن از فعالان زن برگزار شد.
.
دلارام علی به دلیل شرکت در تجمع ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۵ در میدان هفت تیر تهران در تاریخ ۱۱ تيرماه ۱۳۸۶ به دو سال و ده ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شد. او نهایتاً به اتهام شرکت در تجمع به دو سال و شش ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شد. این حکم در تاریخ ۱۹/۸/۱۳۸۶ تا اطلاع ثانوی متوقف شد. دلارام علی مددکار اجتماعی، فعال حقوق زنان و حقوق کودکان، و از نخستین اعضای کمپین یک میلیون امضاء بود.
.
سال ۱۳۸۶، سال پژواک صدای برابری خواهی زنان به خارج از مرزهای ایران بود. در این سال، جايزه بنياد اولاف پالمه به پروين اردلان از فعالان جنبش زنان در ایران تعلق گرفت و صدها چهره شناخته شده جهانی بویژه فمنیستها و فعالان زن شناخته شده بینالمللی، از جنبش برابر خواهی زنان ايرانی حمایت کردند.
.
غلامحسين محسنی اژهای، وزير وقت اطلاعات جمهوری اسلامی برای اولين بار در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۶، جنبش زنان را در کنار جنبش دانشجویی بهعنوان «برنامه تازهی دشمنان» خواند و جنبش زنان را يکی از سه طرح براندازی جمهوری اسلامی معرفی کرد. جمهوری اسلامی برای اینکه سرکوب جنبشهای اجتماعی را توجیه کند، آنها را طرح براندازی دشمن فرضی که هرگز از آن نام نمیبُرد، قلمداد میکند.
.
فعالیت جنبش زنان بهفاصلهی ۱۳۸٧ تا ۱۳۹۶
جنبش زنان در ایران در بازه زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۶، دورهای از فعالیتها و اعتراضهای مختلف بود که در آن زنان در برابر محدودیتهای اجتماعی و قانونی، و تبعیضهای جنسیتی مبارزه میکردند. در این دوره، جنبش زنان تلاش کرد با شیوههایی که برخی از آنها کاملاً جدید بودند، از حقوق زنان در زمینههای مختلف بویژه حقوق سیاسی، حقوق مدنی، حقوق اقتصادی و حق تصمیمگیری در مورد بدن خود دفاع کند. جنبش زنان با محدودیتهای زیادی در این دوره روبرو بود. در این سالها شاید نشانی از فعالیت جمعی و سازمانیافتهی زنان در عرصههای عمومی دیده نشود، اما جنبش زنان در لایههای دیگر و به شیوههای متفاوتی که برخی از آنها کاملاً جدید بودند، به فعالیت خود ادامه داد.
.
در سال ۱۳۸۷ جنبش زنان بهطور عمده بر روی موضوعاتی مانند آموزش، اشتغال و حقوق زنان تمرکز داشت. این جنبش با فعالیتهای متنوعی از جمله برگزاری تجمعات، انجام مصاحبه، برگزاری کارگاه وسمینار، حمایت از کمپینهای حقوقی، و نوشتن مقالات و کتابهایی در مورد مسائلی که زنان با آن مواجه بودند، به فعالیت خود ادامه داد. فعالان جنبش زنان در این سال مقالات و کتابهایی، از جمله در باره خشونت علیه زنان، تبعیض جنسیتی، حق انتخاب و مشارکت سیاسی، آموزش و اشتغال زنان نوشتند. از میان این نشریات میتوان به “دفترچه خاطرات شانزده زن ایرانی” نوشته نوشین احمدی خراسانی و فصلنامهی جنس دوم اشاره کرد که او آنرا از سال ۱۳۷۷ منتشر میکرد. جنس دوم، از نخستین نشریههای مستقل زنان بعد از انقلاب بود که شامل مجموعه مقالاتی درباره مسایل زنان بود.
.
جنبش زنان در ایران طی سال ۱۳۸٧ دو دستاورد داشت که شامل لایحهی «ابلاغ برابری زنان و مردان در ارث» و «حذف جنسیت از بیمه» بود.
برخورد با فعالان زنان در سال ۱۳۸٧ همزمان با گسترش تلاش آنان در راستای تغییر برای برابری، ابعاد تازهای به خود گرفت. از جمله کسانی که در این سال دستگیر شدند، میتوان به خدیجه مقدم، محبوبه کرمی، سولماز ایگدر، زینب بایزیدی، فاطمه گفتاری، عشا مومنی، نگین شیخ الاسلامی، شهناز غلامی، نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی و بهاره هدایت اشاره کرد.
.
برخی از فعالان جنبش زنان که قصد برگزاری مراسمی در روز ۲۲ خرداد در گالری راه ابریشم را داشتند، ضمن لغو و ممانعت از برگزاری این مراسم، ۹ تن از آنان؛ سارا لقمانی، آیدا سعادت، نفیسه آزاد، نسرین ستوده، جلوه جواهری، فریده غائب، ناهید میرحاج، سارا لقمانی، ژیلا بنی یعقوب و عالیه مطلب زاده از فعالان کمپین یک میلیون امضاء دستگیر و پس از یک شبانه روز آزاد شدند. در ادامهی اذیت و آزار فعالان زن در ۱۳۸٧، احکام برخی از فعالان زن از جمله عالیه اقدام دوست در بهمن ۱۳۸٧ به اجرا در آمد.
.
استان کردستان پس از تهران بیشترین برخورد و محاکمه فعالان جنبش زنان را در سال ۱۳۸٧ داشت. زینب بایزیدی عضو «انجمن زنان آذرمهر» و «کمپین تغییر برای برابری» در روز ۱۹ تیر ۱۳۸٧ در مهاباد دستگیر و برای اجرای حکماش به زندان منتقل شد. همچنین حکم زندان فاطمه گفتاری عضو دیگر «انجمن زنان آذرمهر» در تیرماه ۱۳۸٧ صادر شد.
.
سایت «تغییر برای برابری» طی گزارشی در اسفند ماه ۱۳۸٧خبر داد که در سایر شهرستانها از جمله در رشت، شیراز، کرمانشاه، انزلی، اصفهان و همدان نیز فعالان حقوق زن و اعضای این کمپین از سوی نهادهای امنیتی و قضایی احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.
.
در سال ۱۳۸۷ شهرداری تهران مجوز برگزاری بزرگداشت ۸ مارس روز جهانی زن را که قرار بود توسط کمیسیون حقوق بشر و کانون وکلای دادگستری مرکز برگزار شود، لغو کرد. این رویداد قرار بود روز یکشنبه ۱۶ اسفند برای بررسی جایگاه زن در جامعه ایران برگزار شود.
.
در سال ۱۳۸۷، جایزه جهانی سیمون دوبوار به کمپین یک میلیون امضاء تعلق گرفت. سیمین بهبهانی به نمایندگی از این کمپین برای دریافت این جایزه به پاریس سفر کرد.
.
مراسمهایی که قرار بود هشتم مارس برگزار شوند، بدون استثنا لغو و با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شدند. از آن میان میتوان به برنامهای در پارک ورشو اشاره کرد که قرار بود توسط کانون وکلا برگزار شود، اما ساعتی قبل از شروع توسط ماموران امنیتی و انتظامی به تشنج کشید شد و شرکتکنندگان در این برنامه با برخورد خشونت آمیز سرکوبگران متفرق شدند. با این حال، برخی از فعالان جنبش زنان به استقبال ۸ مارس رفتند و در ۱۱ اسفند کنفرانسی مطبوعاتی با عنوان «حبس فعالان زن، حبس جنبش زنان نیست، برای آزادی عالیه اقدام دوست» و در اعتراض به اجرای حکم او و تائید احکام زندان شمار دیگری از فعالان جنبش زنان برگزار کردند.
