جنبش دادخواهانه مادران خاوران

مادران خاوران به کدام مادرها گفته می‌شود؟

 

“مادران خاوران” به مادرانی اتلاق می‌شود که فرزندانشان از فعالان طیف‌های مختلف چپ بودند و پس از اعدام در سال‌های نخستین دهه‌ی شصت و تابستان شصت‌وهفت در خاوران به خاک سپرده شدند. خاوران نام گورستان بی‌نام و نشانی است در جنوب تهران در منطقه‌ی خاوران  که آرامیدگان در آن به جرم دگراندیشی چپ در سال‌های نخستین دهه‌ی شصت و تابستان شصت‌وهفت در زندان‌های اوین و گوهردشت به تنهایی یا گروهی تیرباران یا حلقه‌آویز شدند و به‌صورت انفرادی یا دسته‌جمعی بی‌هیچ نام و نشانی در این گورستان  به خاک سپرده شده‌اند.

 

جمهوری اسلامی، هم‌چنان خانواده‌ کشته‌شدگان تابستان شصت‌وهفت را از محل دفن عزیزانشان در بی‌خبر نگاه داشته است. مراجعات مکرر خانواده‌ها، به‌ویژه مادران خاوران به ادارات دولتی نظیر اداری بهشت زهرا برای گرفتن اطلاع در مورد محل دفن عزیزانشان بی‌پاسخ مانده است. هر کدام از این خانواده‌ها محدوده‌ای را برای خود مقرر می‌کنند و نقطه‎ای را با سنگ چین یا روبان و درختچه‌‌ای نشانه‌گذاری می‌کنند. اما نه تنها اجازه نصب سنگ قبر به آنها داده نمی‌شود، حتی هر از گاه، ماموران با یورش به گورستان، علامت و نشانه‌گذاری‌های خانواده‌ها را از بین می‌برند و افرادی را از میان خانواده‌ها دستگیر می‌کنند.

 

در فاصله‌ی مرداد و شهریور سال شصت‌وهفت، جمهوری اسلامی در نهان و پنهان اقدام به کشتار بیش از چهار هزار زندانی سیاسی در بیش از سی‌وسه زندان کشور می‌کند و آنها را مخفیانه در بیشتر موارد در گورهای دسته‌جمعی بی‌نام و نشان بدون اطلاع خانواده‌هایشان به خاک می‌سپارد. پیکر زندانیان چپ زندان‌های اوین و گوهردشت را شبانه توسط کامیو‌‌ن‌های حمل گوشت به خاوران انتقال و در گودال‌های بزرگی که از پیش آماده کرده بودند، دفن می‌کنند. آن‌چنان شتابزده و سطحی آنان را مدفون می‌کنند که عضوی از پیکر و تکه لباسی از آنان از خاک بیرون زده بود.  

در واقع این سرنخ‌ها توانست جنایت بزرگی را که در آن تابستان در پشت درهای بسته زندان‌ها صورت گرفته بود، افشا کند. این در حالی بود که رژیم تلاش می‌کرد این اعدام‌ها را سری نگه‌دارد.

 

خانواده‌های نگران که تمام آن تابستان شوم را پشت درهای بسته زندان‌ها و گورستان‌ها سرگردان بودند، این تصاویر را دیدند، از آنها عکس گرفتند و  این جنایت عظیم را مستند و برای اطلاع‌رسانی در داخل و خارج پخش کردند.

اما خانواده‌ها، در پیشاپیش آنان مادران، به این اکتفا نکردند و دسته‌جمعی به زندان‌ها و دادگستری و مجلس رژیم رفتند و به ارگان‌ها و نهادهای مختلف نامه نوشتند و این پرسش‌ها را به میان آوردند: چرا عزیزان ما را کشتید؟ به چه دلیل آنها کشتید؟ کجا دفن‌شان کردید؟ باید پاسخگو باشید.

این چنین بود که خانواده‌ها در راس آنان مادران، اولین شاهدان جنایت در بیرون از زندان، دادخواهی را پایه گذاشتند. آنها تلاش کردند که دیده شوند و با دیدن آنها آن جنایت هولناک دیده شود و عزیزان‌شان فراموش نشوند.

 

این تلاش‌های دادخواهانه که عمدتا توسط مادران انجام می‌شد،  مایه هراس حکومت شدند. به همین خاطر نیز، به دفعات برای از بین بردن این سند جنایت‌اش، بهانه‌‌ای طرح و برنامه‌ای اجرا می‌کرد. حتی در زمستان ۱۳۸۷، با بولدوزر گورستان را زیر و رو کرد. تخریب گورهای دسته‌جمعی در خاوران،  ادامه اقداماتی بود که از تابستان آن سال آغاز شده بود. ابتدا با اعمال فشار، بازداشت، احضار و حتی هجوم به منازل خانواده‌ها برای جلوگیری از برگزاری مراسم‌های یادبود خانگی و سپس با بستن راه‌های ورودی این گورستان و ممانعت از برگزاری سالگردهای کشتار، که با استقبال فعالان سیاسی و اجتماعی می‎رفت تا به تجمعاتی بزرگ تبدیل شوند. در واقع، طرحی را که سال‌ها در نظر داشتند، در زمستان ۸۷ با نظامی‌گری و توسط بولدوزرها به اجرا درآوردند. درهای گورستان را بر روی خانواده‌ها بستند و مراجعه‌کنندگان به خاوران، به‌ویژه جوان‌ترها و مادران را احضار و بازجویی و مواردی را حبس گردند.

