جنبشهای اجتماعی در ایران
بابک عماد
صاحب نظران و انديشمندان بسياری در صدد تدوين نظريه جامعی بودند كه با توسل به آن بهتوان سازوكار تغيير و تحولات اجتماعی را تبيين كرد. در اين ميان كارل ماركس پرآوازهترين نظريهپرداز است. او به كمك انگلس برای توضيح تاريخ تحولات جوامع انسانی از پیشگزارههایی آغاز میكند كه نه دلخواهانه و نه جزميات است، بلكه پیشگزارهایی واقعی هستند كه غفلت از آنها تنها در تخيل میتواند صورت گيرد. آنها عبارتند از افراد واقعی، فعاليت آنان و شرايط مادی زيستشان.
جنبشهای اجتماعی يكی از اصلیترين راههای تغییرات سياسی اجتماعی هستند. اين مكانيسم در مطالعات شرق شناسانی چون كارل ويتفوگل و بهدنبال آن احمد اشرف، محمدعلی همايون كاتوزيان و در نهايت جان فوران مورد توجه قرار گرفته است. بهطور كلی میتوان گفت كه در میان اینان دو نظريه در خصوص اين مسئله وجود دارد. يكی نظريه استبداد شرقی ويتفوگل كه اين راه تغيير از طريق جنبشهای اجتماعی را نفی میكند و ديگری نظريه مقاومت شكننده فوران كه به دليل ائتلافی بودن جنبشها، آنها را شكننده میداند. این دو نظریه، بیشتر بر عمومی بودن جنبشهای اجتماعی و ائتلاف آنان با هم تکیه دارد و بر خلاف نظریه مارکس و انگلس، که جنبشهای اجتماعی تنها زمانی میتوانند به تغییرات ساختاری منجر شوند که با نبرد طبقاتی و سازوکار آن درهم بیامزند و طبقه فرودست جامعه یکپارچه و متحد در مقابل قدرت و طبقهی حاکم به ایستد.
به تعبير مارکس و انگلس، فهم تغيير و تحولات مستلزم فهم رابطه ديالكتيكی پیشگزارههای تاريخ جامعه انسانی است. اما يكی از اين پيشگزارههای مورد نظر ماركس و انگلس، در همه جای كره زمين يكسان نيست. اين تفاوت میتواند ساير تفاوتها را بين جوامع انسانی در پی داشته باشد، زيرا به تعبير مذكور، صورتبندی اجتماعی هر جامعهای موجوديتی از برآيند ديالكتيكی پيشگزارههاست. پس چون طبيعت شرق و غرب متفاوت از يكديگر است، صور تبندی اجتماعی آنها نيز متفاوت خواهد بود.
مطابق با دو نظریه ویتفوگل و فوران، جنبشهای اجتماعی بسياری را میتوان در زمان ضعف قدرتهای استبدادی مشاهده كرد، اما شكننده بودن اين جنبشها مانع از تغييرات سياسی اجتماعی شده است. هر دو ديدگاه تنها مبيين بخشی از واقعيت موجود است. پس از كشف اين رابطه براساس مراحل جنبش در نظر هربرت بلومر، برآيند اين پژوهش عرضه تئوری تلفیقی برای تبيين جنبشها و مسئله دگرگونی ساختارهای سياسی اجتماعی در جامعه ايران است.
براساس تحقيقات ايران شناسان با رجوع به دادههای مارکس و انگلس، تاريخ اجتماعی ايران با تاريخ طبقاتی اروپای غربی يكسان بوده است و همان جنبشهای طبقاتی، سازوكار اصلی تغيير و تحولات اجتماعی به حساب میآيند. جنبش بورژواها به شكلگيری انقلاب مشروطه و ورود ايران به عصر سرمايهداری منجر شد و اين فرآيند با حاكميت پهلویها به رشد خود ادامه داد.