.
کتابخانه زنان صدیقه دولت آبادی، به مناسبت هشتم مارس روز جهانی زن، پنجمین دوره جایزه کتاب “صدیقه دولت آبادی” را درمحل کتابخانه برگزار گرد. این مراسم به علت عدم امکان استفاده از فضای عمومی و عدم صدور مجوز برای برگزاری هرگونه مراسمی در فرهنگسراها و گالریهای خصوصی، در محل کتابخانه با تعداد محدودی شرکتکننده دو روز پیش از هشتم مارس برگزار شد. این مراسم انعکاس مطبوعاتی نسبتا گستردهای داشت. مراسم را سایتهای زنان از جمله مدرسه فمینیستی، کانون زنان ایرانی و تغییر برای برابری و یکی دو مجله و روزنامه پیشرو پوشش خبری دادند. در کنار مراسم جایزه کتاب و روزجهانی زن، سیمین بهبهانی در باره سفر خود به پاریس برای دریافت جایزه « سیمون دوبوار» صحبت کرد و لوح سیمین دوبوار را از سوی کمپین یک میلیون امضا به کتابخانه زنان صدیقه دولت آبادی سپرد.
.



.
در این سال، گروه دیگری نیز موفق به برگزاری مراسم هشت مارس شدند. آنها برخلاف کتابخانه زنان، مراسم هشت مارس را با دو روز تاخیر برگزار کردند. این گروه در دفتر «انتشارات روشنگران و مطالعات زنان» جمع شدند و به بهانه روزجهانی زن، به موضوع انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ و نقش زنان در این انتخابات پرداختند و بحث «مطالبه محوری» و برنامه محوری جنبش زنان در فضای انتخاباتی را آغاز کردند.
.
پیش از انتخابات ۱۳۸۸، یک بخش از فعالان جنبش زنان از جمله فعالان سکولار که با مدرسهی فمینیستی همکاری میکردند و زنان ملی-مذهبی، تصمیم گرفتند با زنان اصلاحطلب و جنبش سبز برای پیشبرد مطالبات زنان وحدت کنند. این جمع روز شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ طی یک «کنفرانس خبری» با حضور نوشین احمدی خراسانی، منصوره شجاعی، اعظم طالقانی، فرزانه ظاهری، شیرین عبادی، سیمین بهبهانی، الهه کولایی، شهلا لاهیجی و شهلا اعزازی تحت نام «همگرایی زنان» اعلام موجودیت کرد. در بیانیهای که این جمع منتشر کرد، از رئیسجمهور آینده جمهوری اسلامی خواستند تا ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان بدون قید و شرط بپیوندد و نیز قوانین تبعیضآمیز علیه زنان را به ویژه اصول ۱۹، ۲۰، ۲۱ و ۱۱۵ قانون اساسی را با گنجاندن اصل برابری جنسیتی بدون قیدوشرط بازنگری کند.
.


.
این جمع مراسم هشت مارس را در سال ۱۳۸۸ تحت عنوان «گردهمایی سبز فعالان جنبش زنان ایران» با حضور زهرا رهنورد برگزار کرد. برنامههای مشترک این جمع در سال ۱۳۸۹ نیز تحت عنوان «نشست همگرایی سبز جنبش زنان» ادامه یافت.
.
این دیدگاه مخالفان قابل توجهی داشت که میگفتند جنبش زنان در جنبش سبز استحاله شده و بهترین وضعیت برای جنبش زنان ایران این است که خواستههایاش را به طور شفاف و علنی مطرح کند و مستقل از جنبش عمومی و در حمایت از آن حرکت کند. بخشی از فعالان زن نیز که عموما گرایش چپ داشتند، معتقد بودند که جنبش زنان باید ماننده گذشته مستقل و از پائین و با رویکرد به مردم و جامعه و براساس مراجعه به کنوانسیونهای بینالمللی و مسئله برابری خواهی و با چشم داشتن به افقهای جامعه مدنی حرکت کند و از وارد شدن به بازی انتخاباتی حکومت که هیچ ثمری برای حقوق زنان نخواهد داشت، خودداری کند.
.
بخشی دیگر از فعالان مستقل سعی کردند در همان شرایط سرکوب، نهادهای جدیدی را بسازند و فعالیتشان را در قالب گروههای کوچک اما در ارتباط با هم ادامه دهند. گروهی از زمستان ۱۳۸۸ همزمان با طرح مجدد لایحهی حمایت خانواده، وبسایتی با نام «تا قانونِ برابر خانواده» برای فعالیت رسانهای در این رابطه راهاندازی کردند.
.
بخش دیگری از فعالان مستقل نیز نتوانستند در شرایط جدید به سازماندهی دوبارهی خود بپردازند و فعالیتهایشان را برای مدتی متوقف یا منحصر به برخی حرکتهای کوچک کردند.
.
در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، اعتراضات وسیعی در سراسر کشور برگزار شد. این اعتراضات بهعنوان «جنبش سبز» شناخته میشدند و در اعتراض به تقلب در انتخابات شکل گرفتند. این روز همچنین مصادف بود با سومین سالگرد اعتراضات زنان در میدان هفت تیر در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ که جمهوری اسلامی آنرا با خشونت زیادی سرکوب کرد. به این خاطر برخی از فعالان زن در میدان تجریش تجمع کردند و با شعارها و پلاکاردهایی که در دست داشتند، خواستار تحقق مطالبات زنان شدند.
.


.
سال ۱۳۸۸ در حالی برای جنبش زنان آغاز شد که بسیاری از فعالین زن تحت فشار احکام زندان قرار داشتند و احکام برخی از آنان از بهمن ۱۳۸٧ به اجرا گذاشته شده بود. چنانکه عالیه اقدام دوست بتاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ در منزل پدری خود در فومن دستگیر شد و برای اجرای حکماش به زندان اوین در تهران انتقال یافت. به او به جرم شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در میدان هفت تیر تهران سه سال زندان داده بودند.
.
تداوم خشونت جمهوری اسلامی علیه زنان در سال ۱۳۸۸ با گسترش خشونت سیاسی علیه زنان همراه شد. در جریان رویدادهای پس از انتخابات، علاوه بر دستگیری صدها زن و دختر در راهپیماییهای معترضان، دستکم سه زن نیز کشته شدند. ندا آقا سلطان و ترانه موسوی تنها دو نام از نامهایی هستند که که در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ کشته شدند.
.
اعتراضات سال ۱۳۸۸ سرکوب شد و فضا برای هرگونه فعالیت مدنی از جمله فعالیت گروههای زنان سخت و محدود شد. اگرچه جنبش زنان پس از رویدادهای ۱۳۸۸ نیز با استراتژی متفاوت به حیات خود ادامه داد، اما فعالیت گسترده و عمومی این جنبش که بدنهی جامعه را به جنبش زنان پیوند میداد و در همکاری تنگانگ با سایر جنبشهای مدنی مانند جنبش کارگری و جنبش دانشحویی بود، در این دوره به پایان رسید.
.
در پی اعتراضات پس از انتخابات، تعدادی از فعالان حقوق زنان دستگیر و به اتهامهای مختلف از جمله “توهین به رهبری”، “اقدام علیه امنیت ملی، “نشر اکاذیب محکوم” و “اخلال در نظم عمومی” محاکمه و مجازات شدند. فهرست برخی از زنانی که در سال ۱۳۸۸ دستگیر و زندانی شدند عبارتند از: مهناز محمدی مستندساز، هما روستا بازیگر سینما، آتیه یوسفی، منصوره شجاعی عضو مرکز فرهنگی زنان، نوشین عبادی استاد دانشکده پزشکی و فروغ میرزایی همکار او، مریم ضیاء مدیر «جمعیت تلاش برای جهانی شایسته کودک».