 

اقدام به تخریب خاوران با اعتراض‌های وسیع داخلی و جهانی روبرو شد و خانواده‌های خاوران به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل نامه نوشتند:

“ما از شما مى‌خواهیم که با استفاده از کلیه‌ى اختیارت و امکا‌ن‌های خود از ویرانى و نابودى این گورستان که سند جنایتى بزرگ و نماد حافظه‌ى تاریخی مردم ایران است، به فوریت پیشگیرى کنید.”

 

خانواده‌ها خاوران را که با خاک یکسان شد، ترک نکردند. باید می‌پذیرفتند که این مکان گورستان جمعی همه عزیزان آن‌هاست. بسیاری از آنان نمی‌دانند که فرزندان، همسران، خواهران، پدران، مادران و برادرشان در کجای این خاک دفن شده‌اند. آنها می‌رفتند و خاک مسطح را با گل می‌پوشاندند.

مادران نقش اصلی و تاثیرگذاری در مبارزات دادخواهانه‌ی خانواده‌ها داشتند. مادرانی که عزیزان‌شان در سال‌های نخستین دهه‌ی شصت در خاوران به خاک سپرده شدند، همان سال‌ها با خاوران آشنا و به آنجا رفت و آمد می‌کردند. به دنبال کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصت‌وهفت، مادرانی که عزیزانشان دسته‌جمعی در نهان و پنهان، به قتل رسیدند و در گورهای دسته‌جمعی در خاوران به خاک سپرده شدند، بعد از آگاهی از این جنایت، به خاوران رفتند و به مادرانی پیوستند که فرزندانشان سال‌ها پیش در آن آنجا به خاک شده بودند.

 

بسیاری از این مادران از زمان رژیم سلطنتی، در سال‌های نخستین دهه‌ی پنجاه شمسی، هنگامی که به ملاقات فرزندان دربندشان در زندان‌های قصر و اوین می‌رفتند، با هم آشنا و دوستی عمیقی میان آنان شکل گرفت. بسیاری نیز در زمان رژیم جمهوری اسلامی، در دهه‌ی شصت در مقابل زندان‌های اوین، قزل‌حصار و گوهردشت، زمانی که به ملاقات فرزندان دربندشان می‌رفتند و یا به هنگامی که در تابستان شصت‌وهفت در مقابل درب زندان‌های اوین و گوهردشت برای شنیدن خبری از عزیزانشان تجمع می‌کردند، با هم آشنا و دوستی عمیقی میان آنان شکل گرفت. با هم به خاوران می‌رفتند، به اتفاق پرچم دادخواهی را برافراشتند و شدند مادران خاوران. آنها غمخوار و تکیه‌گاه هم بودند و همراه با سایر اعضای خانواده‌ها در خاوران و منازلشان دور هم جمع می‌شدند و به دادخواهی عزیزانشان می‌پرداختند و یادشان را زنده و گرامی‌ می‌داشتند. دستگاه اطلاعات جمهوری اسلامی گاه و بی‌گاه برای شکستن اتحاد و همبستگی آنان، مانع برگزاری برنامه‌های دادخواهانه آنان در خاوران و در منازلشان می‌شد و برخی از مادران نظیر مادر لطفی و مادر ریاحی را که نقش تاثیرگذاری در اقدامات دادخواهانه و جمع کردن مادران و خانواده‌ها در خاوران و منازلشان داشتند، احضار و بازخواست می‌کردند و یا تلفنی برای لغو برنامه‌هایشان، آنها را تحت فشار قرار می‌دادند. پژواک مبارزات دادخواهانه مادران و خانواده‌ها به تدریج از محدوده‌ی خاوران و منازلشان فراتر رفت و بخش‌هائی از جامعه ایران و فعالیت بخش‌های وسیعی از ایرانیان تبعیدی در خارج کشور را تحت تاثیر قرار داد. به این صورت، مادران با مقاومت و مبارزات پیگیرانه‌ی خود در امر دادخواهی و با گذشتن از خویشتن خویش، پایه‌های جنبش دادخواهی را در ایران پی‌ریزی کردند.

 

پژواک مبارزات دادخواهانه مادران خاوران جهان را در نوردید و با جنبش‌های دادخواهانه از جنس خود نظیر مادران میدان مایو (به اسپانیایی Asociación Madres de Plaza de Mayo) در آرژانتین و انجمن مادران و خانواده‌های جان باخته‌گان دوران حکومت دیکتاتوری پینوشه در شیلی AFEP (به اسپانیایی  Agrupacion de Familiares de Ejecutados Politicos – Chile) همبسته شدند.

 

این جنبش از یک سوی، داستان درد و رنج وصف‌ناپذیر مادران و خانواده‌هایی است که برای دادخواهی فرزندان خود مورد ستم و آزار جمهوری اسلامی و دستگاه‌های سرکوب و امنیتی آن  قرار گرفتند،  و از سوی دیگر، دادخواه بیدادی است که جان هزاران عزیز آنان را گرفته است.

مادران خاوران در سال‌های اخیر، یکی بعد از دیگری،  جهان ما را گذاشتند و گذشتند و میراث دادخواهی خود را برای نسل‌های جوان‌تر خانواده‌های خاوران و خاوران‌های ایران، برای مردم ایران، برای مادران و خانواده‌های دادخواه جنبش‌های اجتماعی نظیر آبان نودوهشت و زن زندگی آزادی که عزیزانشان را جمهوری اسلامی در خیابان‌ و زندان کشتار کرد، به جا گذاشتند.

 

 ١٠ آذر ١٤٠٣ برابر با ٣٠ نوامبر ٢٠٢٤

 

صفحه ویژه مادران خاوران

 

Facebook
Twitter
LinkedIn
Pinterest
Email
This site is registered on wpml.org as a development site. Switch to a production site key to remove this banner.