تضاد طبقاتی، بهعنوان موتور محرك تاريخ و ساختار اجتماعی، از پيشفرضهای اصلی این صاحبنظران است و نيز حاكميت يك دوره تاريخی طولانی كه صورتبندی اجتماعی نسبتاً مشابهی در آن تكرار میشود را با مفاهيم مختلف يادآوی میکنند. برای مثال كاتوزيان اين دوره طولانی را ساختار دو وجهی میداند، كه يك سوی آن مردم عاری از هرگونه حق، و از سوی ديگر آن حاكم خودكامه قرار دارد. ويژگی بارز آن را تضاد حکومت و مردم میداند. او پيش از طرح اين ويژگی از نگاه خود، مفهوم ايستايی در نزد ماركس و مصاديق آن از نظر خود را چنين شرح ميدهد:… ايران بهراستی شاهد دگرگونی بوده است؛ حکومتها، خاندانها، مذهبها، ایدئولوژیها، زبانها، هنر و ادبيات، دانش و تكنولوژی و غيره، همهگی دگرگونی پذيرفته است. او در ادامه مینویسد: نتيجهگيری نظری من اين است كه ايران در سرتاسر تاريخ خود دارای حکومت خودکامه بوده است. اما این بههیچوجه به این معنی نیست كه ایران در تاريخ بلند خود، شاهد هيچ دگرگونی نبوده است.
در ميان تئوریپردازان جنبشهای اجتماعی، هربرت بلومر از معدود كسانی است كه به فرآيند شكلگيری جنبش پرداخته است. از نظر بلومر در شرايطی كه راهها و سازوكارهای موجود برای كنش پيوسته در جامعه مختل شود يا تفسير و تعريف مردم از مسائل گوناگون دگرگون شود و حاکمیت زندگی را برای آنان سخت و مختل کند، احتمال ظهور رفتارهای جمعی و ناآرام اجتماعی كه جنبشهای اجتماعی يكی از انواع آنها است، وجود دارد. اهميت ناآرامی اجتماعی در اين است كه از سویی حامل نشانه فروپاشی جامعه و لزوم تغيير نظم اجتماعی، و از سوی ديگر آمادگی پذيرش اشكال جديد ساختارهای اجتماعی و كنش پيوسته را نشان میدهد.
بلومر در يكی از آثار متأخر خود مینویسد، یکی از اهداف جنبشهای اجتماعی، تأسيس نوعی نظم جديد زندگی است. آنها قدرت انگيزش خود را از يك سو از نارضايتی از شكل جاری زندگی و از سوی ديگر از آرزوها و اميدها برای طرح يك نظام جديد زندگی میگیرند، که برای آنان آزادی رفاه و خوشبختی بههمراه خواهد داشت. بلومر در باره مراحل مختلف جنبش اجتماعی و چهگونگی ظهور نظم جديد زندگی مینویسد، جنبش اجتماعی در آغاز بدون شكل است، بیتشكيلات و فاقد صورت است و سازوكارهای آن بيشتر خودجوش هستند. جنبش اجتماعی بهتدريج كه توسعه میيابد، سازمان و صورتی به خود میگيرد، رهبری، تقسيم كار جمعی، قواعد اجتماعی و ارزشهای اجتماعی پيدا میكند.