.
دستگیری، احضار، محاکمه، زندان و ممنوع الخروج، پنج ابزار نهادهای امنیتی و قضایی برای برخورد با فعالان حقوق زنان طی سال ۱۳۸۸ بود. چنانکه آیدا سعادت، الناز انصاری «روزنامهنگار»، فريده غايب، سارا لقمانی خدیجه مقدم، جلوه جواهری، مریم مالک، پریسا کاکایی و نازی اسكويی مدير مسئول «نشر ديگر» احضار یا محاکمه شدند و به زندان یا جریمه نقدی محکوم شدند.
سیمین بهبهانی شاعر نامدار، ثریا عزیزپناه، نرگس محمدی و ژینا مدرس گنجی از جمله زنانی بودند که ممنوع الخروج شدند.
علاوه بر این، دستگیری، زندان و احضار شامل دهها روزنامهنگار و وبلاگنویس زن و بسیاری از دانشجویان دختر را نیز در برگرفت.
.
بهاره هدایت دهم دی ماه ۱۳۸۸ دستگیر شد و به دو سال زندان به دلیل “توهین به رهبری”، شش ماه زندان به دلیل “توهین به رییس جمهور” و پنج سال زندان به خاطر ” اقدام علیه امنیت ملی” و “نشر اکاذیب” محکوم شد. او پیشتر به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” از طریق برگزاری تجمع اعتراضی زنان در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ به دو سال زندان تعلیقی محکوم شده بود. در پایان دوره اول زندان مجبور به تحمل دو سال حکم تعلیقیای شد. بهاره هدایت در سال ۱۳۸۹ نیز به اتهام نگارش نامهای از زندان به شش ماه زندان محکوم شد.
.
برخورد امنیتی و قضایی با فعالان زنان از تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۸ آغاز شد. روز ششم فروردین هنگامی که جمعی از فعالان “کمپین یک میلیون امضاء” قصد داشتند به مناسبت سال نو به دیدار خانوادههای برخی از زندانیان سیاسی بروند با برخورد شدید ماموران انتظامی و لباس شخصی مواجه شده و دوازده نفر از آنها دستگیر و به زندان اوین برده شدند.
.
لیلا نظری، دلارام علی، محبوبه کرمی، خدیجه مقدم ، بهارا بهروان، فرخنده احتسابیان، شهلا فروزانفر و ثریا یوسفی از جمله دستگیرشدگان در این روز بودند که برخی از آنها چندین هفته در زندان ماندند و سپس آزاد شدند.
.
نجیبه سبحانی عضوجامعه حمایت از زنان و مدافع حقوق کودک درشهر مریوان، مریم مالک در تهران، فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی از فعالان حقوق زنان در قم، و جلوه جواهری و همسرش کاوه مظفری به همراه شانزده تن دیگر از زنان در روز کارگر در تهران دستگیر شدند.
.
در ماههای پس از انتخابات نیز علاوه بر دستگیری شمار قابل توجهی از زنان شرکتکننده در راهپیماییهای اعتراضی، ژیلا بنی یعقوب، شادی صدر، هاله سحابی، راحله عسگری زاده، وحیده مولوی، مهرنوش اعتمادی، هایده تابش، سمیه رشیدی، فرناز کمالی، زینب پیغمبرزاده، عاطفه نبوی، نفیسه زارع کهن، لیلا و سارا توسلی دستگیر شدند.
.
بعد از روی کار آمد احمدی نژاد در سال ۱۳۸۸، مواد ۲۳ و ۲۵ لایحهی «حمایت از خانواده » مربوط به چند همسری مردان و مهریه زنان، طرح تفکیک جنسیتى در دانشگاهها، ترویج ازدواج موقت، تشویق دانشآموزان دختر به ازدواج، طرح استتار مدارس، طرح کاهش ساعات کاری زنان شاغل و طرح تفکیک جنسیتی کتب درسى مدارس از نُه سالگی، نمونههایى از تصمیمات واپسکرایانه دولت احمدینژاد و مجلس شورای اسلامی علیه زنان و دختران بود.
.
جنبش زنان در سال ۱۳۸۹بعد از سرکوب رویدادهای انتخابات در سال ۱۳۸۸ در وضعیت دشواری قرار گرفت. وضعیتی که از یک سو به دلیل سرکوبها و انسداد فضای سیاسی، امکان ادامهی فعالیت به شکل قبلی را ناممکن کرده بود و از سوی دیگر بسیاری از فعالان جنبش زنان در زندان بودند یا پرونده قضایی داشتند، یا تحت تعقیب بودند و یا مجیور به ترک ایران شدند. خروج جمع قابل توجهی از فعالان زن از ایران که برخی از آنان دارای تجربه و قدرت سازماندهی و برنامهریزی بودند، روی جنبش زنان و فعالان زنی که ایران ماندند، تاثیر قابل توجهی گذاشت و بازسازی و تغییر نقشهی حرکت را سخت کرده بود. بهرغم این، زنانی که در ایران ماندند، فعالیتهای روزمره و فعالیتهای با اهداف تعریفشدهی خود را در فضای سختی ادامه دادند.
.
سرکوب و بگیر و ببندها در سال ۱۳۸۹ اندکی فروکش کرد و فعالان حقوق زنان نیز کمکم فعالیتهای خود را شروع کردند. در شرایطی که سئوال اصلی این بود که چگونه باید فعالیتهای جمعی را دوباره سازمان داد، برخی از فعالان کمپینِ یک میلیون امضاء مجموعه مقالاتی به مناسبت سالگرد تجمع ۲۲ خرداد و در باره آنچه که در سال ۱۳۸۸ اتفاق افتاد، و همچنین «چه باید کرد؟» منتشر کردند.
.
در عین حال، این کمپین برای جلوگیری از تصویب مواد مربوط به چند همسری در لایحهی حمایت خانواده تلاشهایی را شروع کرد که در نتیجهی آن ده هزار امضا جمعآوری کرد. آذر ۱۳۸۹ سی تن از فعالان زن، این امضاها را به همراه چهلتکهای که روی هر تکهاش زبان حال زنان در اعتراض به لایحهی مروج چند همسری بود به مجلس شورای اسلامی بردند.
.
نمایندگان مجلس ارتجاع از دیدار با این هیات و دریافت امضاها خودداری کردند. در نهایت امضاها را به دفتر رئیس مجلس تحویل دادند. تلاشها برای تغییر این لایحه ادامه یافت و در نهایت به حذف مادههایی منجر شد که چند همسری و ازدواج موقت را به نفع مردان تسهیل میکردند. این لایحه در نهایت با حفظ سایر مواد تبعیضآمیز به تصویب رسید.
.
در این دوره، اعضای کمپین یک میلیون امضاء در آستانهی «روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان» اقدام به برگزاری کارگاههایی در تهران، مشهد و زنجان کردند. بیش از هفتاد نفر در این کارگاهها شرکت کردند. از آنان خواسته بودند تصویر و یا شیئی را که برای آنان یادآور تجربه خشونت بود، همراه خود بیاورند و در بارهی آن بنویسند. بعدا از مجموعهی این نوشتهها یک کتابچه منتشر کردند.
.
فعالان زن در سال ۱۳۹۰ به دلیل محدودیتها و ممنوعیتهای شدیدی که حکومت اعمال کرده بود، امکان کار سازماندهیشده بلند مدت و مداوم در قالب گروه و کمپین را نداشتند و فعالیتهایشان منحصر به حرکتهای مقطعی و واکنشی بود. شماری از فعالان زن با دورنمای نهادسازی برای آینده، کارگاههایی برای زنانِ خانهدار و کم سواد مناطق حاشیهای و فقیرنشین برگزار کردند. این کارگاهها با هدف توانمندسازی گروههای کوچک محلی برگزار میشدند و به زنان حاشیهنشین کمک میکردند که بتوانند صدایشان را بلند کنند.
هشت مارس ۱۳۹۰ توسط جمعی از فعالان حقوق زن در تهران و با حضور جمعی از فعالان برابریخواه دیگر شهرهای کشور برگزار گردید.

.
فعالان زن در این دوره در چند شهر اقدام به جمعآوری دو هزار امضاء در اعتراض به لایحهای کردند، که صدور گذرنامه و اجازهی خروج از کشورِ دختران مجرد را به اجازهی ولی منوط میکرد. امضاها در اسفند ۱۳۹۱ به برخی نمایندگان مجلس ارتجاع اسلامی تحویل داده شد.
.
مجلس ارتجاع اسلامی لایحه «حمایت خانواده» را با اصلاحاتی که حاوی مواد تبعیضآمیز جنسیتی بسیاری بود، در اسفند ۱۳۹۰ مصوب کرد و در اسفند ۱۳۹۱، بعد از آنکه شورای نگهبان آنرا تائید کرد به قانون تبدیل شد.
جمهوری اسلامی در ادامه اقدامات زنستیزانهاش، آییننامههایی را در راستای تفکیک جنسیتی و تبعیضهای جنسیتی در حوزهی اشتغال ابلاغ کرد که زنان را به سمت دورکاری، اشتغال پاره وقت و بازنشستگی زودهنگام سوق داد.
.
جنبش زنان به دلیل ضرباتی که بعد از انتخابات دیده بود، امکان دست زدن به اقدامی مؤثر در راستای فشار به رژیم برای توقف این اقدامات را نداشت. حتی صدای اعتراضی هماهنگ و بلند از سوی جنبش زنان شنیده نشد.
.
جنبش برابریخواهی زنان در ایران همانند سالهای پیش در سال ۱۳۹۱ نیز ادامه یافت، اما به دلیل سرکوبهای اجتماعی و محدودیتها و چالشهایی که جنبش زنان در این سال نیز با آن مواجه بود، اشکال آن متفاوت بود. جمهوری اسلامی طی سال ۱۳۹۱، تبعیض و نابرابری برای زنان بهویژه در حوزههای آموزشی و اشتغال را تداوم داد. بهعنوان نمونه، میتوان به «سهميه بندی جنسیتی» ، محدود کردن دختران به دانشگاه، «بومیگزينی جنسیتی» و «تفكيك جنسیتی» در دانشگاه اشاره کرد به نحوی که سهميه زنان در دو رشته در سال ۱۳۹۱ در هفتاد و هفت رشته از سوی سی و شش دانشگاه کشور به صفر رسيد.
.
با وجود تمامی این چالشها و محدودیتها، بسیاری از زنان ایران تلاش کردند که در عرصههای مختلف حیات اجتماعی جایگاه خود را ارتقاء دهند. از موفقیتهای زنان در عرصههای علمی و آموزشی گرفته تا پیروزیهای دختران و زنان جوان در رشتههای مختلف ورزشی.
.
در سال ١٣٩٢ فعالان زن نشان دادند علیرغم فشارها و محدودیتهای چند سال گذشته، تلاششان برای تغییر در وضعیت نابرابر زنان با توجه به موقعیتی که در آن بسر میبردند، همچنان ادامه داشت. آنها توانستند از فضایی که معمولا جمهوری اسلامی در دوران انتخابات ریاست جمهوری برای کشاندن مردم به پای صندوقهای رای ایجاد میکند، استفاده کنند و راه را برای فعالیتهای خود در مسائل مربوط به برابری و مطالبات شهروندی زنان باز کنند. با طرح “منشور حقوق شهروندی” از طرف روحانی، برخی از فعالان زن با برگزاری جلساتی این طرح را به چالش کشیدند و صدای حقطلبی زنان را به افکار عمومی رساندند. از میان این جلسات میتوان به نشست “گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی” که با عنوان «زنان و منشور حقوق شهروندی» برگزار شد، اشاره کرد. در این نشست هرگونه طرحی در رابطه با حقوق شهروندی را که متضمن حقوق زنان و برابری جنسیتی نباشد، به چالش کشیدند. در این نشست همچنان گفته شد که بخش مربوط به زنان این منشور، بدون مشورت با حقوقدانان و اساتید دانشگاه و فعالان حقوق زنان تدوین شده است و بسترسازی جهت تحقق این سند، خاصا حقوق زنان انجام نگرفته است.
.
“کانون شهروندی زنان” که گروهی تازه تاسیس و متشکل از برخی فعالان حقوق زنان بود، با انتشار اصلاحیهای، خواستار آن شد تا در متن منشور حقوق شهروندی، هرکجا از “شهروندان” نامی برده میشود، تاکید شود که این حقوق به طور مساوی زنان و مردان را در بر میگیرد. این کانون همچنین خواستار آن شد تا منشور متذکر شود که همهی قوانین و مقرراتی که زنان را به شکل مستقیم و غیرمستقیم هدف تبعیض قرار دادهاند، باید بازبینی شوند.
.
“کانون شهروندی زنان” همچنین خواستار آن شد تا هرگونه تبعیض جنسیتی از جمله سهمیهبندی براساس جنسیت یا مذهب در نظام آموزشی لغو گردد و ایران به کنوانسیونها و تعهدات بینالمللی که در مورد حقوق شهروندان و بویژه زنان امضا کرده است، پایبند بماند.
.
جمعی از فعالان زن در اعتراض به سهمیهبندی جنسیتی در کنکور بیش از دوهزار امضاء جمع کردند و آنها را در بهمن ۱۳۹۲ به مجلس جمهوری اسلامی ارائه دادند. آنها همچنان یک نشست خبری در بارهی شکایت رسمی سیزده تن از فعالان جنبش زنان و دانشجویی از سیوشش دانشگاه، سازمان سنجش آموزش کشور و وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری به دلیل سهمیهبندی جنسیتی در شهریور ۱۳۹۲ برگزار کردند. در ادامه فعالیتهایشان اقدام به پخش کارت پستال و بروشور در خیابانهای تهران به مناسبت روز جهانی زن در اسفند ۱۳۹۲ کردند.
.
رژیم برنامه هشت مارس ۱۳۹۲ ـ روز جهانی زن ـ در دانشگاه تهران را لغو کرد. بعد از هشت سال برای برگزاری برنامه روز جهانی زن در دانشگاه تهران مجوز داده شده بود، اما در آخرین لحظات این اجازه لغو شد و اجازه برگزاری مراسم داده نشد. این برنامه قرار بود در دانشکده اندیشمندان علوم انسانی برگزار شود که بعد از لغو، شماری از زنان با اجتماع در پارک نزدیک محل مراسم، سخنانی بیان کردند.
.
شنبه ۸ مارس ۱۳۹۲، مراسم روز جهانی زن در سنندج با وجود فشارهای امنیتی برگزار شد. فعالان زن و مدنی با در دست داشتن تصاویر زنان زندانی سیاسی و با سردادن شعارهایی در حمایت از حقوق زنان، این روز را گرامی داشتند.
.
در این مراسم که در خارج از شهر سنندج در کمربندی ۲۵ شهریور برگزار شد، شرکت کنندگان بر لزوم برابری جنسیتی و رفع تبعیض تأکید کردند. همچنین، بیانیهای قرائت شد و برنامههایی مانند شعرخوانی اجرا گردید.
.
این مراسم در شرایطی برگزار شد که از چهار روز قبل از مراسم فضای شهر کاملا پلیسی بود و توسط ماموران رژیم تحت کنترل شدید بود.
.


.