بلومر سهگونه جنبش را از يكديگر متمايز میكند؛ جنبشهای اجتماعی عام، جنبشهایاجتماعی خاص و جنبشهای اجتماعی نمایشی. واژهی عام به اين معنا فهميده میشود كه گروه يا قشر مشخص و واحدی كه معرف گروه يا طبقهی اجتماعی ويژهای باشد، بهطور انحصاری در اينگونه از جنبش درگير نمیشود، بلكه اينگونه جنبش قادر است تا گرداگرد مسائل اجتماعی، گروههای اجتماعی متفاوتی را جمع كند. بنابر این فرض بنیادی، جنبشهای اجتماعی که از سال ١٣٨٨ در ایران ظهور کردند، بهویژه در دیماه ١٣٩٦، آبان ١٣٩٨ و زن زندگی آزادی ١٤٠١ جنبشهای عام بودند و معرف گروه و یا طبقه خاصی نبودند، اگرچه عمدتا اعتراضات بهویژه در دیماه ١٣٩٦ و آبان ١٣٩٨، در شهرهای کوچک و یا مناطق کارگری و فقیرنشین شهرهای بزرگ بودند، اما معرف گروه یا طبقه اجتماعی خاصی نبودند و گروه یا طبقه خاصی رهبری آنها را نداشت. به استثنای جنبش سبز که رهبری آن در دست بخشی از حکومت و اصلاحطلبان حکومتی بود.
بلومر در مورد جنبشهای اجتماعی خاص، معتقد است که این جنبشها در منطقهای خاص، پيرامون مسائل منطقهای اتفاق میافتد و يا اينكه معرف گروه يا طبقه اجتماعی خاصی است. در اينگونه جنبشهای اجتماعی، طبقهی مشخصی در مقابل طبقهی حاکمه و حاکمیت استبدادی قرار میگیرد و سایر گروههای اجتماعی نزدیک به آن، گرداگردش جمع میشوند. شانس اینگونه جنبشها برای ایستادگی در مقابل هیئت حاکمه و تغییر صورتبندیهای اجتماعی بیشتر است. این جنبش برای مقابل با خشونت هیئت حاکمه، ابزارهایی همچون اعتصاب در دست دارد که میتواند دستگاه فشار (سرکوب) حاکم را ناکارآمد کند. جامعه ایران در جریان انقلاب پنجاهوهفت، تا حدی این چنین وضعیتی را تجربه کرد، با این استثنا که طبقهای که اعتصاب را نمایندگی میکرد، رهبری جنبش پر قدرت انقلابی مردم ایران را در دست نداشت. فقدان چنین رهبری، انقلاب را پا نگرفته، به شکست کشاند و جناح دیگری از بورژوازی با لباسی دیگر با دخالت عوامل خارجی، قدرت را بهدست گرفت.
در نوع جنبشهای نمایشی، كنش پيوسته عموماً با تظاهر و بروز احساسات و عواطف گروهی همراه است. نمونه اين گونه جنبشها، جنبشهای هنری است.
بنابراين فرض بنيادی مطالعات ايرانشناسی و نظريهپردازی در جامعهشناسی تاريخی ايران و تجاربی که ایران در صد سال گذشته از سرگذرانده است، يكی از سازوكارهای تغيير جوامعی چون ايران، شكلگيری جنبشهای اجتماعی است. اما اغلب این جنبشها بهویژه جنبشهای اعتراضی، دگرگونطلبی و انقلابی در دوران جمهوری اسلامی موفق نشدند شرایط اجتماعی را تغییر دهند، اما تاثیرات شکرفی از خود در جامعه بهجای گذاشتند و زمینه را برای جنبشهای بعدی فراهم کردند.
چرا اكثر اين جنبشها با شكست مواجه شدند و قادر نشدند ساختار اجتماعی را تغيير دهند؟ براساس مدل بلومر، جنبشهای شكست خورده در طول تاريخ، از یک سوی به دليل كاركرد نامناسب عناصر ديالكتيك جنبش و از سوی دیگر طی نكردن گامهای لازم جنبش، به فرجام نرسيدند. شكنندگی نهایی اين جنبشها در موارد مختلف متاثر از شالودههای پیچیده جامعهی ایران، همهگیر نشدن و ضعیف بودن آنها و انواع شیوههای خشونتآمیزی است که حاکمیت (در اینجا منظور جمهوری اسلامی است) برای درهم شکستن این جنبشها به کار میگیرد.