همچنین، برخی از فعالان زن در شهرهای دیگر کردستان، از جمله در سقز، مریوان، مهاباد و کامیاران نیز مراسمیهایی به مناسبت روز جهانی زن برگزار کردند. شرکت کنندگان بنر و پلاکاردهایی با شعارهای حمایتی از “حقوق زنان، زندانیان سیاسی، گرامی باد روز زن، نه به تبعیض جنسیتی و کارگر زندانی آزاد باید گردد” در دست داشتند.
.
از همین سالها بود که فعالیتهایی در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان و افزایش آگاهیهای جنسیتی نیز از سوی طیفهای مختلف جنبش زنان شروع شد و کارگاههایی نیز در شهرهای مختلف برگزار کردند.
.
جنبش زنان در سال ۱۳۹۳، با وجود محدودیتهای زیادی که وجود داشت با فعالیتهای جدید و متنوعی همراه بود. از جمله این فعالیتها، شروع کارزارهایی بود که اعتراض زنان به حجاب اجباری را بهطور فزایندهای عمومی کرد. زنان جوان تصاویر بدون حجاب خود را در اعتراض به حجاب اجباری و حمایت از آزادی پوشش در شبکههای اجتماعی منتشر میکردند. جنبش زنان با «کمپینهای منع خشونت خانوادگی» و همچنین به «تلاش برای پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان» که از سال ۱۳۷۸ آغاز شده بود، فعالیتهایاش را ادامه داد. این کمپینها توسط فعالان زن سکولار برگزار شدند. «کمپینهای منع خشونت خانوادگی» با هدف مقابله با خشونت خانوادگی و حمایت از زنان قربانی این خشونتها فعالیت میکردند.
.
جمعه پانزده شهریور ۱۳۹۳، گروهی که خود را “مادران صلح” مینامدند، به مناسبت روز جهانی زن در سرای محله اکباتان مراسمی برگزار کردند که به گزارش” کانون زنان ایرانی”، به روال معمول مراسم هشت مارس هر سال در ایران نبود. فعالان زن از طیفهای مختلف در روز جهانی زن در سالن آمفی تئاتر گردهم آمدند. بنابر این گزارش، در این مراسم بدون آنکه محور خاصی داشته باشد از موضوعات مختلف از جمله تاریخچه هشتم مارس و زنان کوبانی و نقش زنان در توسعه و برگزاری کنفرانس پکن سخن گفته شد.
.
فعالان زنی که حول و محور سایت «تا قانون برابرِ خانواده» کار میکردند، از بهار ۱۳۹۳ نام وبسایت را به «بیدارزنی» تغییر دادند و فعالیت خود را گستردهتر کردند و از یک وبسایت به یک گروه زنان تبدیل شدند. به این وسیله آنها توانستند نیروهای جدیدی نیز جذب کنند.
.
«بیدار زنی» و «کانون شهروندی زنان» از جمله معدود گروههای مستقل زنان در این دوره بودند که همچنان فعالیت میکردند و توانستند برخی نشستها دربارهی مسایل زنان را به مناسبتهای مختلف برگزار کنند.
.


.


.
جنبش زنان در سال ۱۳۹۴، با چالشهای زیادی مواجه بود، اما در عین حال فعالان حقوق زنان در جهت پیشبرد اهداف خود تلاش میکردند. در سال ۱۳۹۴، موضوعاتی همچون حق تحصیل زنان، ازدواج کودکان، خشونت خانگی و سایر مسائل حقوق زنان بویژه برابریهای اجتماعی در دستور کار فعالان زن قرار داشت.
.
پنجم آبان ۱۳۹۴، در آستانه انتخابات مجلس (دهم) جمهوری اسلامی، هشتاد تن از فعالان زن که در میان آنان از زنان عضو «کانون شهروندی زنان» تا زنان ملی-مذهبی و اصلاحطلب دیده میشد، اقدام به تاسیس کمپینی بنام «کمپین تغییر چهرهی مردانه مجلس» کردند. بسیاری از فعالان زن در داخل و خارج ایران راهاندازیِ چنین کمپینی را مشروعیت بخشیدن به انتخابات در راستای نزدیک شدن به حکومت میدانستند و مخالف آن بودند.
این کمپین در نظر داشت تا زنان را تشویق به نامزدی برای نمایندگی مجلس ارتجاع اسلامی کند و خواستار «حداقل ۵۰ کرسی برای زنان برابریطلب» بود.
.
کمپین پس از برگزاری انتخابات در بیانیهای پایان کارش را اعلام کرد. اطلاعات سپاه پاسداران اعضای کمپین را پیاپی احضار، تهدید و بازجویی کرد. اطلاعات سپاه پاسداران در توقف کمپین موثر بوده است. به گزارش عفو بینالملل، به زنانی که احضار شده بودند، اتهاماتی مانند «جاسوسی» و «تبانی با جریانیهای خارجی که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند» زده شد. در ادامهی این گزارش آمده است که جلسات بازجویی بیش از هشت ساعت طول میکشید و بازجویان با فحاشی به فعالان زن، آنها را با توهینهای جنسیتی خطاب قرار میدادند.
.
فعالیت سایت «مدرسه فمینیستی» نیز که اعضای آن در این کمپین فعال بودند، در پی این فشارها و متهم کردن فعالان زن به «جاسوسی» و… متوقف شد.
.
پنجم آذر ۱۳۹۵، پنجاه و نُه تن از زنان فعال سکولار، کارزاری تحت عنوان «کارزار منع خشونت خانوادگی» را آغاز کردند. ایدهی اولیه شکلگیری این کارزار به پیشنویس قانونی برای منع خشونت خانگی علیه زنان برمیگشت که گروهی از وکلای فمینیست و فعال در زمینه حقوق زنان طی سالهای ۱۳۹۲-۹۵ آن را تدوین کرده بودند. این کارزار چهلوچهار کارگاه آموزشی-ترویجی در شهرهای قزوین، کرمانشاه، رشت، کرج، انزلی، املش، تهران و رودسر برگزار کرد. جمعآوری روایت زنان درباره خشونت خانگی در ۱۷ استان کشور و ساخت فیلم کوتاه از این روایتها از دیگر فعالیتهای این کارزار بود. علیرغم سالها تلاش و پیگیری وکلای فمنیست نویسنده «پیشنویسی قانونی برای منع خشونت خانگی»، این طرح تصویب نشد و به جای آن مجلس رژیم در دوم فروردین ۱۴۰۲، با تصویب کلیات لایحهای تحت عنوان «ارتقای امنیت زنان»، بیآنکه در آن به خشونت خانگی و یا قتلهای ناموسی اشاره شده باشد، با محتوایی زنستیزانه در خدمت به نظام طبقاتی و مردسالارانه جمهوری اسلامی نشان داد که این رژیم نه تنها قصدی برای برداشتن قدمهایی برای برابری جنسی و جنسیتی و ایجاد سازوکاری قانونی جهت منع خشونت علیه زنان ندارد، بلکه خود از عوامل ایجاد خشونت و تبعیض علیه زنان است.
.
روز چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶، درست یک روز قبل از اعتراضات هفتم دی ۱۳۹۶ که از مشهد و شهرهای بزرگ استان خراسان آغاز شد و سریع تمام ایران را در بر گرفت، زن جوانی در تقاطع خیابان انقلاب و وصال شیرازی روی سکوی تقسیم برق رفت و در حرکتی نمادین روسریاش را بر سر چوبی کرد و آنرا در اعتراض به حجاب اجباری تکان داد. پلیس او را دستگیر کرد. بعدا مشخص شد که نام این زن ویدا موحد است. نسرین ستوده هشتم بهمن ۱۳۹۶ در توییتر خود اعلام کرد که ویدا موحد هفتم بهمن ۱۳۹۶ آزاد شد.
.

.
این حرکت ویدا موحد آغازگر کارزاری شد که به «دختران خیابان انقلاب» معروف شد. روز ۹ بهمن ۱۳۹۶ و بعد از آن زنان جوان دیگری در همان نقطه و مناطق دیگر در تهران و شهرهای دیگر ایران با همان روش روی سکویی رفتند و روسری خود را برداشتند و برسر چوبی کردند و آنرا در اعتراض به حجاب اجباری و قوانین زنستیز جمهوری اسلامی تکان دادند. مردان جوان برابریخواه در موارد زیادی این زنان شجاع را با همان روش و در همبستگی با آنان همراهی کردند.








.
در هفتم دی ماه ۱۳۹۶، اعتراضات گستردهای در شهرهای مختلف ایران آغاز شد که به عنوان اولین جنبش اعتراضی سراسری مردم علیه جمهوری اسلامی شناخته میشود. این اعتراضات که از مشهد آغاز شد، به سرعت به شهرهای دیگر نیز سرایت کرد و دامنه آن فراتر از مسائل اقتصادی رفت و به مخالفت با نظام سیاسی و جمهوری اسلامی تبدیل شد.
این اعتراضات که به «اعتراضات دی ۱۳۹۶» معروف است، با شعارهایی علیه گرانی و فساد اقتصادی آغاز شد، اما به سرعت شعارهایی در مخالفت با کلیت نظام و سیاستهای آن مطرح شد. این اعتراضات از نظر پراکندگی جغرافیایی و گستردگی دامنه، از زمان انقلاب بیسابقه بود. زنان در این جنبش اعتراضی نقش برجستهای داشتتند.
.
تجمع روز جهانی زن (هشت مارس) به فراخوان گروهی از فعالان زن روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ در تهران در مقابل وزارت کار برگزار شد. فعالان زن بعد از یازده سال در روز جهانی زنان به خیابان آمدند و صدای اعتراضشان را علیه نابرابری جنسیتی، تبعیضات اجتماعی و طبقاتی و شرایط اقتصادی زنان از همیشه بلندتر کردند.
.
پلیس به این تجمع حمله کرد و مجموعاً ۸۴ نفر دستگیر شدند و تعدادی در بازداشت ماندند. تعداد دستگیریها حتی از تجمع سال ۱۳۸۵ بیشتر بود. بیانیه این تجمع نشان میداد که پس از ۱۰۰ سال، برابریخواهی هنوز مطالبه زنان ایران است.
.



در فراخوانی که این گروه منتشر کردند، آمده است:
.
زنان و مردان خواستار رهایی، عدالت و برابری
.
۸ مارس نزدیک است، روزی که زنان در تمام جهان علیه نابرابری و برای دستیابی به شرایطی انسانیتر مبارزه میکنند. مبارزهای که در طول سالها گرچه ثمرات فراوانی داشته است، اما هنوز تا تحقق برابری راهی طولانی در پیش دارد.
سالهای اخیر که نظام سرمایه بار بحران خود را بیش از پیش بر دوش زنان گذاشته است، شاهد سختتر شدن زندگی زنان در سراسر جهان هستیم. صاحبان قدرت و ثروت با تشدید استثمار همهجانبه زنان سعی در گذر از این بحران دارند، اما خواهران ما با قدرتی دو چندان در هر گوشهٔ جهان به پا خاستهاند و در هر فرصتی فریاد اعتراض خود را سر دادهاند.
.
زنان ایران نیز سالهاست در چنبره انواع تبعیضها و نابرابریها گرفتار آمدهاند، قوانین نابرابر در ازدواج، طلاق، ارث و … از زنان شهروندانی درجه دو ساخته است. در برابر خشونت خانوادگی و آزار خیابانی از هیچ حمایت قانونیای برخوردار نیستند. هر بار به بهانهای حق مالکیت بر بدنهایشان نادیده گرفته میشود؛ گاه با حجاب اجباری، گاه با ایجاد محدودیت و ممنوعیت در دسترسی رایگان به وسایل پیشگیری از بارداری و …
.
به همه این تبعیضها باید شرایط نابسامان اقتصادی را افزود. زنان آسیبهای زیادی از سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی از جمله خصوصیسازی دیدهاند. از جمله نتایج این سیاستها حذف روزافزون زنان از بخش رسمی بازار کار و راندن آنان به سوی بخش غیررسمی بوده است. بیش از نیمی از زنان بدون قرارداد یا با قراردادهای موقت و دستمزدهای بسیار اندک مشغول به کارند و از حداقل حقوق قانونی محروماند. بخش زیادی از این کارگران غیررسمی را مهاجران تشکیل میدهند که در مقابل روابط بهرهکشانه کار آسیبپذیرترند. زنان شاغل در بخش رسمی نیز با عدم امنیت شغلی، نظارتهای نفسگیر بر پوشش و رفتار خود، محدود کردن خدمات عمومی -نظیر مهدکودک پس از بارداری- و موانع سرسخت بر سر راه پیشرفت شغلیشان مواجهند. از سوی دیگر نرخ بیکاری زنان به دو برابر مردان رسیده است، موج بیکاری در میان زنان تحصیلکرده به مراتب بیشتر است و در موارد بسیاری شرایط جنسیتزدهای چون وضعیت تأهل، سن و ظاهر به شرایط گزینش شغلی اضافه میشود. گذشتن از این سد، پایان دشواریها نیست، زنان پس از استخدام نیز با موانع دیگری چون عدم امنیت شغلی و آزارهای جنسی در محیط کار دستوپنجه نرم میکنند.
.
تاریخچه مبارزات زنان در ایران نشان میدهد آنها هرگز پذیرندگان خاموشِ نابرابری و بیعدالتی نبودهاند. زنان نه تنها به شکل انفرادی برای بهبود زندگی شخصی خود کوشیدهاند بلکه از هر فرصتی برای سازماندهی و مبارزه جمعی بهره بردهاند.
.
راه رهایی زنان از سلطه مردسالاری، سرمایهداری و انواع سلطههای دیگر بسیار طولانی است. از همین رو، ما جمعی از فعالان جنبش زنان در ایران بار دیگر با تأکید بر حق خود بر خیابانهای شهر گرد هم میآییم و اعتراض خود را به نابرابری، عدالتی و شرایط نامساعد زنان بهویژه در بازار کار ایران فریاد میزنیم.
.
ما زنان و مردان برابریخواه از همه آنانی که برای دستیابی به جهانی عادلانهتر میکوشند، از تمامی کارگران، معلمان، پرستاران، مربیان پیشدبستانی، بازنشستگان، دانشجویان، زنان خانهدار و از همه فعالان جنبشهای اجتماعی میخواهیم تا در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر در برابر وزارت کار در کنار ما بایستند.
.
در ادامه گرامیداشت هشت مارس، سه تن از فعالان زن روز ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ اقدام به اجرای «سرود برابری» در مترو تهران کردند.
.
.
پویش «دختران خیابان انقلاب» که از سال ۱۳۹۶ شروع شده بود، درسال ۱۳۹۷ نیز ادامه یافت و طی آن زنان بیشتری با برداشتن حجاب خود به نشانه اعتراض به حجاب اجباری و ستم جنسیتی، در فضای عمومی حضور یافتند.ویدا موحد برای دومین بار و این بار در هفتم آبان ۱۳۹٧، در حالی که چند بادکنک رنگی و یک روسری سرخ رنگ در دست داشت، بر گنبد فیروزهای میدان انقلاب ایستاد و با تکان دادن بادکنکها و روسریش به حجاب اجباری اعتراض کرد. بعد از آن دستگیر و به یک سال زندان محکوم شد.
.

.