تاكيد بلومر براين است كه دليل استمرار قدرتهای استبدادی در جوامعی چون ايران، قدرت تام و فراگير نيست، بلكه به دليل ساختار متنوع جامعه، قدرتهای استبدادی با خشونت فراگیر مانع از شکلگیری جنبشهای اجتماعی و استحکام آنها میشوند؛ با ایجاد خشونت، بخشهایی از جامعه را که حاضر نیستند بههر قیمتی برای تغییر ساختار جامعه تن در دهند، از جنبش جدا و خانهنشین میکنند، و با اعمال خشونت بیحد موجب چند پارگی و تضعیف آن میشوند. این چند پارگی در فرايند جنبشهای اجتماعی و عدم موفقیت آنها تاثير میگذارند.
جان فوران، پيش از پاسخ به این سئوال، بهدنبال آن است كه چه عواملی باعث بروز جنبشهای اجتماعی در كشورهای همچون ايران میشود؟ او برای يافتن پاسخ، بهجای استفاده از يك نظريه عام دگرگونی اجتماعی، از چارچوبی استفاده میكند كه فرايندهای خاص تاريخی شكلگيری طبقاتی در يك صورتبندی معين اجتماعی، زير فشار تلاقی اقتصادی و سرکوب لجام کسیخته حاکم قرار میگیرند. او معتقد است که بروز زمينههای دگرگونی چارچوب اجتماعی، میتواند بستری برای ناآرامیها و جنبشهای اجتماعی باشند. او در ادامه اضافه میکند، هرگاه قدرت استبداد دچار ضعف میشود، امكان برپایی اعتراضات مردمی در قالب جنبش و دگرگونی فراهم میشود،
نظريه مقاومت شكننده، بيشتر تبيين كننده علل نافرجامی جنبشهای عام است. بهنظر میرسد برای بررسی زمينههای شكست جنبشهای اجتماعی در ایران، بايد از نظريه استبداد شرقی استفاده كرد. همانطور كه با تضعيف پايههای استبداد شرقی، اينگونه جنبشها در گوشه كنار ايران رشد میکنند. با تحكيم مجدد پایههای استبداد نيز شاهد افول جنبشهای اجتماعی هستیم. شكست و نافرجامی فرايند جنبش مطابق گامهای پنج گانه بلومر، به آن معنا نيست كه اين فعل و انفعالات هيچگونه تغييری در جامعه ايجاد نمیكند. با بررسی آثار جنبشهایی نظير مشروطه، انقلاب پنجاهوهفت و زن زندگی آزادی، میتوان به اين نتيجه رسيد كه حتی جنبشهای اجتماعی شكست خورده نيز تاثيرات فراوانی در تحولات اجتماعی آتی داشتهاند. اغلب جنبشهای اجتماعی در ایران، بهویژه در دوران جمهوری اسلامی و اواخر سلطنت پهلویها، بیمرگز و بیرهبری و سراسری بودهاند.
شرح کوتاهی در بارهی جنبشهای اجتماعی در دوران جمهوری اسلامی
«جنبشِ زن، زندگی، آزادی یا جنبشِ ژینا»
جنبشی دگرگونطلب و انقلابی است که با وقوع قتل مهسا امینی و خیزش ١٤٠١ آغاز شد. این جنبش در تداوم حرکت انقلابیاش، یک موقعیت انقلابی بهجود آورده است. خصلت این جنبش، دمکراتیک است و در آن خواسته برابری و آزادی با محوریت حجاب اجباری برجسته است. شعار شاخص این جنبش، “زن زندگی آزادی” است که تمام شهرهای ایران را فرا گرفت و لایههای مختلف مردم به آن پیوستند. با جود اینکه جمهوری اسلامی با به کارگیری دستگاههای سرکوب و امنیتیاش به سرکوب زنان بیحجاب میپردازد و آنرا جرمانگاری کرده و “دستور دین” اعلام میکند، اما حضور بدون روسری زنان و مقاومت آنها در خیابانها، این جنبش را ادامهدار کرده است. حجاب برای جمهوری اسلامی اهمیتِ راهبردی، سیاسی، هویتی، گفتمانی و سلطهگری برجامعه دارد و از آن بهعنوان ابزاری برای سرکوب زنان و جامعه استفاده میکند.