در روز ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، اعتراضات سراسری معلمان در ۳۲ شهر ایران برگزار شد که زنان بخش قابل توجهی از معترضان بودند. این اعتراضات به دلیل پایین بودن حقوق، شرایط سخت زندگی و عدم پرداخت مطالبات حقوقی صورت گرفت. همچنین، زنان در دورهای بعدی اعتصاب و تحصن معلمان در مهر و آبان ۱۳۹۷ نیز حضوری چشمگیر داشتند.
.
فعالان حقوق زنان، بزرگداشت هشت مارس روز جهانی را در این سال به دلیل محدودیتهای امنیتی، قضایی و سرکوب لجام گسیخته، نتوانستند در فضای بیرون به صورت رسمی برگزار کنند، اما پراکنده به روشهای همچون انتشار مطالب و تجمعات کوچک و برگزاری برنامههایی در محافل خانگی، به این روز پرداختند.
.
در سال ۱۳۹۸ نیز با توجه به شرایط سرکوب و محدودیتهای امنیتی و قضایی، فعالیتهای زنان عمدتاً به صورت غیررسمی و در قالبهای مختلفی مانند نشستهای مجازی، بیانیهها و فعالیتهای مدنی صورت گرفته است.
.
در آبان ۱۳۹۸، به فاصلهی دو سال از اعتراضات دیماه ۱۳۹۶، جنبش مردمی دیگری شکل گرفت که همزمان سراسر ایران را فرا گرفت. عوامل مختلف اجتماعی و اقتصادی و سیاستهای داخلی و خارجی رژیم در شکلگیری این اعتراضات نقش داشتند. با گران شدن بنزین و کالاهای اساسی مردم؛ اقشار زحمتکش و تهیدست جامعه بیش از پیش در مضیقه و تنگنا قرار گرفتند و به خیابان آمدند. حضور زنان و دختران در این جنبش همانند جنبش دیماه ۱۳۹۶، چشمگیر بود و شانهبهشانهی مردان، شجاعانه در مقابل نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی ایستادگی کردند.
.
روز سهشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ گروهی از فعالان زن و فعالان مدنی با وجود جو امنیتی در پارک ساعی تهران گرد هم آمدند و روز جهانی زن را گرامی داشتند. ابتدا قرار بود این تجمع در پارک هنرمندان تهران برگزار شود، اما به دلیل حضور پر شمار نیروهای امنیتی و پلیس در این پارک، امکان پذیر نشد. تجمعکنندگان پوسترهایی در دست داشتند با این شعارها: «حجاب اجباری طبیعی نیست»، «خشونت علیه زنان را متوقف کنید»، «حق زنان گرفتنی است نه دادنی»، «زنان عموما سیلی میخورند و گاه سر بریده میشوند»، «قتلهای ناموسی متوقف شود» و«فقر، خشونت مضاعف علیه زن است». تجمعکنندگان همچنین به مناسبت هشتم مارس، سرود برابری اجرا کردند.
.


.
.
فعالیت فعالان زن در سال ١٤٠٠ نیز کماکان تحت تاثیر شرایط سرکوب و محدودیتهای امنیتی همانند سالهای بیش از آن، عمدتاً در قالبهایی مانند نشستهای مجازی، صدور بیانیهها و فعالیتهای مدنی صورت گرفته است. با این حال، جمعی از زنان و مردان برابری طلب و آزادیخواه شهر سنندج طی مراسمی هشت مارس روز جهانی زن را یکشنبه پانزدهم اسفند ١٤٠٠ گرامی داشتند.
.
این مراسم، با یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی و برابری آغاز شد، و با یک قطعه شعر در وصف مبارزات آزادیخواهانهی زنان ادامه یافت. پس از آن قطعنامهی روز جهانی زن توسط یکی از حاضرین خوانده شد. سپس بخشی از مطالبات جنبش زنان و خواست زنان ایران برای رهایی از قید مناسبات نابرابر، ظالمانه و زنستیزانه حاکم در قالب شعار سرداده شد. در ادامه، شرکت کنندگان از مبارزات جنبش زنان و سایر جنبشهای آزادیخواهانهی در ایران و جهان حمایت کردند و به رقص و پایکوبی پرداختند، و با پخش شیرینی به استقبال روز هشت مارس رفتند.
.
.
در سال 1401، فعالیت فعالان زن در ایران تحت تأثیر جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» قرار گرفت. این جنبش که در پی کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در “پلیس امنیت اخلاقی تهران” در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد، شاهد حضور پررنگ زنان و دختران در اعتراضات و موجی از دستگیریها و سرکوبها وحشیانه بود. دختران و زنان جوان در موارد بسیاری در این اعتراضات نقش رهبری داشتند.
.
کشته شدن مهسا (ژینا) امینی، موجب یک رویداد مهم در تاریخ مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی شد که منجر به اعتراضات گستردهای در ایران و جهان شد. درگذشت این دختر جوان ٢٢ ساله کُرد اهل سقز باعث واکنشهای گستردهای در ایران و جهان شد.
.
در این جنبش، ایران شاهد گستردهترین و طولانیترین تظاهرات علیه جمهوری اسلامی بود که از حمایت وسیع ایرانیان خارج از کشور و همبستگی مردم در بسیاری از نقاط جهان برخوردار شد. این اعتراضات بزرگترین تهدید برای حکومت از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بوده است.
.
جنبش زن، زندگی، آزادی در تداوم حرکت انقلابیاش، زمینههای یک انقلاب را پی میگیرد. خصلت اساسی این جنبش، دموکراتیک بودن آن است و در آن، خواسته برابری و آزادی با محوریتِ یک انقلاب اجتماعی، مقابله با ستم جنسیتی و حجاب اجباری برجسته است.
.
۱۷ اسفند ۱۴۰۱
.
فعالان زن به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن، در چند شهر ایران، از جمله در تهران، سنندج، رشت و کامیاران با شعار «زن زندگی آزادی» و اجرای سرود تجمع و راهپیمایی کردند. بر روی برخی از پلاکاردهایی که حمل میشد، شعارهایی از جمله «کودکهمسری، مصداقِ تجاوز به کودکان است»، «ما زنان، اعدام را قتلِ حکومتی میدانیم»، «زن، زندگی، آزادی یعنی زن مالکِ واقعیِ بدنِ خود است»، «۸ مارس، عصیان علیهِ زنستیزی است»، «حفظِ محیط زیست، حفظِ زندگی است» دیده میشد.
.
رقصِ گروهی دختران در شهرکِ اکباتان به مناسبت روز جهانی زن هزاران بار در شبکههایِ اجتماعی بازنشر شد. پس از آن، مربی و تمام اعضای این گروه دستگیر و بازجویی شدند و آنان را مجبور کردند در فیلمی کوتاه برای رقصی که کردند عذرخواهی کنند. با انتشار این خبر، کمپینی در حمایت از این دختران به راه افتاد ودخترانِ دیگری با انتشار کلیپ رقصشان با همان ترانه از آنها حمایت کردند.
.


.
……..
١٨ اسفند ١٤٠١
.
پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد که «جنبش زن، زندگی، آزادی» را در پی داشت، برخی از مسئولان جمهوری اسلامی از پایان کار گشتهای ارشاد خبر دادند و خودروهای گشتهای ارشاد به شکل محسوس در خیابانهای شهرهای ایران حضور پیدا نمیکردند.
.
پس از تعطیلی گشت ارشاد، قوه قضائیه رژیم لایحهای تحت عنوان «لایحه عفاف و حجاب» در ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ به دولت ابراهیم رئیسی ارسال کرد. این دولت نیز در ۲۷ اردیبهشت آن را تصویب و به مجلس شورای اسلامی فرستاد. ارسال این لایحه به این مجلس در شرایطی صورت گرفت که زنان زیادی بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی در مناطق پرتردد شهری شهرهای کوچک و بزرگ ایران دیده میشدند. مبارزه علیه حجاب اجباری، تبعیض جنسیتی و نابرابری در پی جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، از محدوده فعالان و گروههای زنان خارج و در جامعه و در میان زنان فراگیر شد. زنان ارزشهای پدرسالاری و مردسالاری در نظام سیاسی حاکم را آماج حملات خود قرار دادند و ارزشهای برابرخواهی و ضد تبعیض را در جامعه افزایش دادند و هژمونی سیاسی و اجتماعیِ مردانه را به چالش کشیدند.
.
سه ماه پس از تشدید برخورد با زنان به خاطر سر باز زدن از حجاب اجباری، مجید امامی، «دبیر شورای فرهنگ عمومی جمهوری اسلامی»، با بیان اینکه «در تهران بین ۱۵ تا ۲۰ درصد کشف حجاب داریم»، جمعیت زنانی که از حجاب اجباری سر باز میزنند را بسیار گستردهتر از حدی خواند که حکومت توان برخورد و بازداشت آنها به عنوان «مجرم» را داشته باشد.
در سال ۱۴۰۲، جنبش زنان ایران به طور گستردهای در بستر «جنبش زن، زندگی، آزادی» به اعتراضات خود ادامه داد. مبارزه با «حجاب اجباری» به یک نماد مبارزاتی در میان زنان ایران تبدیل شد و زنان بدون حجاب اجباری به حضور خود در اماکن عمومی ادامه دادند.
.
فعالان حقوق زنان به همراه سایر فعالان جنبشهای اجتماعی در تهران، سنندج، مریوان و کامیاران مراسم هایی به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن در اسفند ۱۴۰۳ برگزار کردند.
.
مراسم هشت مارس روز جهانی زن در تهران
روز یکشبنه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳، شماری از فعالان حقوق زنان به همراه بیش از ۷۰ نفر از فعالین کارگری ، معلمان، بازنشستگان، نویسندگان، پرستاران، اعضای خانوادههای دادخواه و فعالین مدنی و دانشجویی، مراسم هشت مارس روز جهانی زن را برگزار کردند که با رقص و موسیقی همراه بود.
.
این گردهمایی با حضور چهرههای شناخته شده جنبشهای اعتراضی و مدنی ایران برگزار شد و در آن به یاد جانباختگان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱، از جمله نیکا شاکرمی، حدیث نجفی، حمیدرضا روحی و همه جانباختگان «انقلاب ژینا» پیامهایی قرائت شد.
.
شرکت کنندگان در این گردهمایی در پیامهای خود خواهان لغو آپارتاید جنسیتی شده و مخالفت خود را با اعدام اعلام کردند. آنها خواهان لغو همه احکام اعدام از جمله احکام شریفه محمدی پخشان عزیزی، وریشه مرادی شدند.
.
«اعتراض به فقر و محرومیت گسترده در ایران»، « درخواست لغو همه قوانین ضد زن، پایان دادن به قتل تحت عنوان ناموس و ازدواج کودکان به عنوان جنایتهای قانونی»، «آزادی همه زندانیان سیاسی و دادخواهی از جانباختگان راه آزادی» از جمله دیگر نکات محوری پیامهای شرکت کنندگان در این گردهمایی بود.
.
این مراسم با سر دادن شعار «زن، زندگی، آزادی» و تاکید حضار بر اتحاد همه عرصههای مبارزاتی برای ساختن یک زندگی بهتر به پایان رسید.
.


.
مراسم هشت مارس روز جهانی زن در سنندج
جمعه۱۷ اسفند ۱۴۰۳ جمعی کثیری از فعالین زنان و مدنی در سنندج، متشکل از ۷ گروه و تشکل زنان، مادران دادخواه، محیطزیستی، صنفی و ورزشی به مناسبت روز جهانی زن مراسمی در گرامیداشت ۸ مارس با قرائت بیانیه، شعارهای برابریخواهانه برگزار کردند.
.
در این مراسم که فعالین با پلاکاردهایی با مضمون «۸ مارس گرامی باد»، «زن ناموس کسی نیست»، «گرامی باد روز جهانی زن» و تصاویری از سه زندانی سیاسی زن محکوم به اعدام «پخشان عزیزی »، «وریشه مرادی» و «شریفه محمدی» گرد هم آمده بودند. بیانیهای نیز قرائت شد و در پایان حاضرین و فعالین به نماد همبستگی و اتحاد به رقص و پایکوبی پرداختند.
.
«اتحاد زنان کردستان»، «فعالین حقوق زنان سنندج»، «زنان فعال مدنی سنندج»، «دایکان آشتی»، گروه محیطزیستی «چلچمه»، گروه ورزشی «ارغوان» و «انجمن صنفی معلمان» از جمله تشکل و گروههای شرکت کننده در این مراسم بودند.
در این مراسم بیانیه تشکلهای زنان سنندج با شعار نه به اعدام، نه به زنکُشی و مبارزه علیه نابرابری و گرانی قرائت شد. در این بیانیه خاطرنشان شد، زنان کُرد، با مبارزاتشان علیه ستم و نابرابری، نقشی کلیدی در جنبشهای آزادیخواهانه ایفا کردهاند و همچنان پیشتاز مبارزه برای آزادی و برابری هستند.
در بخشی از این بیاینه آمده است: هشت مارس یادآور مبارزات تاریخی زنان علیه ستم، نابرابری و استثمار است. این روز، که ریشه در اعتراضات کارگران زن در قرن نوزدهم دارد، سرآغاز جنبشهای گستردهای شد که به دستاوردهای مهمی در زمینه حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انجامید. از مبارزه برای حق رأی تا مقاومت در برابر نظامهای مردسالار و خشونتهای ساختارمند، زنان همواره در مسیر آزادی و برابری ایستادگی کردهاند و علیرغم تمامی موانع، از آرمانهای خود دست نکشیدهاند.
با این وجود در ایران نهاد قدرت، همواره با اعمال سیاستهای زنستیزانه، تلاش کرده است تا زنان را از حقوق اساسیشان محروم کند. قوانین سرکوبگرانهای همچون حجاب اجباری، کودکهمسری، سرکوب آزادیهای فردی و نقض حقوق باروری، ابزاری برای کنترل زنان و مشروعیتبخشی به سلطهی مردسالارانه است. این سیاستها نهتنها آزادی و اختیار زنان را محدود کرده، بلکه خشونت علیه آنان را در ابعاد گستردهای قانونی و مشروع جلوه داده است. آمار فزایندهی زنکشی، تجاوز، کودکآزاری و مجازاتهای شدید علیه زنان، نشاندهندهی وضعیت اسفناک آنان در ایران است.
.
همچنین تبعیض در تخصیص منابع در چارچوب سیستم نابرابر نئولیبرال و بحرانهای اقتصادی بیشترین فشار را بر اقشار آسیبپذیر جامعه، بهویژه زنان حاشیه همچون زنان بلوچ، کُرد، مهاجر و بخش اعظمی از زنان مشاغل غیررسمی وارد نموده است. در این شرایط، زنان همراستا با جنبش زنان در دیگر جنبشهای اعتراضی همچون جنبش کارگران، بازنشستگان، معلمان و دانشجویان، همدل و همپا در مسیر مبارزه برای عدالت و برابری حضور داشته و به صدای آنان در برابر ستمهای ساختاری، قدرتی مضاعف بخشیدهاند.
جمعیت شرکتکننده در این مراسم شعارهایی با مضامین زیر نیز سر دادند:
نه به اعدام
نه به زن کُشی
مبارزه علیه نابرابری و گرانی.
.
همزمان در این روز( ۱۷ اسفند ۱۴۰۳) مراسمهائی در شهرهای مریوان و کامیاران نیز به مناسبت روز جهانی زن برگزار شد.
.
.
ادامه دارد