خواستههای این جنبش را میتوان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته اول سرپیچی از قوانین جمهوری اسلامی که بر سبک زندگی مردم و مشخصا زنان تحمیل کرده و در کوچکترین جزء زندگی مردم دخالت میکند. مهمترین این خواستهها که جزو بارزترین نمودهای این جنبش نیز هست، آزادی پوشش است. دسته دوم تغییرات سیاسی در ساختار حاکمیت و تغییر نظام به نظامی دمکراتیک و سکولار است.
این جنبش، بیمرکز و سراسری است و از همهی شهرها و استانها در آن شرکت دارند و وقتی مردم در یک استان سرکوب میشوند، مردم در دیگر استانها به پشتیبانی از آنان بر میخیزند. همچنین، در حالی که در جنبشهای گذشته چند شهر کانونهای اصلی بودند، «جنبش زن، زندگی، آزادی» فراگیر و بیکانون است و میتوان گفت فراگیریِ این جنبش حتی در مقایسه با “جنبش اصلاحات و جنبش سبز” نیز چشمگیر است.
این جنبش به لحاظ گستردگی جغرافیایی، تنوع طیفهای اجتماعی معترض، تداوم و تعداد تجمعات و نیز شدت فشار بر حکومت، رکورد هر جنبش اعتراضی دیگری را در تاریخ جمهوری اسلامی شکسته است.
برای اطلاعات بیشتر، اینجا را کلیک کنید.
اعتراضات آبان ۱۳۹۸
اعتراضات از ۲۴ آبان ۱۳۹۸ و پس از سهمیهبندی مجدد بنزین در ایران و افزایش دویست درصدی قیمت بنزین آغاز شد. این اعتراضات که عمدتاً در محلات کارگری و فقیرنشین شهری متمرکز و در ابتدا مسالمتآمیز بود، در واکنش به افزایش قیمت بنزین آغاز شد، اما با دخالت نیروهای امنیتی و تیراندازی بهطرف مردم، جمهوری اسلامی ایران و رهبریت آن را هدف گرفت و به خشونت کشیده شد.
اعتراضات آبان، برپایه گزارش نهادی امنیتی، در ۲۹ استان و صدها شهر در جریان بود. جمهوری اسلامی در ابتدا برای سرکوب این اعتراضات، اینترنت تلفن همراه را در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران از جمله در مشهد، اهواز، بهبهان، اصفهان و تهران مختل کرد و با گسترش اعتراضات، اینترنت را از بیستوپنج آبان در سراسر ایران قطع کرد. عوامل مختلف اجتماعی و اقتصادی و سیاستهای داخلی و خارجی رژیم در شکلگیری این اعتراضات نقش داشتند. بیاعتمادیها و نارضایتیهای معیشتی و اجتماعی از دیگر علل مخالفتها با رژیم بود. با گران کردن بتزین، کالاهای اساسی مردم افزایش مییابد و اقشار زحمتکش و تهیدست جامعه را بیشتر در تنگنا و مضیقه معیشتی قرار میدهد.
نتایج یک نظرسنجی که بعد از اعتراضات دیماه انجام شد، نشان میداد ۴۱ درصد افرادی که از وضعیت موجود کشور ناراضی هستند، گفتهاند که تمایل دارند در تجمعات اعتراضی شرکت کنند. این نظرسنجی همچنین میزان جمعیت ناراضی را در ایران نزدیک ۷۵ درصد برآورد کرده بود.
برای اطلاعات بیشتر ، اینجا را کلیک کنید.
اعتراضات دیماه ۱۳۹۶
مجموعهای از اعتراضات رهبرینشده مردمی و ضدحکومتی در سراسر ایران بود که از ۷ دی ۱۳۹۶ از مشهد و شهرهای بزرگ استان خراسان آغاز شد. فراخوان شرکت در این اعتراضات که در آغاز علیه گرانی و فساد در نظام جمهوری اسلامی بود، در شبکههای اجتماعی انجام گرفت. اما زمانی که دامنه این اعتراضات وسیعتر و همهگانی شد، از مشکلات اقتصادی فراتر رفت و به مخالفت با جمهوری اسلامی انجامید. «تنفر» از جمهوری اسلامی در میان معترضان، یکی از عوامل اصلی این اعتراضات بود. عدم داشتن مطالبه مشخص و شروع این اعتراضات از پیرامون به مرکز، خصلتهای این اعتراضات بود. دیگر ویژگی مهم این اعتراضات این بود که برخلاف سالهای ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸، اصلاحطلبان پشت آن نبودند. گستردگی و پراکندگی در کشور و ماهیت ضدحکومتی و سکولار بودن آن، از ویژگیهای دیگر آن بودند.
برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
جنبش سبز؛ اعتراضات به نتیجه انتخابات هشتادوهشت
جنبش سبز، جنبش اصلاحات در چارچوب حاکمیت جمهوری اسلامی بود و به دنبال اعتراض مردم به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری رژیم و انتخاب محمود احمدی نژاد بهعنوان برنده این انتخابات آغاز شد. رقابت انتخاباتی میان میرحسین موسوی و کروبی اصلاحطلب و محمود احمدی نژاد اصولگرا بود.
خامنهای طبق معمول هر دوره و بنا بر مصلحت نظاماش، کاندیدای مورد نظرش را بدون توجه به آرای مردم، از درون صندوقهای رای بیرون میکشد. مردم به این سیاست خامنهای واقف بودند و بههمین دلیل نیز میدانستند که خامنهای محمود احمدی نژاد را به اقتضا و سیاست و منافع حکومت، از صندوق رای بیرون کشیده است. اعتراضات مردم در روزهای عاشورا (پنجم دی) و تاسوعای (ششم دی) همان سال (۱۳۸۸) به شکلی گسترده برگزار شد. صدها هزار نفر در این راهپیمایی در تهران شرکت کردند. برخی منابع حضور مردم را میلیونی اعلام کردند. همزمان و پس از آن نیز تجمعات و تظاهراتهای مختلفی به مناسبت این رویداد، درچندین شهر ایران برگزار شد. این رویدا، نخستین اعتراض مردم بعد از سرکوبهای خونین دههی شصت و اوایل دههی هفتاد بود که در ابتدا نسبت به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت و با شعار ” رأی ما رو دزدیدن، دارن باهاش پز میدن” آغاز شد، اما در ادامه، شعارهای مردم سریع از جنبش سبز فراتر رفت و خامنهای را با شعارهایی نظیر “رهبر ما قاتله، ولایتاش باطله” و” جمهوری اسلامی را با شعارهایی نظیر ” مرگ بر جمهوری اسلامی” نشانه گرفت. لینک شعارهای این جنبش.
پلیس و نیروهای سرکوبگر بسیجی و لباس شخصی و سپاهی دوباره براه افتادند و تظاهرات مسالمتآمیز مردم را به خاک و خون کشیدند. در مجموع ١٤٠٠ نفر دستگیر، صدها نفر زخمی و هفتادودو نفر کشته شدند. برخی منابع کشته شدگان را صدها نفر اعلام کردهاند.
برای اطلاعات بیشتر در رابطه با جنبش سبز و اعتراض مردم به نتیجه انتخابات اینجا را کلیک کنید.
برای شعارهای سیاسی پس از اعلام نتیجه انتخابات ۱۳۸۸، اینجا را کلیک کنید.
برای اطلاعات بیشتر در باره تظاهرات تاسوعا و عاشورای ۱۳۸۸، اینجا را کلیک کنید.